نسخه اندکی کوتاه و تعدیل شده این مقاله با عنوان "گروگان‌گیری از دریچه اسناد"، به عنوان سرمقاله روز شنبه 14 آبان 1390 در روزنامه شرق در تهران منتشر شده است:

http://sharghnewspaper.ir/News/90/08/14/16066.html

http://sharghnewspaper.ir/Pdf/90-08-14/1.pdf

http://sharghnewspaper.ir/Pdf/90-08-14/4.pdf

32 سال از آغاز حادثه اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگان‌گیری پنجاه و چند تن از دیپلمات‌ها و ماموران آمریکایی مقیم ایران، در 13 آبان 1358 سپری شده است. در این مدت، علاوه بر انتشار حدود یکصد جلد از اسناد رسمی به دست آمده از مدارک از بین نرفته توسط آمریکایی‌ها و انتشار نسخه جدید منقح و دیجیتالی اخیر آن، دهها جلد کتاب و هزاران عنوان مقاله تحلیلی و خبری درباره این حادثه، ریشه ها و تبعات آن در ایران و دیگر کشورهای جهان منتشر شده و این روند همچنان ادامه دارد.

دگرگونی‌های 32 سال اخیر در ایران موجب شده تا به مرور، شماری از عوامل اصلی این حادثه تاریخ ساز (دانشجویان و حامیان سیاسی و معنوی آنان)، چه از روی اعتقاد و چه به دلیل تجربه و سیلی روزگار و یا بعضا هم‌رنگی با جماعت و جریان زمانه، نسبت به درستی اصل آن اقدام و یا روند ادامه آن دچار تردید و بازنگری شوند. برعکس کسانی دیگر که در آن زمان در این ماجرا دخیل نبوده و حتی نسبت به آن هم‌دلی و اعتقاد هم نداشتند، اکنون، چه از روی اعتقاد و چه به صورت تاکتیکی، حامی سرسخت و توجیه گر ماجرا شده و تجلیل از آن حادثه را ابزار مهمی در پیشبرد اهداف نظری و سیاسی خود می‌دانند، ولو آن که در عرصه عمل سیاسی، دشمن و یا رقیب عاملان گروگان‌گیری باشند.

علاوه بر ایران، در غرب و به خصوص آمریکا نیز دیدگاه‌های سیاست ورزان و تحلیل‌گران درباب گروگان‌گیری دچار دگردیسی‌های تامل برانگیزی شده است. برخی از گروگان‌ها به صف تندروان خواستار اعمال قدرت علیه ایران پیوسته‌اند و برخی دیگر بر ضرورت برخورد خویشتن دارانه با ایران تاکید دارند. هر دو دسته باوجود داشتن مواضع مخالف در قبال ایران، هم عقیده‌اند که تجربه آن‌ها نشان داده که سیاست‌های و مواضع پیشین آمریکا در قبال ایران کارکرد مناسب نداشته و ضرورت تجدید نظر در آن احساس می‌شود.

برای نمونه، برخی از سیاست‌ ورزان و تحلیل‌گرانی همچون گری سیک که روزگاری در شورای امنیت ملی آمریکا به پیروی از رییس وقت خود، زبیگنیو برژینسکی به شدت بر طبل تندروی دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی علیه ایران می‌کوبید، به تدریج و طی سه دهه، باز هم همانند برژینسکی و لابد بر اساس تجربه عینی خود، به یکی از منادیان ضرورت تعامل و گفتگوی مسالمت آمیز تبدیل شده است.

در سه دهه اخیر، سوای انتشار بخش‌های عمده‌ای از اسناد به دست آمده از سفارت سابق آمریکا در تهران، تنها خاطرات شماری از سیاست‌گران ایرانی از ماجرای گروگان‌گیری و حوادث بعدی آن انتشار یافته و به ندرت اسناد دولتی در این باب از طبقه بندی خارج و در اختیار محققانقرار گرفته شده است.

