پژوهش٫ تاليف و ترجمه: مجيد تفرشی

mtafreshi@gmail.com

 

روز شنبه اول ژانویه/ 12 دی ماه، روزنامه شرق مجموعه گزارشهای من از تازه ترین اسناد آزاد شده در آرشیو ملی بريتانيا در مورد ايران در سال 1974 را منتشر کرد. از این فرصت استفاده می کنم و با انتشار تدریجی آن در وبلاگ نیمه تعطیل يا نیمه دایر خودم آن را مجددا فعال می کنم. ضمنا لینکهای دسترسی مستقیم به فایلهای این گزارشها در شرق از این قرارند:

 

html:

 

http://sharghnewspaper.com/831012/html/spc1.htm

 

http://sharghnewspaper.com/831012/html/spc2.htm

 

http://sharghnewspaper.com/831012/html/spc3.htm

 

http://sharghnewspaper.com/831012/html/spc4.htm

 

pdf:

 

http://sharghnewspaper.com/831012/pdf/21-zendegi.pdf

 

http://sharghnewspaper.com/831012/pdf/22-zendegi.pdf

 

http://sharghnewspaper.com/831012/pdf/23-zendegi.pdf

 

http://sharghnewspaper.com/831012/pdf/24-zendegi.pdf

ايران در سال ۱974بر اساس اسناد دولتى بريتانيا (۱)

mtafreshi@gmail.com

 

پیش درآمد

آرشيو ملى بريتانيا واقع در منطقه كيو گاردنز در جنوب غرب شهر لندن، امسال نيز براساس سنت ديرينه خود از نخستين روز كارى سال جديد ميلادى (سه شنبه چهارم ژانويه ۲۰۰۵ ميلادى) پرونده هاى مختلف به تازگى از طبقه بندى آزاد شده دولتى را، كه مربوط به سال ۱۹۷۴ (از ۱۱ دى ۱۳۵۲ تا ۱۰ دى ۱۳۵۳شمسى) است و سى سال كامل از زمان نگارش آنها گذشته، در اختيار همه علاقه مندان قرار خواهد داد. قانون استفاده از اسناد تاريخى سى ساله و به تازگى آزاد شده اجازه انتشار آنها را تا نخستين روز سال جديد ميلادى نمى دهد.

به اين جهت، اين موسسه همانند سال هاى گذشته به منظور آن كه تعداد محدودى از پژوهشگران و روزنامه نگاران بتوانند روايات و گزارش هاى خود در مورد اسناد مورد نظرشان را آماده كنند و در نخستين ساعات ممكن پس از آزاد شدن قانونى آنها در رسانه هاى مكتوب يا صوتى و تصويرى جهان منتشر سازند، معمولاً دو هفته زودتر از موعد قانونى آزادسازى عمومى اسناد جديد، طى مراسمى خصوصى اين اسناد را به طور اختصاصى و در زمانى محدود در اختيار اين عده قرار مى دهد. نتيجه كار اين گروه از پژوهشگران و روزنامه نگاران را در روز اول ژانويه هر سال مى توان در ويژه نامه هاى روزنامه ها و رسانه هاى مهم و پرخواننده و رسانه هاى صوتى و تصويرى جهان ملاحظه كرد.

راقم اين سطور با بيش از دوازده سال سابقه كاوش و پژوهش مستمر در آرشيوهاى بريتانيا، از چند سال پيش يكى از معدود افراد غيرانگليسى زبان و تنها ايرانى اى بوده ام كه اجازه داشته ام كه در مراسم اختصاصى گشايش زودهنگام اسناد جديد شركت كنم. من در سال هاى اخير گزارش و روايت خود از برگزيده اى از اين اسناد را به انحاى گوناگونى در رسانه هاى همگانى ايران منتشر كرده ام.

ولى امسال با توافقى كه با روزنامه وزين شرق به عمل آمد تلاش كردم تا روايت ايرانى اسناد را همزمان با گزارش هاى ديگر رسانه هاى سراسر جهان در ميهن خود نيز منتشر كنم. بسيار اميدوارم كه مجال و همتى بيابم تا طى يك سال آينده ضمن آماده سازى و انتشار چند مقاله تفصيلى و تحليلى بر اساس اسناد ارائه شده در اين مجموعه، كتابى را نيز در مورد ايران سال ۱۹۷۴ از نگاه ديپلمات هاى بريتانيايى آماده انتشار كنم.

