اشاره: مجموعه 16 گزارش و یک سرمقاله من بر اساس پژوهشی دشوار و پیچیده بر روی بیش از بیست هزار برگ سند تازه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا درباره تحولات ایران روز شنبه هشتم بهمن بوزنامه شرق، به عنوان ضمیمه ای 32 صفحه ای و همچنین یک یادداشت کوتاه در صفحه نخست آن روزنامه منتشر شده است. بنا به مقتضیات ناگزیر  حاکم بر رسانه های ایرانی، اندکی از این گزارشها دچار سانسور و تعدیل شده اند. از این جهت، از امروز  به تدریج آن مقالات را به همراه یادداشت صفحه نخست را به همراه اسناد و مدارک تکمیلی بر روی این وبلاگ منتشر خواهم کرد. به امید آن که دوستان و خوانندگان این مطلب مرا از نظرات اصلاحی، انتقادی و تکمیلی خود بی بهره نگذارند و در صورت نقل و بازنشر این مطالب، به نام منبع اصلی و پژوهشگر، گردآورنده و مولف این گزارشها و مطالب (مجید تفرشی) نیز  اشاره و تصریح کنند.

******************************************************************

سال 1981 میلادی (11 دی 1359 تا 10 دی 1360 شمسی)، از جهات گوناگون، یکی از مهم‌ترین حساس‌ترین فرازهای تاریخ معاصر ایران است. کشمکش‌های داخلی، تغییرات ناگهانی در آرایش سیاسی در کشور و تبعات خشونت بار آن، آزادی گروگان‌های آمریکایی، پایان ماجرای اشغال سفارت سابق آمریکا در تهران و تبعات دنباله دار آن، ادامه و اوج گیری جنگ عراق علیه ایران و آغاز ناامیدی عراق بعثی و متحدانش از پیروزی در جنگ، مشکلات و محدودیت‌های نظامی و اقتصادی ناشی از جنگ و موانع فروش بین‌المللی نفت خام ایران و ادامه روابط سرد و گاه بحرانی ایران با اروپا از جمله فرازهای مهم آن سال بودند.

طبعا به دلیل حساسیت دوره تاریخی این اسناد، بحث درباره موضوعات و حوادث مختلف مربوط به آن، به دلیل وجود دیدگاههای متفاوت و حتی متنافر موجود کاری دشوار است و با وجود تلاش برای بی‌طرفی و بی‌غرضی، امکان متهم شدن نگارنده به جهت گیری به هر یک از طرفین ماجرا بسیار زیاد خواهد بود.

مجموعه ای که اکنون پیش روی شماست حاصل بررسی بیش از 20 هزار سند تازه آزاد شده و منتشر نشده از نهادهای مختلف دولتی بریتانیا، به خصوص دولت، وزارت خارجه و وزارت دفاع) درباره ایران است. نه مقالات این مجموعه و نه تقریبا هیچ یک از اسناد مورد بررسی واقع شده در این مجموعه در هیچ رسانه، نشریه، کتاب یا پژوهشی در جهان منتشر نشده و برای نخستین بار است که توسط نگارنده و روزنامه شرق منتشر می‌شوند. چنان که بارها گفته‌ام، انبوه پرونده‌ها و اسناد مورد استفاده واقع شده برای نگارش و انتشار این مجموعه، مانند همه اسناد دولتی و رسمی، از اشتباه، تحلیل نادرست و حتی غرض ورزی پدید آورندگان آن مبرا نبوده و ضمنا نباید آن‌ها را نفس تاریخ و تاریخ‌نگاری محض تلقی کرد. با این همه، مجموعه این مدارک می‌توانند منابع مهم و غیرقابل جایگزینی برای نگارش تاریخ معاصر ایران تلقی شوند.

انتشار این مجموعه نه نقطه پایان، که صرفا آغازی است برای بررسی‌های عمیق‌تر و گسترده‌تر درباره هر یک از محورهای مطرح شده در این مقالات. این نه تنها وظیفه نگارنده که برعهده دیگر تاریخ نگاران و سند پژوهان داخلی و خارجی علاقمند به این دوره از تاریخ معاصر ایران است که با استفاده از این قبیل اسناد و دیگر منابع داخلی و خارجی به نگارش تاریخ راستین و بی‌غرض ایران در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب و جمهوری اسلامی بپردازند. اگر تالیف و انتشار این مجموعه گزارش‌ها بتواند مورد توجه و اقبال مخاطبان خاص و عام واقع شده و کمکی، ولو محدود، به پژوهش و نگارش تاریخ درست و بی‌غرض ایران معاصر، به خصوص در در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی بکند، نگارنده و ناشر این مجموعه به خواسته خود در انتشار این مجموعه دست یافته‌اند.

ادامه دارد...