مناسبات سیاسی ایران و بریتانیا- سه

 با پایان گرفتن مدت ماموریت کوتاه و چهار ماهه استیون جرمی بارت به عنوان رییس دفتر حفاظت منافع بریتانیا در تهران، وی گزارش پایان ماموریت خود را در تاریخ 15 جولای/ 24 تیر تهیه و به وزارت خارجه کشورش فرستاد. بارت در نیمه مارس (اواخر اسفند 1359) به تهران منتقل شده بود و پیش از آن یوران باندی سفیر سوئد در تهران، با حفظ سمت، مستقیما به عنوان مسئول دفتر حفاظت منافع بریتانیا در تهران فعالیت داشت.

بارت در ابتدای این گزارش داستانی را به کنایه نقل می‎کند که از نظر او تا حدی موقعیت غرب در قبال ایران انقلاب را روشن می‌کند: "داستان احتمال ساختگی بودن آن از واقعیتش بیشتر است وجود دارد مبنی بر این که در قرن گذشته، بولیوی اقدامی کرد که موجب ناخشنودی دولت علیاحضرت ملکه شد. ملکه ویکتوریا توصیه کرد که یک ناو کوچک توپ‌دار اعزام کنند تا مردم بولیوی متقاعد شوند که به منافع بریتانیا احترام بگذارند. به علیاحضرت توجه داده شد که به دلیلی برخی دلایل جغرافیایی این اقدام ممکن است نیست. گفته می‌شود که پس از این توجه، ملکه ویکتوریا فرمان داد که بولیوی از نقشه زمین محو شود."

رییس دفتر حفاظت منافع بریتانیا در تهران، در ادامه و با استفاده از این حکایت نوشت: "اگرچه آموزه ملکه ویکتوریا قابل اجرا در ایران نیست، ولی در برابر رفتار ناشیانه، سرکوبگر و بی‌ترتیب رژیم [ایران] در برابرمان، ما نیز باید مراقب گرایش محو کردن ایران از نقشه خودمان باشیم. غرب استطاعت آن را ندارد که تصور کند ایران قابل نادیده گرفتن است."

با وجود انتقادات بارت از وضعیت داخلی و سیاست خارجی ایران به وزارت خارجه کشورش توصیه کرد: "ما باید موانع گسترش روابط با ایران را بپذیریم. آنان برای بریتانیا یگانه نیستند. در موضوع مشخص بازگشایی سفارت، جمع بندی من این است که ما باید در هر زمان مناسبی در این باره به ایران فشار بیاوریم، ولی باید روشن سازیم که ما آماده پرداخت هر هزینه‌ای برای این بازگشایی نیستیم ... ممکن است که اجبار به کار کردن زیر پرچم سوئد آبرومندانه نباشد، ولی از نظر اجرایی، هزینه این اقدام، کمتر از حد توقع بوده است ... ما باید بر مبنایی حرکت کنیم که معامله منجر به برافراشتن پرچم [بریتانیا] شود."

اشغال کنسولگری ایران در لندن

ظهر روز هفتم سپتامبر/ 16 شهریور، بیش از پنجاه نفر که به گفته پلیس لندن "دانشجویان مخالف ایرانی" بودند، سرکنسول‌گری ایران در محله کنزیگتون در مرکز لندن را اشغال کرده و ضمن وارد آوردن خرابی‌های جدی به ساختمان، به صورت کارکنان جوهر پاشیده و پنج نفر از کارکنان کنسول‌گری را مضروب و زخمی کردند که مصدومیت یکی از آنان جدی اعلام شد. در گزارش‌های بعدی عنوان شده که اشغال کنندگان کنسول‌گری ایران در لندن، از هواداران سازمان مجاهدین خلق بوده‌اند. مشابه این اشغال در هفته‌های قبل در شماری از مراکز دیپلماتیک ایران در کشورهایی چون آلمان، آمریکا، اتریش، ترکیه و واتیکان نیز رخ داده بود.

