گزارشها و رویدادهای مربوط به  ایران در سال 1973 میلادی از لا به لای اسناد رسمی محرمانه و منتشر نشده در آرشیو ملی بریتانیا- بخش اول

 

پژوهش, استخراج, ترجمه و تدوین: مجید تفرشی (پژوهشگر تاریخ معاصر ایران )

majid.tafreshi@ntlworld.com

 

اشاره نخست:

آرشیو ملی بریتانیا مطابق سنت همه ساله خود در نخستین روز کاری از سال جدید میلادی میلیونها برگ از اغلب اسناد, مکاتبات و گزارشهای سری, محرمانه و عادی دولتی در موضوعات مختلف و مربوط به این کشور و دیگر کشورهای گوناگون را پس از گذشت 30 سال تمام از نگارش آنها آزاد کرده و در اختیار علاقمندان و پژوهشگران قرار می دهد. نگارنده در طول ده سال اخیر تلاش کرده تا دهها هزار برگ از مدارک تاریخی جدیدا آزاد شده مربوط به ایران در این آرشیو را در کوتاهترین زمان ممکن پس از آزادسازی آنها تهیه کرده و منتشر کند. با این همه در طول دو سال اخیر این امکان برای من حاصل شده که به همراه شماری از پژوهشگران و روزنامه نگاران برگزیده اجازه یابد تا اسناد مورد درخواست خود را مدتی قبل از آزادسازی قانونی مطالعه و کپی برداری کرده و در نخستین روز از سال جدید میلادی در اختیار دیگر پژوهشگران و علاقمندان تاریخ معاصر ایران قرار دهم.

 

نیازی به تکرار این نکته نیست که مجموعه اسناد دولتی که هر سال توسط آرشیو ملی بریتانیا آزاد می شوند اگرچه بسیار مهم و گسترده بوده و شامل حدود 90 درصد از اسناد است. بقیه مکاتبات رسمی بایگانیهای دولتی در این کشور یا در زمانی بیش از 30 سال (مثلا 50 یا 75 سال پس از نگارش و بایگانی اولیه) آزاد می شود, یا به دلایل مختلفی با حذف بخشهایی از آنها منتشر شده و یا این که اساسا منتشر نشده یا به کلی امحا می شوند. بر همین اساس احتمالا در طول یک سال آینده بخشهایی از اسناد آزاد نشده مربوط به تبعات مختلف ملی شدن صنعت نفت در ایران و کودتای28 مرداد 1332 (1953 میلادی) نیز ممکن است در طول سال 2004 میلادی از طبقه بندی اطلاعاتی خارج و در اختیار محققان قرار گیرند.

 

دیگر آن که این اسناد تاریخی را نباید به هیچ وجه تاریخ ناب و بدون بحث تاریخ معاصر ایران تلقی کرد. این منابع در حقیقت دستمایه های مهمی برای تاریخ نویسی میهنمان به شمار می آیند. ولی همچنان که با اتکای محض به اسناد و منابع داخلی نمی توان و نمی بایست تاریخ ایران را نوشت, اتکای مطلق به منابع خارجی و اسناد رسمی آرشیوهای خارجی نیز به تنهایی نمی توانند منابع کاملی برای این امر به شمار آیند. به نظر نگارنده با ترکیبی مناسب از منابع داخلی و خارجی و با استفاده از متدولوژیهای نوین تاریخ نویسی است که می توان آثار ماندگاری در زمینه تاریخ معاصر ایران خلق کرد.

 

واپسین کلام این که نگارنده در موارد متعددی از مسائل مطرح شده در این نوشته دارای رای و تحلیل خاص خود می باشد, ولی تلاش کرده تا جایی که ممکن بوده بدون ارزشداوری و اظهار شخصی تنها راوی و گزارشگر اسناد به تازگی آزاد شده مربوط به ایران در آرشیو ملی بریتانیا باشد. امیروارم که چه خودم و چه دیگر بررسان و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران بتوانند با استفاده انتقادی از این گونه اسناد و نه با اتکای صرف و صد در صد به آنها به بررسی و تحلیل رویدادهای کشورمان بنشینند.

