این یادداشت در شماره روز چهارشنبه ۵ خرداد/ ٢۶ مه روزنامه تهران امروز منتشر شده است:

http://www.tehrooz.com/1389/3/5/TehranEmrooz/342/Page/5/

دولت جدید بریتانیا و مسئله « دوستان اسرائیل»

ترکیب تیم سیاست خارجی کامرون نشان می‌دهد لندن حمایت خود از تل‌آویو را افزایش خواهد داد.

از ابتدای گرم شدن تنور مبارزات انتخابات سراسری در بریتانیا، مسئله خاورمیانه و به خصوص ضرورت پیشبرد روند مذاکرات صلح بین فلسطینی ها و اسرائیل، یکی از محورهای اصلی اولویت‌های سیاست خارجی اعلام شده هر یک از سه حزب اصلی این کشور (کارگر، محافظه کار و لیبرال دموکرات) بود.
رهبران همه گروه‌های سیاسی درگیر در مبارزات انتخاباتی اخیر، چه در جریان تبلیغات انتخاباتی و چه در جریان سه دور مناظره زنده تلویزیونی مکررا از ضرورت حل عادلانه و منصفانه معضل خاورمیانه و صلح میان فلسطین و اسرائیل سخن گفتند. عده ای این شعارهای انتخاباتی را اصولی و جدی به دلیل ضرورت ایجاد تغییر در سیاست خارجی بریتانیا و عده ای نیز آن را تبلیغاتی و شعاری و در جهت کسب آرای مسلمانان و مهاجران شرقی ارزیابی می کردند. از سوی دیگر، در طول بیش از سی و شش سالی که از جنگ اکتبر 1973 میلادی میان اعراب و اسرائیل سپری شده، متولیان سیاست خارجی آمریکا، از جمهوری خواه گرفته تا دمکرات، همواره مدعی بوده و هستند که در مناقشه تاریخی و طاقت فرسای منطقه خاورمیانه «واسطه صادق صلح/ Honest peace broker» هستند.
این در حالی است که همه رهبران آمریکایی در طول 62 سال اخیر، بدون واهمه و محدودیت از «رابطه ویژه/ Special Relationship» و مناسبات گسست ‌ناپذیر» بین واشنگتن و تل آویو سخن می‌گویند. نگارنده بارها در نشست‌های عمومی و تخصصی از دانشگاهیان، کارشناسان و سیاست ورزان مختلف آمریکایی پرسیده‌ام: چگونه و براساس کدام معیار دولت آمریکا می تواند در عین آنکه دارای رابطه ویژه و ناگسستنی با یک سوی مناقشه خاورمیانه است، خود را واسطه صادق صلح نیز قلمداد کند؟
پاسخ دادن به این سوال سرراست و ساده برای آمریکایی ها بسیار دشوار است. آنان که به نظر من صادق ترند توجیهی برای این تناقض بدیهی و آشکار ندارند و آنهایی که قصد توجیه و ماله‌کشی موضوع را دارند، آسمان و ریسمان را به هم می‌بافند تا ثابت کنند که اساسا هیچ اشکالی ندارد که واسطه یک معامله یا مناقشه بین المللی رفیق شفیق و شریک یک طرف ماجرا باشد و سالانه بیش از دو تریلیون و 775 میلیارد دلار به اسرائیل کمک مالی کند و همچنان دم از صداقت در دلالی صلح خاورمیانه بزند. به بیان دیگر و به قول حقوقدانان غربی، مشکل مهم و اساسی در این مسئله «تضاد منافع/conflict of interest» است. نمی توان هم دلبسته یک سوی ماجرا بود و هم ادعای بی طرفی در قضاوت و رایزنی در مناقشه را کرد.
من تنها کسی نیستم که به این تناقض بدیهی اشکال گرفته و معترضم. پیش از من و بیش از من افراد بسیاری به این دوگانگی تاکید کرده و از آن خرده گرفته اند. از میان این افراد می توان به خانم پروفسور «بورلی میلتون–ادواردز» استاد روابط علوم سیاسی «کویین یونیورسیتی» در شهر بلفاست ایرلند شمالی در کتاب اخیرش «مناقشه فلسطین و اسرائیل: جنگ مردم» یا اظهارات «دنیل لوی» نویسنده یهودی و پژوهشگر ارشد امور خاورمیانه اتاق فکر «نیو آمریکن فاوندیشن» در واشنگتن در میزگرد و مناظره سال گذشته موسسه اکونومیست درباره سیاست باراک اوباما و صلح خاورمیانه اشاره کرد.
عین این وضعیت تناقض آمیز قبلا تا حد زیادی در بریتانیا نیز وجود داشت. ولی پس از انتخابات اخیر ماجرا آشکارتر و جدی تر شده است. معمولا باور عمومی در بریتانیا این است که در سطح رهبری و نمایندگان پارلمان عضو حزب کارگر افراد بیشتری در مقایسه با حزب محافظه کار هوادار اسرائیل هستند. این در حالی است که تعداد منتقدان جدی تل آویو در حزب لیبرال دموکرات بریتانیا نسبتا بیشتر از دو حزب دیگر است.
شرح وظایف هر سه گروه حزبی دوستان اسرائیل بیش و کم مشابه و سرراست هستند: حمایت از گسترش و تعمیق مناسبات راهبردی لندن و تل آویو در همه جنبه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی، مخالفت با هر گونه تحریم یا محدودیت مناسبات با اسرائیل و جانب‌داری از اهداف تل آویو در مناقشه کنونی با فلسطینی‌ها.