در همین مدت، در آمریکا و اروپا نیز اسناد، گزارش، خاطرات و تحلیل‌هایی در موضوع گروگان‌گیری آزاد و یا منتشر شده است. به دلایل مختلفی که خارج از بحث این نوشته است، این منابع آن چنان که باید و شاید مستقیما در دسترس عموم پژوهشگران داخلی قرار نگرفته و بعضا در بهترین شکل، صرفا به صورت گزینشی و در مواردی خاص و در جهت تکمیل یا تایید آثار و نظرات برخی از محققان مورد استفاده واقع شده‌اند.

در این زمینه، اسناد مختلفی از سوی دولت یا موسسات نیمه رسمی در آمریکا آزاد و یا منتشر شده که تا حدودی زوایای مختلف مساله گروگان‌گیری را از زاویه دید غربیان و واشنگتن بیان می‌کند. با این همه حجم و دامنه این اسناد محدود و معدود بوده و به دلیل پراکندگی و محدودیت دسترسی برای عموم محققان، به خصوص آنانی که آشنایی کامل به آرشیوهای عمومی آمریکایی را ندارند، استفاده از آن‌ها آسان نبوده است.

از ابتدای سال 2010 میلادی و هم‌زمان با آزاد شدن اسناد تحولات مربوط به سال 1979 در آرشیو ملی بریتانیا، بخش‌هایی از پرونده‌ها و مدارک رسمی دولت بریتانیا از نخستین مراحل حادثه گروگان‌گیری سفارت آمریکا در تهران آزاد و قابل مطالعه برای پژوهشگران شدند. این مجموعه با وجود حجم قابل ملاحظه آن (24 پرونده شامل حدود 4000 برگ) تنها 58 روز نخست از تحولات گروگان‌گیری (از 13 آبان 1358 تا 10 دی 1358) یعنی تنها حدود 13 درصد از ابتدای کار را در بر می‌گیرد.

این اسناد صرفا از پرونده‌هایی هستند که به طور خاص به موضوع گروگان‌گیری مربوط بوده و شامل گزارش‌های وزارت خارجه، دفتر نخست وزیر، وزارت بازرگانی و وزارت تغذیه بریتانیا از اصل ماجرا، تلاش‌های متحدان آمریکا در محکومیت دیپلماتیک و بین‌المللی این اقدام، اعمال فشارهای اقتصادی به ایران برای ختم ماجرا و تبعات آن است. در این مورد، پرونده‌های متعدد دیگری از دیگر دوایر دولتی بریتانیا، از جمله مذاکرات هیات دولت، نیز آزاد شده‌اند که به صورت ضمنی به ابعاد مختلف ماجرا پرداخته‌اند.

در ابتدای سال 2011 میلادی حجم به مراتب بیشتری از پرونده‌های مربوط به تحولات مرتبط با گروگان‌گیری، در آرشیو ملی بریتانیا آزاد شد. حدود 117 پرونده (شامل حدود 17 هزار برگ سند) در موضوع گروگان‌گیری و تبعات داخلی و بین‌المللی آن در آرشیو ملی بریتانیا آزاد شده است. هر چند به دلیل آغاز جنگ عراق علیه ایران، برخی از این اسناد به طور ترکیبی و موازی به هر دو موضوع و فصل مشترک‌های آن‎ها پرداخته‌اند، ولی این تخمین شامل همه اسناد مربوط به جنگ نمی‌شود. دوره زمانی این اسناد شامل بخش عمده زمان گروگان‌گیری (از 11 1358 تا 10 دی 1359) یعنی حجمی حدود 82 درصد از دوره ماجرا و تا سه هفته قبل از آزادی گروگان‌ها و بازگشتشان به آمریکا را دربر می‌گیرد.

باقی مانده اسناد که حوادث سه هفته نخست سال 1981 و سه هفته پایانی موضوع گروگان‌گیری را شامل می‌شود نیز قرار است تا کمتر از دو ماه دیگر و در آغاز سال 2012 میلادی در آرشیو ملی بریتانیا آزاد شود.

