اين يادداشت کوتاه را در اصل به عنوان کامنت در وبلاگ يکی از دوستان وفادارم نوشته ام:

یکی از مشکلات ما با اطلاع رسانی رسمی و فیلتر شده در داخل ایران این است که همه ابعاد یک موضوع خبری به طور کامل به مخاطب عام منعکس نمی شود و شرايط دنيا را در حالت چند دهه قبل و به شکلی سياه و سفيد به خورد خلق الله می دهند. مثلا در مورد آریل شارون کمتر کسی مطرح می کند که این شخص که فلسطینیها و مسلمانان به حق لقب جنایتکار و قصاب صبرا و شتیلا و جنایتکار بین المللی به او داده اند در یک سال اخیر چالش بسیار جدی با اعضای حزب راستگرای لیکود به خصوص جناح بنیامین نتنیاهو در مورد آینده امنیت اسراییل و سرزمینهای اشغالی و برقراری صلح پایدار با فلسطینیها داشت و پس از سالها رادیکالیسم ضدفلسطینی به این نتیجه رسیده بود که بدون واگذاری بخشهایی از اراضی اشغالی نمی توان به صلح و امنیت پایدار دست یافت. همین مساله نهایتا موجب شد که شارون و همفکرانش از لیکود خارج شوند و حزب جدیدی را تاسیس کنند. برای بررسی این مساله شواهد بسیاری وجود دارد که یک نمونه را می نویسم. چند شب پیش در کانال 4 رادیو بی بی سی که جدیترین شبکه خبری، تحلیلی و مستند بریتانیا است گزارش جالبی شنیدم. بخشهای مختلف این شبکه رادیویی اغلب مونس زمان رانندگی من است. در این گزارش به طور موازی با عده ای از اهالی تندروی مسلمان در بیروت و یهودی در تل آویو مصاحبه شده بود. بیروتیها می گفتند که به شدت از بیماری و مرگ احتمالی شارون خوشحالند چرا که وی در اوایل دهه هشتاد قاتل مردم غیرنظامی و بی دفاع در جنوب لبنان بوده و از این نظر مرگ برازنده اوست. تندروان یهودی داخل اسراییل نیز می گفتند که با هزار آرزو برای سرکوب تروریسم و فلسطینیهای افراطی به شارون رای دادند ولی او به آرمانهای صهیونیسم خیانت کرده و زمینهای یهودیان را به فلسطینیها داده است. از این جهت آنها از بیماری او خوشحالند و او را در خور مرگ می دانند. از این نظر آدمهای دنیا آن چنان که ما فکر می کنیم سیاه و سفید نیستند و کار دنیا هم مرز بندی خیلی شفافی ندارد.