پرنس چارلز وليعهد 57 ساله انگليس با اعلام زمان قطعي ازدواج خود با خانم کاميلا پارکر بولز در روز ششم آوريل قصد دارد به سي و پنج سال پنهان کاري، شايعه پردازي، خبرسازي، رسوايي و تلخ کامي خاتمه دهد.

زماني که اين خبر مورد تاييد رسمي قرار گرفته واکنشهاي متفاوتي در سطح مقامات سياسي و ديني، رسانه هاي خبري از يک سو و افکار عمومي و مردم عادي از سوي ديگر بروز کرده است. برخي اين ازدواج را امري خصوصي، حق طبيعي دو انسان ناکام و عاشق مي دانند، عده اي اگراين مساله را در حالت طبيعي عادي مي دانند ولي آن را براي فردي که قرار است روزي پادشاه انگليس و رييس نمادين کليساي انگليکن شود امري غير قابل پذيرش مي دانند. برخي نيز اين امر را نشانه زوال و انحطاط دربار و نظام پادشاهي مي دانند و معتقدند که چارلز با اين تصميم عملا صلاحيت به تخت سلطنت نشيدن را از دست مي دهد.

در اين واقعيت ترديدي نيست که رسميت يافتن اين رابطه پنهاني سي ساله با توجه به دامنه زماني و عمق آن امري بود که دير يا زود بايد اتفاق مي افتاد. حتي برخي معتقدند که پرنس چارلز براي اين کار به اندازه کافي و حتي بيش از حد لازم نيز صبر کرده است.

پرنس چارلز و کاميلا که در آن زمان نام خانوادگي "شند" را داشت نخستين بار در سال 1970 و در جريان يک بازي چوگان با يکديگر آشنا شدند. در آن زمان هر دو 23 سال سن داشتند. اين آشنايي چند ماه بعد به رابطه اي بسيار نزديک تبديل شد. در طول سالهاي متمادي ازدواجهاي جداگانه، داشتن فرزند و طلاق هر دو مانعي بر سر گسترش و تعميق اين دوستي و عشق نشد و اين دو همچنان به ارتباط با يکديگر ادامه دادند.

به دنبال يک غيبت دو ساله چارلز از انظار عمومي، کاميلا در ژوييه سال 1973 با يک افسر ارتش به نام اندرو پارکر بولز ازدواج کرد. چهار سال و چهار ماه پس از اين ازدواج، در نوامبر 1977 چارلز براي نخستين بار با دختر 16 ساله اي به نام دايانا اسپنسر آشنا شد.

ازدواج کاميلا و آشنايي وليعهد انگليس با دايانا هيچ يک مانع تداوم ارتباط مخفيانه چارلز و کاميلا شد. با اين همه به توصيه و فشار خانواده خود و مشاوران دربار انگليس که نگران جنجال آفريني و رسوايي وليعهد جوان بودند، چارلز در ششم فوريه سال 1981 رسما از دايانا تقاضاي ازدواج کرد. تقاضايي که طبيعتا بلافاصله با پذيرش داياناي جوان و در آستانه 20 سالگي واقع و منجر به برگزاري ازدواج خبرساز و بسيار اشرافي آن دو در 29 ژوييه همان سال شد.

هم شيفتگان و هم دشمنان دايانا معتقدند که اين دختر 20 ساله از ابتداي حضور خود در خانواده سلطنتي نه تنها مناسبات دربار انگليس را برهم ريخت بلکه نگرش مردم به سلطنت و رابطه افکار عمومي با دربار را نيز براي هميشه تغيير داد. وي نخستين چهره درباري در قرن بيستم انگليس بود که مردم به جاي آن که از او بترسند يا برايش صرفا احترام قائل شوند، عاشق و شيفته اش بودند.

دايانا بعدها در يک مصاحبه جنجالي تلويزيوني فاش ساخت که سايه شوم کاميلا از همان ابتدا بر سر ازدواج او با چارلز سنگيني مي کرد. به گفته در واقع اين ازدواج از اول ازدواجي سه جانبه بود و مانع وجود هرگونه حريم خصوصي و بدون حضور غير براي چارلز و دايانا مي شد.

پرنس چارلز نيز بعدها تلويحا فاش ساخت که چندان عاشق دايانا نبوده و فاصله سني 14 ساله آن دو موجب شده بود که درک و تفاهم متقابلي بينشان وجود نداشته باشد. حتي تولد ويليام و هري دو فرزند پسر آنها سالهاي 1981 و 1984 نيز موجب رفع و حتي تعديل اين عدم تفاهم نشد.