به دنبال اشغال کنسولگری ایران در لندن، یوران باندی سفیر سوئد به عنوان حافظ منافع
بریتانیا و نیکلاس برینگتون مسئول جدید بریتانیایی دفتر حفاظت منافع کشورش در تهران به وزارت خارجه ایران احضار شدند و ضمن توجه دادن آنان به ضرورت حفظ امنیت و سلامتی کارکنان نمایندگی ایران در لندن و کارکنان آن، از آنان خواسته شد تا حمله کنندگان مورد بخشش و گذشت قرار نگیرند.

در شرایطی که پلیس لندن اعلام کرده بود که 54 نفر از مهاجمان به کنسول‌گری را دستگیر کرده و تعدادی از آنان به زودی محاکمه خواهند شدT بر اساس گزارشهای بعدی پلیس، اغلب این افراد بدون تفهیم اتهام و بی قید و شرط و اخذ هر گونه تعهدی آزاد شدند. دو روز پس از این حادثه، در روز نهم سپتامبر/ 18 شهریور بخش خاورمیانه وزارت خارجه بریتانیا با اذعان به این که برگزار کنندگان یک تظاهرات اعتراضی دانشجویان هوادار سازمان مجاهدین خلق "و احتمالا از بین اشغال کنندگان سفارت" هستند خواستار صدور مجوز برای این تجمع شد.

تلاش بریتانیا برای بازگشایی سفارت خود در تهران

لندن به موازات تلاش برای مقابله به مثل با تهران، همچنان به دنبال بسط و بهبود روابط
نیز بود. برای نمونه تقوی مدیر کل اروپای غربی وزارت خارجه ایران در دیدار روز دهم سپتامبر/ 19 شهریور خود با نیکلاس برینگتون در تهران اعلام کرد که اخیرا در لندن با درخواست جان گراهام در لندن برای بازگشایی سفارت بریتانیا در تهران مواجه شده، ولی تقوی به او تذکر داده: "بریتانیا فعلا باید تامل و صبر داشته باشند. سیاست‌گزاران خارجی در این جا [تهران] فعلا حاضر به هیچ مصالحه‌ای نیستند ... احتمالا از برخی جهات تفاهمی با وزیر خارجه جدید [موسوی] وجود دارد، ولی او اسیر مشاورانش است. به گفته تقوی، موسوی فردی زیرک و باهوش است، ولی با وجود آن که سطح او بسیار بالاتر از مشاورانش است، متاسفانه تحت کنترل آنان است."

برینگتون در ادامه این گفتگو افزود: "او [تقوی] نظر مرا تایید کرد که [حسین] شیخ‌الاسلام قطعا قوی‌ترین و تاثیرگذارترین فرد در وزارت [خارجه] است. اساس قدرت او از دانشجویان و به تبع آن از تعداد زیادی از سازمان‌های انقلابی مسلمان است." در همین ارتباط، تقوی در دیدار 23 سپتامبر خود با رندل دیگر دیپلمات بریتانیایی مقیم تهران گفت: "همه تصمیمات سیاسی در وزارت خارجه را آقای شیخ‌الاسلام اتخاذ می‌کند."

حسین شیخ الاسلام 

پس از سفر شیخ‌الاسلام به سوریه و لبنان و گفتگوهایش با سران آن دو کشور و رهبران فلسطینی، از قبیل یاسر عرفات و نایف حواتمه، برای ابراز مخالفت شدید ایران با طرح صلح پیشنهادی فهد ولیعهد وقت عربستان، برینگتون در گزارش چهارم نوامبر/ خود در این باره از معاون وزیر خارجه ایران این گونه یاد کرد: "شیخ‌الاسلام رهبر مجازی دانشجویانی است که سفارت آمریکا را اشغال کردند و در آن جا با اسم مستعار ابراهیم
شناخته می‌شد.

گزارش رییس دفتر حفاظت منافع بریتانیا درباره شیخ الاسلام ادامه می یابد: "او اگرچه برون گرا نیست، ولی مشخصا شخصیت قوی دارد. در ماه‌های اخیر، او و تعدادی دیگر از دانشجویان پیرو خط امام به مرکز قدرت عمده ای در وزارت خارجه ایران و مانع محکمی در در تبدیل شده‌اند. دیدگاههای او درباره پیچیدگی سیاست‌های اعراب خارج [از ایران]، ساده لوحانه و نمایشی است، ولی ممکن است برای او مفید واقع شده باشد. ما باید بدانیم که او چه تاثیری بر طرف‌های صحبت [عرب] خود داشته است."