این در حالی است که به اذعان مسئولان دولت و آرشیو ملی بریتانیا، هنوز پرونده‌های زیادی مربوط به موضوع گروگان‌گیری وجود دارند که به دلایلی از قبیل حساسیت موضوع و یا حجم بالای کار و عدم اتمام بازبینی آن‌ها هنوز در دسترس عموم قرار نگرفته‌ و ممکن است به تدریج طی سال‌ها و حتی ماه‌های آینده در دسترس قرار گیرند. البته در بیم پرونده‌ها و اسناد تاکنون آزاد شده نیز بعضا مواردی وجود دارند که بخشی از یک سند یا به طور کلی و یا بعضا همچنان از دسترس محققان به دور مانده و دسترسی به آن مستلزم صرف وقت و پی گیری اداری و حقوقی بر اساس قانون دسترسی آزاده به اسناد است.

نگارنده بخت آن را داشته که در دو سال اخیر با دسترسی به این پرونده‌ها در گزارش‌های مختلفی، مروری گذرا بر این مجموعه اسناد داشته باشد. با این همه هنوز کار جدی و متمرکزی، چه برای گردآوری و تصویربرداری از این اسناد و چه تهیه مقالات و کتاب‌هایی بر اساس آن صورت نگرفته است.

در این اسناد ضمن توجه به اصل ماجرای اشغال سفارت آمریکا در تهران، به تلاش‌های گسترده غرب، به خصوص آمریکا و بریتانیا برای مجبور کردن ایران به ختم ماجرا از راه‌های دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی پرداخته شده است.

این اسناد نشان می دهد که با توجه به عوامل مختلفی، از جمله سفر هنری پرشت رییس میز ایران در وزارت خارجه آمریکا به فاصله حدود یک هفته قبل از 13 آبان 1358 و مذاکرات نسبتا مفید و دوستانه او با مقامات مختلف سیاسی و دینی در ایران، چه مقامات ارشد غربی و چه شماری از سیاست ورزان ایرانی از بروز حادثه اشغال سفارت آمریکا در تهران غافلگیرشدند. پرشت و سایروس ونس وزیر خارجه وقت آمریکا، از ابتدا مخالف هرگونه اعمال خشونت و رفتار قهرآمیز علیه ایران برای حل معضل گروگان‌گیری بودند. این موضع در ابتدا قوی بود، ولی با آغاز مبارزات ریاست جمهوری در آمریکا تا حدی تضعیف و نهایتا با استعفای ونس در آستانه حمله طبس به کلی کنار گذاشته شد.

بر اساس این مدارک، در ابتدای گروگان‌گیری کمتر کسی در صحنه سیاست داخلی ایران، حتی اعضای دولت موقت مستعفی مهدی بازرگان، برای آمریکا و گروگان‌ها اظهار هم‌دردی و دل‌سوزی می‌کرد. با این همه به مرور و با فرسایشی شدن موضوع و تبدیل شدن گروگان‌گیری و تبعات آن به یک فوتبال سیاسی در ایران، دیدگاه‌ها در این مورد تغییر یافت. تا جایی که در ماه‌های پایانی، به خصوص با آغاز جنگ هشت ساله، اغلب سیاست‌گران ایران از طیف‌های مختلف سیاسی، خواستار حل و فصل سریع ماجرای گروگان‌گیری بودند، هر چند که به دلایل مختلفی از ابراز علنی این دیدگاه طفره می‌رفتند.

سفارت آمریکا در تهران، یک بار در روزهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی توسط افراد مسلح چپ گرا برای مدتی کوتاه اشغال شده بود. سفارت بریتانیا نیز یک بار در همان حدود زمانی اشغال شد. اندکی پس از 13 آبان 1358 نیز سفارت بریتانیا یک بار دیگر برای چند ساعت اشغال شد. آن چه که از مطالعه این اسناد برمی‌آید، این است که اگر حادثه گروگان‌گیری، مانند موارد مشابه  داخلی و یا دیگر اقدامات مشابه بین‌المللی، برای رساندن پیام دانشجویان اشغال کننده صرفا برای مدتی کوتاه اشغال می‌شد و سپس ماجرا به نحوی خاتمه می‌یافت، ابعاد مختلف ماجرا قابل مدیریت‌تر می‌نمود.