گفتنى است كه در سال هاى گذشته شمارى از رسانه هاى ايرانى در داخل و خارج از كشور گزارش من از اين اسناد را پس از انتشار اوليه آن، چه با ذكر نام نگارنده و چه بدون آن، مجدداً منتشر يا بدان استناد كرده اند. اگرچه من مطلقاً توقعى مادى در اين زمينه ندارم، از نظر معنوى و به عنوان يك اصل بديهى و طبيعى اميدوارم اگر افراد و يا رسانه هايى از اين نوشته در كارهاى خود استفاده كرده و به انتشار مجدد آن دست مى زنند دست كم خواسته يا ناخواسته ذكر نام مولف اين گزارش كه بيش از نيمى از عمرش را در بررسى اسناد و آرشيوهاى تاريخى داخلى و خارجى سپرى ساخته ناديده نگيرند.

بايد توجه داشت كه اسنادى كه در اين مجموعه معرفى مى شوند نيز همانند اغلب ديگر اسناد آرشيوى صرفاً منابعى دست اول براى نگارش و تدوين تاريخ هستند و نبايد آنها را نفس تاريخ تلقى كرد. مطالعه اسناد مربوط به ايران در آرشيو ملى بريتانيا در نگارش تاريخ معاصر ايران ضرورى و غيرقابل چشم پوشى هستند. در عين حال بايد توجه داشت كه گزارش هاى ماموران دواير رسمى بريتانيا نيز همانند هر سند رسمى ديگرى، به رغم اهميت انكارناپذير و ضرورى بودنشان، لزوماً خالى از حب و بغض و يا اشتباهات سهوى نيستند.

نظر نگارنده اين است كه برخلاف سليقه بسيارى ديگر از پژوهندگان تاريخ و اسناد تاريخى در ايران، اين قبيل اسناد ابزار و عرصه آبروبرى از عده اى و آبروخرى براى عده اى ديگر نيست. ما ناگفته ها و معضلات و نادانسته هاى بسيار مهمى در مورد تحولات گذشته كشورمان داريم و پيشداورى، غرض ورزى و پرونده سازى و تلاش براى رفع يا كسب اعتبار كمكى به حل اين معضلات نمى كند.نكته مهمى كه در اينجا بايد به آن اشاره كنم اين است كه من در شمارى از موارد مطرح شده در اين گزارش داراى ديدگاه و تحقيق خاص هستم، ولى از اين فرصت براى ابراز مواضع شخصى تاريخى در تفسير يا تشريح اسناد استفاده نمى كنم و طرح اين موارد را به زمانى ديگر و بررسى عميق تر و مورد به مورد اسناد ارائه شده وامى گذارد.

ديگر اينكه در ارائه گزارش اسناد از معرفى اسناد مربوط به تحولات داخلى بريتانيا و ديگر كشورها را كنار گذاشته ام. اولاً در مدت محدود قانونى دو روزه اى كه براى بازبينى و گزينش اسناد و پرونده ها و مجال دو هفته اى كه براى تدوين و نگارش اين مجموعه داشته ام بيش از يكصد پرونده با حجمى در حدود ۲۰ هزار صفحه آن هم فقط مربوط به ايران را نمى توانستم بازبينى كنم. دوم اينكه بسيارى از اسناد مهمتر مربوط به تحولات بين المللى و امور داخلى بريتانيا در روز اول ژانويه در رسانه هاى همگانى غربى و به خصوص انگليسى زبان قابل رويت و خواندن هستند.كليه اسنادى كه بدون ذكر سال در اين مجموعه معرفى مى شوند مربوط به سال ۱۹۷۴ هستند. در صورتى كه در سندى كه مربوط به سال هاى ديگر عرضه شده باشد حتماً سال نگارش آن ذكر شده است.

در اينجا لازم است از همكار و دستيارم خانم فيونا اوكلارى تشكر كنم كه در بررسى و گزينش اين پرونده ها و اسناد به من يارى فراوان رساند. همین طور از دوست عزیز جناب آقای علی معظمی که بدون همیاری و مشارکت وی در امر آماده سازی و چاپ انتشار به موقع این مجموعه غیرممکن بود. ضمنا مایلیم مراتب سپاس خود را از دیگر دوست عزیزم جناب آقای بهروز طیرانی مسئول محترم آرشیو روزنامه اطلاعات برای محبتی که در تهیه بیشتر تصاویر این مجموعه کشیدند ابراز کنم.