ماجراهای سفر وزیر خارجه ایران به نیویورک از طریق لندن

برینگتون نیز در یک مورد دیگر، در آخر دسامبر، زمانی که پیشنهاد دیدار با ایان گیلمور مهردار سلطنتی بریتانیا با موسوی در حین مدت کوتاه حضور او در لندن در بین سفرش از تهران به نیویورک داده بود، از وزیر خارجه ایران به عنوان "یک جوان ساده لوح غافل از سیاست و روابط خارجی و دچار دغدغه ایدئولوژی اسلامی" یاد کرد. نهایتا پیشنهاد این دیدار به وزیر خارجه ایران ارایه شد، ولی مورد پذیرش موسوی قرار نگرفت.

گفتنی است که سفر اول اکتبر/ 9 مهر موسوی از طریق لندن به نیویورک با حواشی جنجال زیادی توام بود. بنا به روایت رسمی وزارت خارجه بریتانیا، هیات ایرانی شامل وزیر خارجه ایران و 19 همراه او، بدون اطلاع قبلی زمانی به پرواز بریتیش ایرویز در فرودگاه هیثرو لندن می‌رسند که تنها بیست دقیقه به پرواز باقی مانده، پذیرش مسافر به پایان رسیده و بلیتهای آنان نیز به مسافران لیست انتظار فروخته شده بود. به دنبال اعتراض هیات ایرانی قرار می شود که در پروازهای بعدی به آنان جا داده شود.

با این همه به دلیل خودداری ایرانیان از سفر با پروازهای آمریکایی و شلوغی بیش از حد
پروازهای بریتانیایی موجب شد که همه هیات نتوانند یک جا با هم سفر کنند. علاوه بر آن در این میان به دلیل اصرار ماموران حراست فرودگاه به بازدید وسایل برخی از اعضای هیات ایرانی که دارای گذرنامه ایرانی نبودند، درگیری رخ می‌دهد. گزارش وزارت خارجه بریتانیا حاکی از وجود اسلحه در چمدان‌های برخی از اعضای هیات ایرانی بوده که با توجه به وجود تیم محافظ برای وزیر خارجه امری نامعمول نبود، ولی بهانه‌ای برای مسئولان بریتانیایی شد تا رفتار غیرمودبانه ماموران خود را توجیه کنند.

به نظر می‌رسد که از نظر مقامات ایرانیا، روابط ناخوشایند دو کشور و خودداری موسوی از دیدار با گیلمور دلیل بروز چنین حادثه‌ای بود. سفارت ایران در لندن نیز با ارسال یک نامه رسمی اعتراض آمیز از بروز این حادثه، رفتار توهین آمیز ماموران فرودگاه با هیات ایرانی و عدم حضور نماینده وزارت خارجه بریتانیا برای حل و فصل به موقع مساله اعتراض کرد.

موضع لندن درقبال ارسال پیام تسلیت به ایران

به دنبال حادثه انفجار تروریستی هفتم تیر 1360 و کشته شدن ده‌ها تن از مسئولان نظام و سران حزب جمهوری اسلامی در دفتر مرکزی این حزب، یکی از مسایل مطرح شده در سطح کلان وزارت خارجه بریتانیا، تصمیم‌گیری درباره پیشنهاد دفتر حفاظت منافع بریتانیا در تهران برای ارسال پیام تسلیت به مقامات ایرانی بود. میرز در نامه‌ای محرمانه به وزیر خارجه درباره این امر بود. در این نامه میرز صریحا مخالفت خود را با ارسال پیام تسلیت به دولت ایران اعلام کرد. میرز در ابراز نظری انتقام جویانه و نامعمول نوشت:

