هنگامی که در مارس 2003 بغداد توسط نیروهای متحد آمریکا فتح شد کمتر عراقی خبر داشت که در کنار سقوط حکومت بعثی صدام حسین و اشغال عراق توسط قوای خارجی، سربازان آمریکایی و متحدان اروپایی آنان در حال خالی کردن آرشیوهای تاریخی و سیاسی عراق و انتقال اصل همه اسناد به آمریکا هستند.

بخش مهمی از این اسناد، مدارک، موجو در آرشیو خصوصی صدام حسین و حلقه یاران نزدیک به او، آرشیو جاری و راکد محرمانه حزب بعث، آرشیوهای نظامی و  و آرشیو به کلی سری سازمان امنیت عراق است.

این البته تمام منابع فرهنگی غارت شده از عراق نیست. بنا به تاکید رییس آرشیو ملی عراق، کل اسناد آرشیو اختصاصی یهودیان در عراق و بسیاری از کتابهای خطی و اسناد منحصر به فرد دیگر نیز در بین مدارک غارت شده هستند. عراقی‌ها اعلام کرده‌اند که که این مدارک در اختیار مراکز تحقیقاتی یهودی و اسراییلی قرار گرفته و حتی بیم آن را دارند که برخی از اسناد این مجموعه‌ها از بین برده شده و یا تاکنون به اسراییل منتقل شده باشد.

از ابتدای شکل گیری دولت داخلی در عراق، اعتراضات مختلفی از سوی مقامات سیاسی و فرهنگی عراقی به اقدام آمریکایی‌ها در خارج کردن این مدارک از عراق و انتقالشان به وزارت دفاع آمریکا صورت گرفت و مشروعیت و قانونی بودن چنین اقدامی به طور جدی مورد پرسش واقع شد. اکنون پس از سپری شدن هشت سال و نیم از اشغال عراق، این اعتراضات شدیدتر و علنیتر شده و حتی عراقی‌ها تهدید کرده‌اند که در صورت عدم بازگرداندن این اسناد به عراق، از آمریکا به مجامع حقوقی بین‌المللی شکایت خواهند کرد.

از نظر افکار عمومی در عراقی‌، صرف نظر از جنبه‌ منفی سیاسی، این اقدام نیروهای آمریکایی، "غارت حافظه تاریخی و میراث فرهنگی" و سرقت بخش مهمی از تاریخ معاصر عراق محسوب می‌شود.

طاهر حمود معاون وزیر فرهنگ عراق ضمن تهدید آمریکا به کشاندن این موضوع به مراجع حقوقی وبین المللی اعلام کرده که دولت عراق اساسا در جریان خروج این اسناد نبوده و از کمیت و کیفیت اسناد غارت شده اطلاعی ندارد.

حمود همچنین اعلام کرد که دوره تاریخی اسناد غارت شده توسط سازمان سیا و پنتاگون از عراق مربوط به سالهای 1968 تا 2003 میلادی است و حجم این اسناد ممکن است به "میلیونها و حتی صدها میلیون برگ" برسد.

دولت آمریکا تاکنون از ابراز هر گونه واکنشی درباره اعتراضات مکرر عراقی‌ها و احتمال بازگرداندن اسناد تاریخی و سیاسی غارت شده از عراق و یا زمان تخمینی این اقدام احتمالی خودداری کرده است.

در همین ارتباط، انجمن آرشیویست‌های آمریکایی نیز اعلام کرده‌ که مصادره اسناد رسمی و آرشیوی یک کشور تحت اشغال یک "غارت فرهنگی" است و حتی در قاموس قوانین دوران جنگ نیز جایی ندارد.

دولت آمریکا در واکنش به چند گزارش پراکنده اخیر در رسانه‌های غربی عنوان کرده که تیمی از محققان سازمان سیا، پنتاگون، دانشگاه دفاع ملی و موسسه تحقیقاتی وودرو ویلسون در آمریکا در حال بررسی و مرور این اسناد برای پژوهش در زمینه حکومت و سیاست در عراق در دوران ریاست حزب بعث و صدام حسین هستند. این در حالی است که تاکنون حتی یک کارشناس از داخل عراق نیز اجازه حضور در این تحقیقات را نیافته است.

از سوی دیگر، برخی از رسانه‌های غربی ادعا کرده‌اند که یک گروه از پژوهشگران موسسه آمریکایی "بنیاد حافظه عراق" و دانشگاه‌های براندیس و استانفورد تحت سرپرستی کنعان مکیه استاد عراقی الاصل آمریکایی در حال بررسی و پژوهش بر هفت میلیون برگ از اسناد غارت شده از عراق هستند.

گفته می‌شود که در این مجموعه بزرگ تاریخی، مدارک زیادی درباره تصمیم‌گیری‌های خصوصی و محرمانه او و حلقه نزدیک یارانش، انگیزه‌های او برای جمله به ایران، سیاست خارجی او و روابطش با آمریکا، ایران، ترکیه و همسایگان عرب خود است.

در روزهای گذشته بخش‌هایی کوچکی از این اسناد توسط تیم بررسی کننده آن افشا و در رسانه‌های غربی منعکس شده است.

