ایرانیان گاهی متخصص و مبتکر اکتساب یک موضوع و پدیده از تجربیات و دستاوردهای دیگر کشورها و مناطق جهان و به مرور قلب ماهیت آن بر اساس علاقه‌ها و سلیقه‌های خاص خودشان هستند. امری که گاهی به غلط و نا به جا، به آن بومی‌سازی نیز گفته می‌شود.

برای نمونه، پیتزا را از ایتالیایی‌ها گرفته‌ایم و سپس انواع مواد و مخلفات و افزودنی‌های سنتی و مدرن بومی ایرانی را در داخل آن گذاشتیه‌ایم. محصول احتمالا برای بعضی ذائقه‌ها غذای خوش مزه‌ای است، ولی اطلاق نام پیتزا به آن بی معنا و نادرست است.

اینترنت را با همه ساز و کارش به ایران آورده‌ایم. فناوری که مبنای ایجادش، سرعت دسترسی به اطلاعات و آزادی دسترسی به اطلاعات است. ما در ایران این سرعت و ازادی را از کاربران اینترنت دریغ کرده‌ایم و باز اصرار داریم که این همان اینترنت جهانی است.

حالا حکایت انتخابات ریاست جمهوری و مناظره‌های آن است. فرصتی که می‌توانست و احتمالا هنوز هم می‌تواند بهترین مجال برای شور بخشیدن به بازار کم رونق سیاست و جلب توجه عمومی به سرنوشت چهار و حتی هشت ساله ایران باشد را با فرصت سوزی ماهرانه به نمایشی توهین‌آمیز و البته تا حدی مفرح تبدیل کرده‌ایم. مناظره‌ای که قرار بود مردم را ترغیب به مشارکت سیاسی کند، درست برعکس آن عمل کرده است.

در واقع این مثلا مناظره ننها یک حسن و دستاًورد داشت و آن جلب اجماع همه جناح‌ها و نامزدها در بطالت و توهین‌آمیز بودن این اقدام است. این اجماع البته در میانه تشتت آرای کنونی خود یک دستاورد مهم است.

مناظره‌های تلویزیونی نامزدها در ایران اقدامی کاملا جدید و اقتباسی است. سوای تجربه طولانی مناظره‌های نامزدهای ریاست جمهوری در آمریکا، کشورهای اروپایی نیز حدود نیم قرن است که با این مقوله آشنا هستند و مدام در گیرودار کارزارهای انتخاباتی گروه‌های مختلفی آن را تجربه می‌کنند. با این همه، تجربه آمریکایی به دلیل قدمت و تجربه بیشتر، در این مورد همچنان الگو است.

در این مختصر مجال بررسی تحلیلی و مقایسه‎ای این نوع مناظره‌ها و روند تجربه اجرایی آن در جهان وجود ندارد. ولی می‌توان با توجه به تجربیات جهانی، معضلات آن چیزی که روز جمعه در تلویزیون ایران انجام شد را مورد بررسی و آسیب شناسی کلی قرار داد:

 

 

به نظر من، معضل اصلی و ریشه‌ای مناظره روز جمعه، از قبل از انجام آن وجود داشت. نبود نامزد حامی و پاسخگوی دولت کنونی، هرگونه مناظره‌ای از این دست را بی‌مصرف و فاقد اهمیت و جذابیت کرده است. این قبیل برنامه‌ها وقتی مهم و جذاب هستند که یک طرف ماجرا رییس دولت کنونی یا نامزد حامی و همسوی او باشد و طرف دیگر، نامزد یا نامزدهایی که با به چالش کشیدن آموزه‌ها، عملکرد و برنامه‌های دولت کنونی، مدعی هستند که می‌توانند شرایط بهتری برای آینده کشور رقم بزنند. همه نامزدها، حتی آن‌هایی که تا دیروز حامی مطلق دولت بودند، اکنون در حال رد عملکرد هشت ساله دولت هستند و هیچ چالشی در سخنان آنان در این موضوع وجود ندارد.