"قربانیان انفجار به شدت مخالف بریتانیا بودند و ارسال چنین پیامی ممکن است موجب بروز سوءتفاهم شود. به ویژه آیت الله [محمد] بهشتی رییس قوه قضاییه که باید تا حدی مسئولیت 9 ماه زندانی بودن بدون محاکمه سه میسیونر و تداوم زندان یک بازرگان بریتانیایی را برعهده داشته باشد. این انفجار یک فاجعه طبیعی نبود که به خاطر آن به ایرانیان تسلیت گفته شود. بلکه یک حادثه سیاسی بود که هرگونه ابراز تسلیت به ایران می‌تواند دلالت به اظهار نظر درباره دلایل این انفجار و توجیه آن کند."

 

تردید در ارسال پیام تسلیت از سوی مقامات بریتانیایی به مقامات ایرانی یک بار دیگر نیز
رخ داد. پس از حادثه هشتم شهریور و کشته شدن محمد علی رجایی رییس جمهور و محمد جواد باهنر نخست وزیر، برینگتون به مقامات کشورش پیشنهاد داد تا مارگارت تاچر نخست وزیر بریتانیا پیام تسلیتی برای محمد رضا مهدوی کنی نخست وزیر ایران ارسال کند. به عقیده برینگتون این پیام، "گامی در جهت بهبود روابط دوجانبه" و "فرصتی مفید برای تصریح به ایرانیان در این مورد که بریتانیا علاقه‌ای به دخالت در امور داخلی ایران نداشته و علاقمند به روابط خوب، مستحکم و مستقل با ایران است" تلقی می‌شد.

با این همه بر اساس مشورت‌های منفی اول و 17 سپتامبر/ دهم و 26 شهریور پاتریک ووگان و کیو.اف.هایم، دو تن از مسئولان بخش خاورمیانه وزارت خارجه بریتانیا، چنین تصمیم گرفته شد تا کرینگتون پیام تسلیتی به میرحسین موسوی همتای تازه انتخاب شده ایرانی خود بفرستد. بهانه ووگان این بود که افکار عمومی ایران از ارسال پیام تسلیت نخست وزیر بریتانیا خوششان نمی‌آید و اگر تسلیت گویی لندن در بهبود روابط دوجانبه موثر باشد، همان پیام وزیر خارجه در این راه کافی خواهد بود.

هایم نیز تاکید کرد که "در شرایطی که تلاشهای بریتانیا برای بهبود روابط با ایران و بازگشایی سفارت در تهران به جایی نرسیده و یک بازرگان بریتانیایی هم همچنان در ایران زندانی است و ایران نیز تلاش دارد تا این زندانی، که هنوز تفهیم اتهام هم نشده را با یک تروریست ایرانی معاوضه کند، ارسال چنین پیامی از سوی مارگارت تاچر به مصلحت نمی‌باشد.

برخورد آمریکا با دانشجویان انقلابی و سیاستهای اعطای روادید

به دنبال تصمیم آمریکا برای عدم صدور روادید ورود به حسین شیخ‌الاسلام به اتهام دخالت در ماجرای گروگان‌گیری سفارت آمریکا، واشنگتن تصمیم گرفت تا این موضوع را به همه مقامات جوان ایرانی مظنون به همکاری با دانشجویان اشغالگر و دخیل در آن حادثه تسری دهد. مورد دیگر پس از شیخ‌الاسلام درباره فرخ روز کاردار جدید ایران در لندن اتفاق افتاد.

بر اساس گزارش نهم سپتامبر/ 18 شهریور آلن گولتی دیپلمات بریتانیایی مقیم واشنگتن، دولت آمریکا مدعی شد که فرخ روز نیز جزو گروگان‌گیران سفارت آمریکا بوده و از این جهت او و دیگر کسانی که در آن حادثه دخیل بوده‌اند حق دریافت روادید و ورود به آمریکا را ندارند. در همین گزارش از قول رالف لیندستروم مدیر بخش ایران در وزارت خارجه آمریکا، عنوان شده که پنج تا ده درصد از کادر دیپلماتیک ایران در آن زمان، جزو دانشجویان دخیل در اشغال سفارت آمریکا بوده‌اند.