علاوه بر آن، آن چه که این حادثه را از دیگر حوادث مشابه داخلی و خارجی آن متفاوت کرد، حمایت اولیه و سپس در دست گرفتن کل ماجرا توسط مقامات مسئول و دولتی ایران بود. درواقع به نظر می‌رسد که اگر حادثه گروگان‌گیری سفارت آمریکا به عنوان اقدامی مستقل از حکومت وقت ایران باقی می‌ماند، امکان حل و فصل ماجرا بر اساس حفظ منافع ملی و بین المللی ایران زودتر و بهتر میسر می‌شد.

این اسناد نشان می‌دهند که برخلاف ادعاهای مقامات غربی، به دلایل مختلفی، وقوع و استمرار گروگان‌گیری موجب شد که غرب و به خصوص دولت‌های آمریکا و بریتانیا، یا به طور تلویحی از حمله نظامی عراق به ایران حمایت کنند و یا از وقوع آن جلوگیری نکرده و نسبت به وقوع آن خشنود باشند.

از سوی دیگر اسناد آزاد شده در باره ماجرای حمله نظامی آمریکا به ایران که به حمله طبس شهرت یافت نشان می‌دهد که در مواقع حساس و خاص، دولت آمریکا وقع چندانی به همگرایی با دولت‌های متحد ، حتی بریتانیا و کانادا ننهاده و راسا و به طور پنهانی و خودسرانه وارد عمل می‌شود. حمله طبس صرف نظر از شکست حقارت بار نظامی، یک هزیمت سیاسی برای جیمی کارتر رییس جمهور آمریکا بود و متحدان واشنگتن را نسبت به صداقت متقابل آن کشور در مناسبات چند جانبه را زیر سوال برد.

صرف نظر از خسارت‌های ناشی از تحریمهای اقتصادی و نظامی و لغو قرارددهای با ایران، به خصوص در زمینه جنگ افزار، مساله ثروت مسدود شده ایران در بانکهای اروپایی و آمریکایی نیز محل سوال و ابهام بوده است. اسناد آزاد شده حاکی از آن است که در ابتدای ماجرای گروگان‌گیری، دست کم سیزده میلیارد دلار از پول ایران در بانک‌ها و موسسات اعتباری آمریکا و سه میلیارد دلار در موسسات بریتانیایی مسدود شده بود.

با این همه در بخشی از این اسناد درباره تاثیرات احتمالی این فشارها تاکید شده بود: "هیچ یک از این اقدامات تاثیر سریع و موثری در جهت تزلزل اقتدار خمینی و یا موجب فشار برای آزادی گروگان‌ها نشده، در حقیقت تقریبا همه این اقدامات به احتمال زیاد منجر به افرایش احساسات ضدغربی و خارجی ستیزی در ایران خواهد شد. احساسی که عامل اصلی اقتدار خمینی در ایران بوده و موجب افزایش خطر برای گروگان‌ها و سفارت خانه‌های غربی خواهد شد. با این همه نابخردانه است اگر تصور کنیم که تحریم‌ها به کلی بی‌تاثیر هستند و به آزادی گروگان‌ها کمکی نمی‌کند. برای آمریکایی‌ها و متحدانشان مشکل این جا است که می‌توانیم ظرفیت راه‌های گوناگون تخریب ایران را ارزیابی کنیم، ولی از تاثیر واقعی تحریم‌ها بر خمینی و شورای انقلاب و کسانی که واقعا گروگان‌ها را در اختیار دارند آگاه نیستیم."

هنوز راه زیادی برای انجام پژوهش‌های مستقل و بی‌غرض داخلی و خارجی در ماجرای گروگان‌گیری باقی است. برای این کار علاوه بر در دست داشتن منابع اصیل و دست اول داخلی و خارجی شایسته‌تر است که محققان ایرانی و غربی موضوع را ورا و فرای هیجانات و شعارهای له یا علیه طرفین موضوع مورد بررسی قرار دهند. در این مسیر باید صبر کرد تا مساله به مرور از جنبه سیاسی خود به یک موضوع تاریخی تبدیل شده و در فضایی آرام و بدون عصبیت مورد بحث و بررسی قرار گیرد.