از زمان تولد ويليام و هري، به موازات افزايش محبوبيت عمومي و مردمي دايانا، وي جايگاه معنوي خود را در بين درباريان سنتي و اشرافي از دست مي داد. جايگاهي که به طور پنهاني ولي کاملا محسوس براي کاميلا آماده مي شد.

با اين همه دايانا در آن زمان همچنان همسر رسمي چارلز وليعهد و پادشاه آينده بود و مادر ويليام وليعهد و پادشاه پس از آن. اين واقعيتي انکار ناپذير بود که هيچ جنجال آفريني و رابطه عاشقانه اي قادر به از بين بردن آن نبود.

از زمان تولد فرزند دوم چارلز و دايانا با تداوم ارتباط وليعهد با کاميلا روند سردي روابط آن دو شتاب گرفت. در فاصله سالهاي 1985 تا 1992 جاده تلخکامي و جدايي چارلز و دايانا هموارتر شد و نهايتا در سال 1992 روابط پنهاني و عاشقانه چارلز و کاميلا براي نخستين بار به تيتر اول روزنامه هاي انگليس تبديل شد.

چند ماه بعد در ژوئن 1992، اندرو مورتون نويسنده انگليسي در کتاب پرفروشي با نام "دايانا: داستان واقعي او" و بر اساس گفتگوهايي که با دايانا انجام داد از شدت و دامنه اختلافات چارلز و وليعهد خبر داد و تلويحا از کاميلا به عنوان يکي از مهمترين عوامل اين بحران نام برد. بسياري معتقد بودند که اين کتاب اتوبيوگرافي غيررسمي دايانا و مورد تاييد شخص وی است.

انتشار کتاب مورتون شوکي بر پيکر دربار و جامعه سنتي انگليس بود. شش ماه بعد در دسامبر همان سال جان ميجر نخست وزير وقت رسما جدايي موقت چارلز و دايانا را اعلام کرد. در قوانين انگليس اين جدايي مرحله مياني بين طلاق قطعي و يا رفع کامل اختلافات است.

درست دو سال بعد از انتشار اين کتاب نوبت عرض اندام چارلز فرا رسيد. وي در مصاحبه اي تلويزيوني با دوست روزنامه نگارش جاناتان ديمبلبي صريحا گفت که به همسرش خيانت کرده، زن ديگري را دوست دارد و با اين زن روابط مخفي عاشقانه دارد.

ديمبلبي بعدا با انتشار بيوگرافي رسمي و تاييد شده وليعهد انگليس در نوامبر 1994 علنا فاش کرد که معشوقه متاهل پرنس چارلز، کاميلا پارکر بولز نام دارد. در اين کتاب جزييات روابط پنهاني اين دو دلداده متاهل آورده شده است.

دايانا بلافاصله پس از انتشار زندگي نامه چارلز مجددا يک مصاحبه تلويزيوني انجام داد و گفت او هم به شوهرش وفادار نبوده است. دايانا در اين مصاحبه به طرزي مبارزه جويانه و غيرمتعارف گفت ارزشي براي القاب و مناسبات اشرافي و درباري قائل نيست و مي خواهد محبوب مردم و ملکه قلبها باشد. اين جايگاهي بود که کاميلا رقيب عشقي وي هرگز موفق به کسب آن نشد.

انتشار زندگي نامه چارلز نهايتا کاسه صبر اندرو همسر کاميلا را برغم سي سال سکوت و خويشتن داري وي لبريز کرد و اين دو رسما در ژانويه 1995 از يکديگر جدا شدند. هر چند که از چند سال قبل از آن معلوم بود که ازدواج اين دو نيز همانند ازدواج چارلز و دايانا داراي فرجامي خوش نيست.

در دسامبر 1996 اليزابت دوم ملکه انگليس رسما دستور داد که دايانا و چارلز به طور کامل از هم جدا شوند. اين جدايي قطعي در 28 اوت 1996 صورت گرفت. اين جدايي منجر به حذف عنوان شاهزاده ولز از نام دايانا نشد، ولي دربار انگليس در اقدامي که منجر به ناراحتي بسياري از مردم شد رسما لقب عليحضرت يا اچ.آر.اچ (Her Royal Highness) را از دايانا بازپس گرفت.

از اين زمان به بعد سير حوادث بين چارلز، دايانا و کاميلا با سرعت بيشتري به پيش رفت. کاميلا بدون هيچ مانعي وارد زندگي خصوصي چارلز و حلقه درباريان شد. در ژوييه 1997 چارلز ميهماني علني به افتخار 50 سالگي کاميلا برگزار کرد.