پنج روز بعد از ارسال این نامه، کریس رندل دیپلمات بریتانیایی شاغل در دفتر حفاظت منافع آن کشور در تهران در واکنش به تصمیم آمریکا، به شدت از این حادثه ابراز تعجب کرد. به نوشته رندل:" بر اساس مدارک مهاجرتی، فرخ روز در 21 آگوست 1979/ 30 مرداد 1358 وارد بریتانیا شده، در پلی تکنیک شمال لندن ثبت نام کرده و دوره اش را از 27 سپتامبر/ پنجم مهر آغاز کرده بود. هیچ مدرکی درباره خروج وی از کشور در دوره اشغال سفارت آمریکا نیز وجود ندارد."

رندل ادامه داد: "اگر اتهامات آمریکایی‌ها به درخواست نمایندگان پارلمان برای اخراج فرخ روز منجر شود، این موضوع می‌تواند به اسباب خجالت ما منجر شود. از آن جایی که ادعای آمریکایی‌ها بی اساس است، به نظر می‌رسد که در این شرایط ما باید به آنان بیشتر توضیح دهیم. این غیرممکن نیست که فرخ روز زمانی در هنگام گروگان‌گیری به ایران بازگشته و و حتی شاید از سفارت اشغال شده آمریکا نیز بازدید کرده باشد. از نظر ما این به شاهدی بر آن نیست که او در اشغال سفارت و یا تصمیم گیری باید گروگان‌گیری دخالت داشته است."

در پی آغاز کار دولت جدید و وزارت علی اکبر ولایتی در وزارت خارجه، تلاشهای بریتانیا برای یافتن راهی برای بهبود روابط با ایران و گشایش سفارت در تهران ادامه و شدت یافت. بر اساس گزارش 13 اکتبر/ 21 مهر برینگتون، او به همراهی یوران باندی سفیر سوئد در تهران به دیدار محمد صدر مدیرکل جدید اروپا و آمریکای وزارت خارجه ایران رفت. این دیدار یک هفته قبل از ارسال گزارش صورت گرفته بود.

 

مسئول دفتر حفاظت منافع بریتانیا در تهران، در گزارش خود با تحقیر از صدر یاد کرده و او را "فردی بدون ریش و شبیه یک بچه مدرسه‌ای چاق" و "یکی از انقلابیون جوان در حلقه شیخ‌الاسلام" نامیده بود. با این همه، دیپلمات انگلیسی از نتیجه این دیدار ناراضی نبود. به گفته صدر، وزیر خارجه ایران و معاونش به او ماموریت داده بودند تا موضوع بازگشایی سفارت بریتانیا در تهران را مورد بررسی قرار دهد. او نیز ارزیابی خود را آغاز کرده و  امیدوار است که با حل معضلات پیش رو، به نتیجه مطلوبی در این باره دست یابد.

مدیر کل اروپا و آمریکای وزارت خارجه از قطع ارتباط دیپلماتیک با ایران توسط بریتانیا در سال 1980، حمله به سفارت ایران توسط اعراب تندروی سازمان یافته از سوی عراق و عدم اطلاع رسانی لندن درباره ریشه های امر و جزییات محاکمه تنها تروریست زنده مانده، عدم توضیح درباره اخراج دانشجویان ایرانی از بریتانیا و همچنین سابقه تاریخی روابط و چهره بریتانیا به عنوان کشوری که مرتبا در امور ایران دخالت می‌کرده به عنوان چهار عامل اصلی مانع بهبود روابط دوجانبه یاد کرد.

با وجود طرح مشکلات و انتقادات مختلف توسط دیپلمات ایرانی، به گفته سفیر سوئد، این دیدار از همه دیدارهای قبلی او با مقامات وزارت خارجه ایران در موضوع روابط ایران و بریتانیا مثبت‌تر بود. این روند تا اواخر سال 1981 به تدریج ادامه یافت و با وجود مخالفت چهره هایی همانند حسین شیخ‌الاسلام و کمال خرازی، صدر بر اساس ماموریت سازمانی خود همچنان در تلاش برای یافتن راهکاری برای بهبود روابط تهران و لندن و بازگشایی سفارت بریتانیا در تهران بود.

