پژوهش٫ تاليف و ترجمه: مجيد تفرشی

mtafreshi@gmail.com

 

سياست تسليحاتى شاه و گزارش هاى سالانه نظامى ايران

سال ۱۹۷۳ به دليل بروز تنش هاى مرزى بين ايران و عراق و اعزام نيروهاى نظامى ايران به عمان از يكسو و حجم انبوه معاملات تسليحاتى با غرب سالى پرمشغله براى ارتش ايران محسوب مى شد. اين مسئله از تعداد زياد و پرحجم گزارش هاى اطلاعاتى و تحليلى كه توسط ديپلمات هاى غيرنظامى و وابستگان مختلف نظامى بريتانيا در تهران تهيه شده قابل درك است. در گزارش دهم ژانويه سفير بريتانيا به دلايل و انگيزه هاى محمدرضا شاه براى گسترش ارتش خود توجه شده است. «شاه باور دارد كه در محاصره نيروهاى شوروى است و در موقع حمله دشمنان نمى تواند متكى به حمايت متحدانش باشد، بلكه بايد بتواند با تجهيز ارتش داخلى از خود دفاع كند. ... وى اخيراً در مصاحبه اى با يك نشريه آلمانى گفته است كه به همان دليلى كه آلمان و فرانسه ارتش خود را مجهز مى كنند، او نيز به تجهيز ارتش ايران مى پردازد.»

در اين گزارش از ديدگاه منتقدان خارجى شاه در مورد اغراق  آميز بودن خطر شوروى براى ايران ياد شده و آمده است كه از نظر روس ها، آمريكايى ها ايران را به يك پادگان نظامى تبديل كرده اند. اين در حالى است كه آمريكايى ها هم معتقدند كه با خريدهاى اخير تسليحات دريايى ايران و عربستان از بريتانيا، لندن منطقه خليج فارس را مقرى براى حكومت خود تبديل كرده اند. در گزارش رمزباتم از ايران ضمن آن كه آمريكا به عنوان نخستين شريك نظامى ايران ياد شده از ايران به عنوان تنها كشورى نام برده شده كه براى گسترش تسليحات غيراتمى خود از واشينگتن چك سفيد و اختيار تام دريافت كرده است.

در گزارش هاى سه گانه در مورد نيروهاى دريايى، زمينى و هوايى ايران جنبه هاى فنى و عمومى اين نيروها مورد بررسى قرار گرفته شده است. براساس اين گزارش ها، رشد پرشتاب اين نيروها و خريدهاى بى وقفه تسليحاتى اگرچه به گسترش سريع ارتش ايران منجر مى شد، ولى عدم هماهنگى در نيروى انسانى نظامى و غيرنظامى با سرعت رشد ارتش موجب بروز كمبود و بحران نيروى كار در قواى مسلح ايران شده بود.

در گزارش سفارت بريتانيا در مورد نيروى زمينى ايران تعداد تانك هاى چيفتن فعال در كشور و مقر استقرار آنها به اين شرح ۲۳۳ مورد اعلام شده است: مركز زرهى شيراز ۵۰ دستگاه، قزوين، در انتظار اعلام محل ماموريت در شيراز ۴۰ دستگاه، قزوين ،۳۹ گارد شاهنشاهى تهران ،۲۶ در تردد ۲۴ و تبريز ۶. براساس اين اطلاعات نيروهاى گارد سلطنتى ايران قرار بود در اردوى نظامى سازمان مخفى ولى مشهور واكنش سريع «اس اى اس» (SAS) شركت كنند.

در اغلب اين گزارش ها با نگرانى تاكيد شده كه مشكل نيروى انسانى و كارآمد در نيروهاى مسلح ايران از زمان افزايش سريع خريدهاى نظامى نمايان تر شده است و كادر كنونى ارتش ايران هنوز نتوانسته خود را با اين رشد سريع هماهنگ سازد.

بخش ديگرى از گزارش هاى نظامى سال ۱۹۷۴ آرشيو ملى بريتانيا به پيمان نظامى سنتو مربوط است. آن چه كه از كيفيت و كميت اسناد مربوط به سنتو مى توان دريافت اين است كه اين پيمان كه تا سال ۱۹۷۳ به مدد تلاش و ابتكار ايران و «نصير عصار» رئيس ايرانى آن بسيار فعال و تا حدى تاثرگذار بود، از سال ۱۹۷۴ با تغيير عصار و جانشينى يك تبعه تركيه به جاى وى، به مرور وارد مرحله قهقرايى خود شد تا آن كه در سال ۱۹۷۹ و پس از وقوع انقلاب اسلامى در ايران با خروج كشورمان از آن عملاً از هم پاشيد.

در اسناد جديدا آزاد شده آرشيو ملى بريتانيا دو دسته سند در مورد ايران وجود ندارند. اسناد مربوط به دعاوى متقابل ايران و امارات متحده عربى در مورد جزاير سه گانه خليج فارس و دوم اسناد مربوط به همكارى هاى غيرنظامى هسته اى بين ايران و بريتانيا. تلاش هاى نگارنده در مورد يافتن زمان قطعى آزاد سازى اين گروه از اسناد نهايتاً منجر به پاسخگويى مسئولان اين آرشيو شد. اسناد همكارى هاى هسته اى ايران و بريتانيا در آينده اى نزديك از طبقه بندى خارج و در دسترس محققان قرار خواهد گرفت، ولى در مورد اسناد مربوط به دعاوى حقوقى ايران و امارات از آن جايى كه ماجرا همچنان ادامه داشته و پرونده آن گشوده است هنوز مشخص نيست كه چه زمانى علنى خواهند شد.

پايان