نکته دوم این است که بنا به برنامه‌ریزی و طراحی مسئولان صدا و سیما، برخی از سوالاتی که در این مناظره و حتی در دیگر برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی مطرح شد، یا بسیار کلان و شعاری و در حد کلی‌گویی بودند و یا بسیار ریز و موردی بودند. در مورد اول، مردم علاقه‌ای به شنیدن شعارها و رجزخوانی کلی ندارند و در مورد دوم، صلاحیت ابراز نظر، مختص مشاوران و نزدیکان متخصص هر یک از نامزدها است که بتوانند در برنامه‌های فرعی و جانبی برنامه دقیق و مشخص‌تری به مردم ارایه کرده و آرای بیشتری را برای نامزد مورد حمایت خود کسب کنند.

سومین نکته این است که مسئولان صدا و سیما، آگاهانه یا ناآگاهانه، مناظره انتخاباتی را با یک میزگرد تخصصی بی‌تنش و کم مخاطب اشتباه گرفته‌اند و با حذف عناصر چالش و برخورد مستقیم آرا، برنامه را به یک شو بی‌مصرف و خسته کننده و صرفا برای انجام حداقل مسئولیت محوله تبدیل کردند و با این اقدام، به مردم، به خود، به نامزدها و به شان و جایگاه ریاست جمهوری توهین و جفا کردند.

چهارمین نکته قابل بحث در این مورد این است که خود نامزدهای ریاست جمهوری نیز با درس گرفتن از تجربه مناظره های چهار سال قبل، آمادگی هیچ گونه چالش جدی و رویارویی با نظرات یکدیگر را نداشتند. در واقع صرف نظر از موارد محدودی از شعارها و برخوردهای متفاوت، اغلب مطالب ارایه شده توسط نامزدها، شامل این نکته بود که وضع فعلی اصلا مناسب و شایسته کشور نیست و من اگر حاکم شوم، اوضاع را بهتر و چنین و چنان خواهم کرد. این در حالی است که همه نامزدهای کنونی در گذشته سمت‌های بسیاری بالای مملکتی داشته و اکنون نیز هیچ کدام از آنها، حتی آنانی که در مقابل دولت کنونی قرار دارند، به طور کامل بدون سمت بالای اداری و کاملا خارج از دایره قدرت نیستند.

در این مناظره، برخورد همه نامزدها این است که عده ای دیگر در هشت سال اخیر وضع را نابسامان کرده و نامزدها قرار است بدون ارایه یک برنامه تفصیلی و معرفی تیم کارشناس و کابلد همراه خود و ساز و کاری کاملا متفاوت و دگرگونه، صرفا همانند یک ناجی افسانه‌ای وارد قصه شده و همه چیز را ختم به خیر و خوشی کنند.

درست است که در همه دنیا، در کارزارهای انتخاباتی، همه نامزدها شعارهای زیبا می‌دهند و به جای ایجاد تردید در مورد درباره آینده روشن و بهتر، یقین القا می‌کنند، ولی این وظیفه مدیریت صدا و سیما و سپس مجری/ کارشناس برنامه است که با تکیه بر یک تیم کارشناس و تحلیل‌گر حرفه‌ای سیاسی و رسانه‌ای، و نه تهیه کنندگان شوها و مسابقات تلویزیونی، تک تک نامزدها را به چالش جدی کشیده و ضمنا فضا را برای به چالش کشاندن آنان توسط مردم و دیگر رقبا فراهم کند. این ساز و کار متاسفانه نه در اراده برنامه سازان مناظره‌ها بوده و نه در تخصص و تجربه آنان.

تا زمانی که چنین فضایی ایجاد نشود و ساز و کار چنین مناظره جدی و واقعی فراهم نشود، نتیجه همانی خواهد شد که دیدیم: برنامه‌ای بی‌رمق، خسته کننده، توهین آمیز و کاریکاتوری از مناظره‌های مرسوم انتخاباتی در جهان.