بر اساس یکی از این مجموعه اسناد که شامل گزارش به کلی سری جلسه محرمانه صدام حسین با فرماندهان ارشد بخش اطلاعاتی ارتش عراق تنها شش روز قبل از آغاز تجاوز نظامی به ایران است، حاکم وقت عراق ضمن دست کم گرفتن توان نظامی ایران در مقابله با تجاوز خارجی، اظهار امیدواری کرده بود که به موازات بروز شورش در مناطق مرزی کردستان و خوزستان در ایران، نیروهای ارتش عراق به سادگی و بدون مقاومت چندانی از سوی نیروهای مسلح ایران، وارد خاک ایران شوند.

این سند نشان می‌دهد که صدام حسین دچار این توهم توخالی بود که با ترسی که (به ادعای او) ایرانی‌ها از ارتش عراق دارند، بتواند با اشغال مناطق مرزی حکومت ایران را به سرعت طی چند روز به زانو درآورد.

از سوی دیگر و در تایید و تکمیل همین موضوع، اسناد انگلیسی که اخیرا آزاد و توسط نگارنده منتشر شده نشان می‌دهد توهم ضعیف بودن ارتش و حکومت ایران، بی‌رغبتی مردم در مقابله با قوای متجاوز خارجی و نهایتا سقوط سریع حکومت ایران پس از حمله عراق، بخشی از سناریوی تبلیغاتی و توهم آمیز سران برخی از کشورهای عربی و نیروهای اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور (عمدتا گروه ارتشبد غلامعلی اویسی و دکتز شاپور بختیار) بوده که از ابتدای پیروزی انقلاب ایران به صدام حسین القا و منتقل شده بود.

از دیگر اسناد فاش شده از مجموعه مدارک غارت شده عراقی می توان به موضوع جنجالی دستگیری و اعدام فرزاد بازفت خبرنگار جوان ایرانی تبار هفته نامه آبزرور چاپ لندن اشاره کرد که به اتهام جاسوسی برای بریتانیا در عراق دستگیر شد. اسناد فاش شده نشان می‌دهد که با وجود وساطت شخصی مارگارت تاچر نخست وزیر وقت بریتانیا، صدام حسین شخصا و به دلیل کینه‌ای که از ایرانیان داشت، صرفا به دلیل ایرانی بودن بازفت، شخصا بر اعدام خبرنگار ایرانی تبار آبزرور اصرار ورزید.

فرزاد بازفت پس از شش ماه تحمل دستگیری و شکنجه‌های شدید، در 15 مارس 1980 در عراق به دار آویخته شد و پس از تحویل جسدش به خانواده خوزستانی او در لندن، جنازه اش در گورستان مشهور های گیت در شمال لندن دفن شد.

اقدام آمریکا و متحدانش در غارت اسناد تاریخی از کشورهای تحت اشغال دارای سابقه‌ای تاریخی است. در سال 1945 و پس از فتح برلین و سقوط حکومت آلمان هیتلری، میلیونها برگ از اصل اسناد رسمی وزارت خارجه، وزارت جنگ و دوایر امنیتی آلمان توسط قوای نظامی آمریکا و بریتانیا غارت شده و به لندن و واشنگتن منتقل شدند.

حکومت آلمان ده سال پس از جنگ اقدام حقوقی را برای بازپس گیری این اسناد آغاز کرد. این تلاش حقوقی 41 سال به درازا کشید ولی به دلیل جدایی دو آلمان و تداوم جنگ سرد این دعاوی به جایی نرسید.

نهایتا در سال 1994 و با اتحاد مجدد دو آلمان، وزارت خارجه آمریکا قبول کرد که پس از تصویر برداری از کل اسناد، بخشهای عمده‌ای از این اسناد را به آلمان بازگرداند. اگرچه این اقدام در همان موقع صورت گرفت، ولی هیچ تضمینی برای آلمانها وجود ندارد که همه اسناد غارت شده به برلین بازگشته باشند. کما این که در این مورد هم مانند موضوع عراق، بخش‌هایی از اسناد از اسراییل سر درآورده‌اند.

شایان ذکر است که طی توافقی که بین دولت‌های لندن و واشنگتن صورت گرفت، حدود 15 سال قبل نسخه کاغذی پرینت شده از میکروفیلم بخشهای زیادی از این مجموعه غارت شده به آرشیو ملی بریتانیا در جنوب غرب لندن منتقل شده و از شش سال قبل در اختیار عموم مراجعان و محققان قرار گرفته است.

بنا به تخمینی که توسط نگارنده صورت گرفته، این مجموعه بسیار مهم شامل حدود هشت تا ده میلیون برگ سند است که از میان این اسناد حدود 48 پرونده شامل تقریبا ده هزار برگ سند به تحولات مختلف دولتی و غیردولتی ایران و مناسبات کشورمان با دولتهای مختلف آلمان در نیمه نخست قرن بیستم اختصاص دارد.

از میان این اسناد می توان به مکاتبات رسمی دیپلمات‌های ایرانی با مقامات آلمانی، گزارشهای دیپلمات‌های آلمانی از تحولات ایران و گزارشهای نوبه‌ای و هر از گاهی جاسوسان آلمانی از ایران، از جمله ترجمه خاطرات مفصل و باارزش فرانتس مایر سرجاسوس آلمان نازی در دوران جنگ دوم جهانی در ایران اشاره کرد.

http://www.pishkesvat.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=989:1390-08-19-07-36-50&catid=1:report