خرازی به عنوان رییس خبرگزاری پارس (جمهوری اسلامی بعدی) صریحا مخالفت خود با بهبود روابط ایران و بریتانیا را در دیدار با دیپلمات‌های بریتانیایی اعلام کرده بود. در مقابل، مصطفوی رییس اداره سوم سیاسی وزارت خارجه نیز در ضیافتی در ششم دسامبر/ 15 آذر در گفتگو با رندل، ضمن ابراز امیدواری به حل این مشکل، بر پی‌گیری جدی صدر و دیدار احتمالی او در این مورد با برینگتون پس از بازگشت او از لندن تاکید کرد.

انفجار در لندن و دستگیری کوروش فولادی

بر اساس یک گزارش اسکاتلندیارد پلیس لندن، در ساعت دو بیست دقیقه بعد از ظهر روز 13 دسامبر/ 22 آذر، بمبی در داخل یک دستگاه خودروی داتسون سفید، متعلق به فردی به نام محسن غفوری، در میدان کاونا (در نزدیکی خیابان اجور و ایستگاه مترو ماربل آرش) در مرکز لندن منفجر شد. بر اثر این انفجار دو تن از سرنشینان خودرو، یک ایرانی به نام امیر هوشنگ امامی و یک بحرینی به نام محمد علی حسن طاهر کشته و نفر سوم به نام کوروش فولادی به شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد. شدت جراحت فولادی به حدی بود که گزارش‌های اولیه پلیس از به هوش آمدن و نجات او ابراز ناامیدی کرده بود.

فولادی در آن زمان هیجده سال و هشت ماه سن داشت. او تا نه ماه قبل از این حادثه دربان  ساختمان کنسولگری ایران در لندن بوده که در آن زمان از کار اخراج شده بود. هشت ماه بعد نیز سفارت ایران اخراج او را به اطلاع مقامات اداره مهاجرت بریتانیا رساند و متعاقب آن، چند روز قبل از حادثه نیز وزارت کشور بریتانیا طی نامه‌ای عدم تمدید اجازه اقامت فولادی در بریتانیا را به اطلاع او رسانده بود. فولادی هفت ماه قبل از این حادثه نیز در یک درگیری در هایدپارک کرنر (محل تجمع سنتی سخنرانان با عقاید مختلف در روزهای یکشنبه در لندن) به دلیل تهدید افراد دستگیر و محکوم برای مدتی به زندان نوجوانان فرستاده شده بود. این حادثه تقریبا همزمان با اخراج او از کنسول‌گری بوده است.

پس از این حادثه ماموران پلیس لندن بر اساس آدرس مالک خودروی منفجر شده، به منزل او مراجعه کرده و چهار مرد و چهار زن را به عنوان شاهد احتمالی با خود به پاسگاه پلیس پدینگتون بردند. در آن زمان روزنامه کیهان چاپ تهران، با انتشار خبری از این ماجرا
از دستگیری خانواده‌ها و زن و بچه قربانیان حادثه خبر داده بود که این موضوع از سوی پلیس لندن تکذیب و اعلام شد که زنان مذکور همان شب آزاد و مردان به دلیل یافتن حجم زیادی از تجهیزات سیم کشی و الکتریکی در محل اقامتشان بازداشت شده‌اند.

برخلاف پیش بینی اولیه، فولادی پس از مدتی به هوش آمد و علی رغم شدت جراحات وارده زنده ماند. او بعدا محاکمه و متهم به مشارکت در فعالیت‌های تروریستی و به 12 سال زندان محکوم شد. فولادی هفت سال و هشت ماه در زندان‌های مختلف بریتانیا زندانی بود و در 19 شهریور 1368 آزاد و به ایران بازگشت. فولادی در بازگشت عنوان کرد که بمب منفجر شده توسط افرادی دیگر و به قصد ترور او و دوستانش در خودروی آنان کار گذاشته شده و در مدتی که در بازداشت بوده مورد شکنجه و بدرفتاری مداوم واقع شده است.

ادامه دارد...