در همين زمان دايانا نيز در حال سپري کردن يک زندگي پرمشغله اجتماعي، انجام سفرهاي متعدد بين المللي و تجربه چند آشنايي و عاشقي نافرجام بود. وي سرانجام با دودي الفايد پسر محمد الفايد ميلياردر جنجالي مصري تبار مقيم انگليس و صاحب فروشگاه هرودس و باشگاه فولام آشنا شد. آشنايي که ظاهرا قرار بود به ازدواج بيانجامد، ولي منجر به حادثه تصادف اين دو در آخرين روز اوت سال 1997 در پاريس و مرگ آن دو شد. بسياري از مردم انگليس هنوز يا به طور احساسي و يا بر اساس قرائني چند، اتفاقي بودن اين حادثه را باور نکرده و آن را توطئه اي براي از ميان برداشتن دايانا مي دانند.

پس از مرگ عمومي بود که در يک نظرسنجي بسيار گسترده و زنده تلويزيوني اکثريت مردم انگليس اعلام کردند که موافق بقاي سلطنت در کشورشان هستند، ولي بيشتر مايلند تا فرزند چارلز و دايانا با کنار گذارده شدن پدرش جانشين ملکه اليزابت شود.

طلاق و مرگ دايانا نه تنها در کوتاه مدت راه را براي ازدواج چارلز و کاميلا هموار نکرد، بلکه موجب شدت يافتن علاقه مردم به دايانا شد. براي چند ماه کاميلا از ظاهر شدن در انظار عمومي و مواجهه با عاشقان دايانا هراس داشت.

با اين همه اندوه عمومي در مرگ دايانا نيز همانند همه مصيبتهاي زميني ابدي بود و اين مساله نيز به مرور به تاريخ پيوست. چارلز براي رسميت بخشيدن به روابط خود با کاميلا چهار مانع اصلي را در پيش رو داشت: دربار، کليسا، فرزندانش و مردم.

ملکه اليزابت و همسرش پرنس فيليپ به دليل ناراحتي که از گستاخي، بي پروايي و محبوبيت پرنسس دايانا داشتند از ابتدا مخالفتي با ورود علني کاميلا به صحنه دربار ابراز نمي کردند. آنا صرفا معتقد بودند که بايد منتظر مرور زمان و زدوده شدن خاطره دايانا از اذهان بود تا زمان مناسبي براي ازدواج کاميلا و چارلز انتخاب شود.

در اکتبر 1998 تنها 13 ماه پس از مرگ دايانا، چارلز و کاميلا براي نخستين بار دست در دست يکديگر در يک مراسم عمومي ظاهر شدند. نظر رسانه ها و افکار عمومي به اين مساله کلا تقريبا مخفي و ناخوشايند بود.

از سوي ديگر دو سال از زمان مرگ دايانا طول کشيد تا کاميلا براي نخستين بار با ويليام و هري فرزندان دايانا از نزديک ملاقات کند. در اين دو سال ظاهرا تاثير غم مرگ مادر و راهنماييها و القائات خانواده دايانا عليه کاميلا کم رنگ شده بود. يک سال بعد در سال 2000 ملکه اليزابت نيز براي نخستين بار در يک ميهماني عمومي با حضور کاميلا شرکت کرد. بسياري اين دو اتفاق را مقدمه ازدواج دو دلداده ميان سال دانستند.

با اين همه چارلز و کاميلا صبورانه منتظر چراغ سبز کليسا و افکار عمومي بودند. کليساي انگليس پس از ماهها رايزني به چارلز اعلام کرد که بر اساس سنت موجود به دليل مطلقه بودن هر دو طرف، مانعي شرغي براي ازدواج آن دو وجود ندارد و اين مساله مانعي براي پادشاهي آتي چارلز نخواهد بود. با اين حال کاميلا نمي تواند رسما به عنوان ملکه دست يابد.

درباريان و روحانيان انگليس ازدواج چارلز و کاميلا را با دو حادثه نسبتا مشابه تاريخي مقايسه مي کنند. در دهه 1930 ميلادي ادوارد هشتم که عاشق يک زن مطلقه امريکايي به نام وليس سيمپسون شده بود، به خاطر اين عشق از تاج و تخت امپراتوري انگليس دست کشيد و با استعفاي اجباري و ترک کشور، زمام امور را به برادر کوچکترش جورج ششم پدر ملکه کنوني انگليس سپرد.