 

مقدمه:

سال 1973 میلادی (11 دی 1351 تا 10 دی 1352 شمسی), سالی پرحادثه و پر تب و تاب برای ایران و جهان به شمار می رفت. درست سه روز قبل از آغاز این سال در روز هشتم دی ماه 1351 (28 دسامبر 1972) با روانه شدن اردشیر زاهدی به عنوان سفیر کبیر ایران در واشنگتن و افزایش فابل توجه اقتدار امیر عباس هویدا نخست وزیر هشت ساله نظام پهلوی, وی برای اولین بار توانست خود را به عنوان رییس واقعی دولت تثبیت کند. در همین سال بود که پس از سالها سردی و تنش, گرم شدن روابط ایران با اتحاد جماهیر شوروی و سفر صدر هیات رییسه آن کشور برای افتتاح ذوب آهن اصفهان و مسافرت دیگر مقامات شوروی به ایران موجب بروز نگرانیهایی جدی در میان متحدان غربی رژیم پهلوی شد.

 

با این همه سفر شاه به امریکا و دیدار کوتاه و عبوری وی از انگلیس و دیدار عبوری ملکه الیزابت دوم از تهران و سفر نخست وزیر و دیگر وزرای انگلیسی به ایران به همراه دیگر رویدادهای مربوط به روابط اقتصادی, سیاسی, فرهنگی و نظامی ایران و غرب نشان داد که پیوندهای ایران با جهان سرمایه داری مستحکمتر از آن است که چند سفر مقامات شوروی, دیدار نخست وزیر ایران از مسکو و یا مشارکت شورویها در ساخت چند کارخانه در ایران بتواند خللی در این روابط ایجاد کند. ایران و بریتانیا در سال 1973 علاوه بر گسترش روابط گوناگون خود و عقد قراردادهای جدید آموزشی, اقتصادی, امنیتی و نظامی در برخی از زمینه ها از جمله مساله نفت و تبلیغات شبکه خبری بی بی سی تنشهایی با یکدیگر داشتند. در این سال دولت ایران ظاهرا برای نخستین بار دستور رسمی تعطیل دفتر بی بی سی در تهران را صادر کرد.

 

در این سال مناقشات میان ایران و عراق بعثی از حالت تنش سیاسی محض خارج شد و به درگیریهای متعدد مرزی انجامید. در سال 1973 رخدادهای منطقه ای و بین المللی نیز رخ دادند که خواه ناخواه ایران و منافع آن را نیز با خود درگیر کردند. از این میان جنگ اعراب و اسراییل معروف به جنگ رمضان یا جنگ یوم کیپور و تحولات نفتی ناشی از آن را می توان تاثیرگذارترین مساله بر ایران دانست. علاوه بر تاثیرات جنگ اعراب و اسراییل حکومت ایران موفق شد تا پس از یک دهه و به دنبال مذاکراتی طولانی با انجام تغییراتی در قرارداد کنسرسیوم درآمدهای نفتی کشور را تا حدی افزایش دهد.

 

هم زمان شدن این مساله با افزایش بهای نفت در جهان پس از تحریم نفتی غرب توسط کشورهای مختلف عربی موجب شد تا یک باره درآمدهای ایران از این نظر افزایش یابد و این مساله خود موجب دگرگونیهای قابل توجهی در صحنه داخلی کشور نیز شود. در عرصه داخلی ناآرامیهای سیاسی و خشونتهای چریکی همچنان به سیر صعودی خود ادامه داد. به این مساله باید افزایش مخالفتهای دانشجویی در خارج از کشور و همچنین ظهور پدیده نسبتا نوظهور حضور شبه نظامیان مخالف ایرانی در اردوگاههای آموزشی چریکی در سوریه, لبنان و لیبی را نیز افزود. در این سال اعزام گسترده نیروهای نظامی ایران به منطقه بحران زده ظفار برای مقابله برابر شورشیان چپ گرای آن ناحیه و دفاع از دولت عمان همچنان ادامه یافت.

 

 

 

 

ادامه دارد...