هر سه حزب عمده بریتانیا دارای یک گروه فشار و لابی به نام «دوستان اسرائیل» هستند. از بین نمایندگان کنونی 27 نماینده حزب کارگر در مجلس عوام (از جمله گوردون براون نخست وزیر سابق) عضو گروه فشار «دوستان اسرائیل در حزب کارگر/ ال.اف.آی» هستند که این تعداد 10.4 درصد از نمایندگان عضو این حزب را تشکیل می دهند.
گروه فشار «دوستان اسرائیل در حزب لیبرال دموکرات/ ال.دی.اف.آی» در حال حاضر تنها دارای یک نماینده در مجلس عوام است 1.9 درصد. حزب حاکم محافظه کار نیز دارای پنج نماینده مجلس عوام عضو «دوستان اسرائیل در حزب محافظه کار/ سی.اف.آی» هستند. 1.63درصد. در جریان اخیر تقسیم مناصب و وزارتخانه‌ها بین دو حزب ائتلافی محافظه‌کار و لیبرال دموکرات با وجود آنکه دیوید کامرون نخست‌وزیر جدید و رهبر محافظه‌کاران بیش از حد انتظار در برابر خواسته‌های نیک کلگ رهبر لیبرال دموکرات‌ها کوتاه آمد، ولی در موضوع سیاست خارجی و وزارت خارجه کوچک‌ترین امتیازی به شریک تحمیلی خود نداد.
حال جالب است بدانیم که از میان 306 نماینده محافظه‌کاران در مجلس عوام، هم وزیر خارجه (ویلیام هیگ) و هم معاون امور خاورمیانه او (الستر برت) جزو گروه انگشت شمار پنج نفره «دوستان اسرائیل» هستند. حال با توجه به شرح وظایف انجمن دوستداران اسرائیل در حزب محافظه‌کار، می توان حدس زد که وزیر خارجه جدید و معاون امور خاورمیانه وی تا چه حد در عالم واقع (و نه در تعارفات مرسوم و بی‌پایه انتخاباتی، رسانه‌ای، تبلیغاتی و دیپلماتیک) می‌توانند «واسطه صادق صلح» در خاورمیانه باشند.
بی‌جهت نبود که محافل اسرائیلی (از قبیل جانی پاول در شماره روز بیستم می روزنامه جروزالم پست چاپ بیت‌المقدس) با خوشحالی از انتصاب الستر برت به این سمت ابراز خوشحالی کرده و از وی به عنوان «نماینده پارلمان دوست اسرائیل» یاد کردند. هفته نامه جوییش کرونیکل چاپ لندن که معمولا ناشر دیدگاه های لابی اسرائیل در بریتانیاست نیز در تحلیلی در شماره اخیر خود، از الستر برت به عنوان «قهرمان اسرائیل» نام برده و درباره انتصاب وی به سمت معاون امور خاورمیانه در وزارت خارجه دولت ائتلافی نوشت: «انتصاب الستر برت به عنوان مسئول امور خاورمیانه در وزارت خارجه آشکارترین پیام ممکن را درباره جهت گیری دولت جدید در خاورمیانه می فرستد.»
در همین راستا کسانی که از موضع گیری سریع و بی ملاحظه آقای الستر برت و تیم جدید وزارت خارجه بریتانیا در برابر توافق هسته ای اخیر ایران با رهبران برزیل و ترکیه تعجب کردند باید بدانند که تعهد دوستانه و بی قید و شرط به اسرائیل می‌تواند مانع توجه به مصالح بین المللی و قضاوت صادقانه درباره تحولات منطقه خاورمیانه از جمله ایران
شود. جالب اینجا بود که این نخستین موضع‌گیری آقای برت در مقام جدید خود به عنوان مسئول امور خاورمیانه وزارت خارجه بریتانیا بود.
نگارنده از جمله کسانی بودم که از ابتدای مبارزات انتخاباتی اخیر با خوش بینی امیدوار بودم سیاست دولت جدید محافظه کار در قبال مسئله مسلمانان، خاورمیانه و ایران بهتر، واقع بینانه تر و منطقی تر از عملکرد غیرقابل دفاع 13‌ساله حکومت های حزب کارگر به رهبری تونی بلر و گوردون براون باشد. با این همه به نظر می رسد که با این دو انتخاب پرمعنا و تاثیرگذار نباید امید چندانی به بهبود رویکرد سیاست خارجی بریتانیا، دست کم در قبال موضوعات سه گانه مسلمانان، خاورمیانه و ایران داشت.
حال باید نشست و دید آقای الستر برت که اتفاقا روز سه شنبه 25 می 55 ساله خواهد شد، چگونه قادر خواهد بود در طول مدتی که رهبری سیاست خاورمیانه ای دولت ائتلافی را برعهده دارد، ماموریت ناممکن دوستی راهبردی و نامحدود با تل آویو را با انجام سیاستی منصفانه و عادلانه در قبال ایران، جهان اسلام و خاورمیانه عملی سازد.
البته این مسئله یک وجه دیگر هم دارد که از حوصله این بحث خارج است و بررسی آن نیازمند مجال مستقل دیگری است: مسئله تعارض وفاداری استراتژیک و بی قید و شرط و توجه به منافع ملی بریتانیا و انجام تعهد به عموم رای‌دهندگان این کشور به حزب حاکم و به خصوص شخص وزیر خارجه و معاون وی. خاصه آنکه از قضا حوزه انتخابیه آقای الستر برت در منطقه «شمال شرقی بدفورد شایر» در حومه لندن، بسیاری از رای دهندگان، مسلمان اصالتا خاورمیانه ای، شمال آفریقایی یا دارای تبار شبه قاره هند هستند. باید دید آقای الستر برت در عین حفظ دوستی با اسرائیل چگونه نماینده ای در مجلس عوام بریتانیا برای این قبیل رای‌دهندگان مسلمان خواهد بود؟