در اواسط قرن نوزدهم نيز پرنس آلبرت همسر ملکه ويکتوريا که زاده آلمان بود نيز با فشار ارباب کليسا هرگز نتوانست جايگاه کاملا برابر و درخور همسر يک ملکه يا پادشاه انگليس را بيابد.

در حال حاضر مقامات رسمي انگليس از ملکه و نخست وزير گرفته تا رهبران احزاب مخالف و کليساي انگليکن با اين ازدواج مخالفتي ندارند و آن را عاملي در جهت خوشبختي دو انسان عاشق و دل شکسته مي دانند.

مقامات ارشد کليساي انگليس اگرچه رسما با اين مساله موافقت کرده ولي در مورد اين ازداج نظري يکپارچه ندارند. مخالفان اين ازدواج مشکلي با نفس اين اقدام ندارند، ولي معتقدند که ازدواج مجدد وليعهد مشروعيت وي براي پادشاهي و رياست کليساي انگليکن را مخدوش خواهد کرد. از اين جهت شايد نبايد متعجب بود که چارلز نخستين مقام ارشد سلطنتي در سالهاي اخير در انگليس است که ترجيح داده در کليسا ازدواج نکند.

با اين همه حکايت افکار عمومي همچنان باقي است. ويليام و هري فرزندان چارلز نيز با ابراز خرسندي از اين که پدرشان به خوشحالي مورد خواسته اش دست مي يابد نسبت به اين ازدواج اظهار رضايت کرده اند.

در سالهاي پس از مرگ دايانا نظرسنجيهاي متعددي براي ارزيابي ديدگاههاي عمومي در مورد اين ازدواج صورت گرفته که نشانگر تغيير تدريجي نظر مردم در اين باره است. در سال 1998 و در سالگرد مرگ دايانا 40 درصد موافق ازدواج چارلز و کاميلا بودند و 46 درصد مخالف آن. در سال 2003 ميزان موافقت با اين ازدواج به 48 درصد افزايش يافت و ميزان مخالفت به 36 درصد کاهش يافت. هم اکنون 65 درصد از مردم موافق اين ازدواجند و تنها 24 درصد مخالف آن هستند.

انگليسيها اگرچه در مورد نفس ازدواج چارلز و کاميلا نرمتر شده اند، ولي همچنان به شدت اصرار دارند که کاميلا نبايد به جايگاه دايانا دست يافته و به عنوان همسر آينده چارلز ملکه انگليس شود. هم اکنون تنها هفت درصد از مردم انگليس حامي اعطاي چنين نقش و جايگاهي به کاميلا هستند. اين درحالي است که 47 درصد مردم اين کشور مخالف اعطاي هرگونه لقب و نقشي به کاميلا هستند و 40 درصد نيز خواستار اعطاي نوعي لقب شاهزادگي درجه دو به کاميلا از همان دست که به پرنس آلبرت همسر ملکه ويکتوريا شد مي باشند.

واضح است که خوش بينانه ترين نظرات کارشناسان مسايل انگليس نيز ازدواج چارلز و کاميلا را چندان به نفع نهاد سلطنت در اين کشور نمي داند. بسياري از مردم اين کشور نيز (52 درصد) معتقدند که اين مساله داراي سود و زيان براي آينده نهاد سلطنت در اين کشور نيست. ولي تنها 8 درصد آن را موجب استحکام سلطنت مي دانند. در حالي که 36 درصد نيز معتقدند که اين واقعه بنيانهاي سلطنت در انگليس را تضعيف خواهد کرد.

با اين همه بسياري از مردم و رسانه هاي خبري در انگليس همچنان مخالف اين امر هستند: "اگر دايانا زنده بود چه مي کرد؟"، ازدواجي که بر روي قبر دايانا بنا شده" "يک ملکه ظاهري"، "خاطره دايانا به سادگي زدودني نيست" و "چارلز بايد بين پادشاهي و کاميلا يکي را برگزيند" از جمله عناوين جنجالي روزنامه هاي امروز انگليس در اين باره اند.

در هر حال به نظر مي رسد که ماجراي ازدواج پرنس چارلز و کاميلا پارکر بولز در روز ششم آوريل اولا آزموني بسيار مهم براي امکان به سلطنت رسيدن پرنس چارلز پس از مرگ مادرش است و مهمتر از آن به طور کلي بارقه اي از امکان تداوم نهاد سنتي سلطنت در انگليس در قرن بيست و يکم را به نمايش خواهد گذارد.