مايلم كه اين مجموعه را به روح و خاطره دوست بسيار عزيز، تازه ازدست رفته و جوان مرگم دكتر مهدى مسلم تقديم كنم. كسى كه از آغاز دوستى مان بيشترين تشويق را نسبت به من در مورد انتشار اين اسناد و يا پژوهش بر مبناى آنها داشت.

 

•گزارش سال ۱۹۷۳

مانند سنت سال هاى گذشته، نخستين گزارش سال ۱۹۷۴ مربوط به مرور تحليلى و گاه شمار رويدادهاى سال قبل است. گزارش محرمانه مرور سال ۱۹۷۳ به تاريخ ۳۱ دسامبر همان سال تهيه شده و به قلم سر پيتر رمزباتم (Sir Peter Ramsbotham) سفير كبير در آستانه خروج بريتانيا، در تهران است. در ابتداى اين گزارش آمده است: «سال ۱۹۷۳ سالى بود كه اعتماد به نفس شاه به سرعت رشد يافت اگرچه وى در پاييز در مواردى كه خارج از كنترل وى انجام شد ترديدهايى چند نشان داد. ايران با گسترش اقتصاد خود در حد زيادى در صحنه جهانى نيز پيشرفت كرد و كارنامه اى قابل توجه در مسائل نفتى از خود به جاى گذارد. ولى اين نشانه هاى اميدوار كننده با تداوم اعتراض هاى مخالفان و افزايش تورم داخلى لطمه ديد.»

در اين گزارش و بسيارى گزارش هاى ديگر از افزايش ناگهانى و غيرقابل پيش بينى بهاى جهانى نفت به عنوان مهمترين عامل موفقيت هاى حكومت و گسترش يك باره بلند پروازى هاى شاه سخن گفته شده است. با اين همه در بخش ديگرى از اين گزارش در مورد چالش ها و مشكلات ادارى و اجتماعى پيشرفت هاى ايران آمده است: «در اواخر سال شاه با تشخيص اين حس فزاينده كه نظام حكومتى فاسدتر از آن است كه به پيشرفت كشور به سوى تمدن بزرگ خدمت كند، با صدور فرمانى پارتى بازى را ممنوع اعلام كرد. بايد تامل كرد و ديد كه آيا مى توان به رشوه خوارى خاتمه داد يا نه، و يا اينكه افكار عمومى بيشتر از پيش در اين مورد تهييج خواهد شد يا نه.»

در قسمت ديگرى از اين گزارش آمده است كه در طول سال ۱۹۷۳ با آن كه جنگ بين اعراب و اسراييل درگرفت، حكومت شاه هم به روابط خود با تل آويو كه ديگر پنهانى هم نبود ادامه داد و هم فروش نفت به آن حكومت را، اين مسئله طبيعتاً موجب خشم حكومت هاى عربى عليه ايران شد.

نكته مهم ديگر در اين گزارش افزايش شديد بودجه تسليحاتى و خريدهاى نظامى ايران از غرب بود كه به بركت سرازير شدن يك باره ثروت نفتى ناشى از گران شدن بهاى نفت صورت گرفت. در گزارش رمز باتم تاكيد شده كه اكثر كشورها از يك سو نسبت به گسترش شديد ارتش ايران ناراضى بودند و از سوى ديگر خواهان شركت در رقابت فروش جنگ افزار به اين كشور بودند. در اين گزارش آمده است كه در سال ،۱۹۷۳ صرفاً در نيروى هوايى، ايران بيش از دو ميليارد دلار هلى كوپتر و هواپيماى نظامى از آمريكا خريد كرد.

از سوى ديگر، به تعبير سفير بريتانيا، يك قلم از سهم لندن از «كيك خريدهاى تسليحاتى ايران» در همين مدت سفارش ۲۵۰ دستگاه تانك سريع سوار زرهى اسكورپيون بود كه ظاهراً قرار بود ادامه يابد. گذشته از آن در همين مدت ۸۰۰ دستگاه تانك چيفتن نيز توسط ايران از بريتانيا خريدارى شد، كه تا آخر سال ۱۹۷۳ حدود ۲۰۰ دستگاه آن به ايران تحويل شده بود.

ادامه دارد...