با گذشت بيست۰سال از ترور نخست وزير سابق سوئد، معماي قتل اسرارآميز وي همچنان نامعلوم مانده است.

 

"اولاف پالمه" (Olof Palme) رهبر حزب سوسيال دمكرات و نخست وزير پيشين سوئد ساعت 23 و 30 دقيقه روز 28 فوريه سال 1986، زماني كه به همراه همسر خود و بدون هر گونه محافظ از سينمايي در مركز استكهلم خارج مي‌شد، مورد اصابت گلوله فرد يا افراد ناشناسي قرار گرفت و در سن پنجاه و نه سالگي به قتل رسيد.

 

از آن زمان تاكنون هيچ سياستمداري نتوانسته جاي خالي پالمه را در سوئد پر كند. "گونار فردريكسون" ْGunar Fredriksson)) سردبير سابق‌روزنامه "آفتونبلادت" (Aftonbladet) چاپ استكهلم در اين‌باره مي‌گويد: "با پالمه سوئد در خارج از مرزهاي خود مهم شد. وي به سوئد جنبه‌اي بين‌المللي داد كه تا پيش از آن هيچ كس قادر به انجام آن نشده بود".

 

بسياري از سوئدي‌ها همچنان پس از گذشت دو دهه معتقدند كه پالمه توسط خارجي‌ها و با انگيزه‌اي غيرسوئدي به قتل رسيده است. يكي از نظرسنجي‌ها در اين مورد نشان مي‌دهد كه حدود هشتاد و شش درصد از مردم اين كشور ضمن آن كه معتقدند كه نخست وزير پيشين كشورشان به دلايل بين‌المللي به قتل رسيده، فكر مي‌كنند كه عوامل اين جنايت هرگز به دام نخواهند افتاد.

 

پروفسور "اولاف رويين" (‪Olof Ruin) مورخ و استاد علوم سياسي دانشگاه استكهلم ضمن اشاره به پيشينه خانوادگي مرفه اولاف پالمه از يك سو و اشاره به سوابق مبارزاتي وي مي‌گويد: پالمه براي نخستين بار افكار عمومي سوئدي‌ها را به سرنوشت فلسطينيان جلب كرد. پيش از آن و از زمان جنگ جهاني دوم به اين سو بر خلاف خط مشي پالمه دولتمردان سوئدي به صورت قاطع و يكپارچه از اسراييل در همه زمينه‌ها حمايت مي‌كردند، اما او به ما فلسطيني‌هاي در تبعيد را شناساند".

 

"لنارت بودستروم" (Lennart Bodstroem) وزير خارجه دولت پالمه در سال هاي 1982 تا 1985 نيز چنين از وي ياد مي‌كند: "پالمه در ابتدا مخالف سرسخت اتحاديه اقتصادي اروپا بود و از آن به عنوان بازوي اقتصادي ناتو ياد مي‌كرد، ولي به مرور در مواجهه با كشاكش دو بلوك شرق و غرب به شدت طرفدار وحدت اروپا شد".شماري از كارشناسان بين‌المللي براين اعتقادند كه برغم تلاش دولتمردان سوئدي، پس از پالمه، اين كشور هرگز نتوانست احترام و شان بين‌المللي زمان وي را باز يابد.

 

پالمه در شامگاه 28 فوريه 1986 در يك خيابان شلوغ و پرتردد در مركز استكهلم به قتل رسيد. سلاحي كه وي را به قتل رساند يك رولور مگنوم 357 بود ولي نه اين سلاح و نه ضارب هرگز شناسايي نشدند. وي تنها رهبر كشورهاي اروپاي غربي بود كه از زمان خاتمه جنگ جهاني دوم تاكنون به قتل رسيده است.

 

پالمه اگرچه در داخل و خارج از كشورش دوستان و حاميان بسياري داشت، ولي در طول حيات سياسي خود دشمناني نيز براي خود تراشيده بود. او در سال 1972 تظاهرات و راهپيمايي‌بزرگ ضدجنگ را در استكهلم سازماندهي و در آن به همراه سفير كمونيست ويتنام شمالي در سوئد شركت كرد. او در حالي كه از آزادي خواهان چپ‌گراي ويتنام دفاع مي‌كرد، عليه آپارتايد در آفريقاي جنوبي نيز فعاليت داشت و در راهپيمايي ضداشغالگري شوروي سابق در "چكسلواكي" نيز حضور يافت.

 

در مورد قتل پالمه نظريه‌هاي مختلفي وجود دارد و تاكنون چندين گزارش محرمانه و آشكار درخصوص اين حادثه منتشر شده و چهارده مورد تجسس نيز در اين مورد همچنان در جريان است. بيش از نيم ميليون برگ سند و بيست هزار مورد تماس و سرنخ شهود مرتبط با قتل نخست وزير فقيد سوئد چند اتاق را در اداره مركزي پليس استكهلم اشغال كرده است.

 

يكي از اين گزارش‌ها كه چند سال قبل از طبقه‌بندي خارج شده "گزارش سري كميته حقيقت ياب ترور اولاف پالمه" است كه توسط مقامات امنيتي سوئد تهيه و تنظيم شده است. اين گزارش گرچه فاقد يك نتيجه‌گيري مشخص است، اما بدون توجه به حدس و گمان و بر پايه شواهد به موارد مختلف و سرنخ‌هاي پراكنده‌اي در اين‌باره اشاره دارد. بر اساس اين گزارش كه مبتني بر جزييات فراواني است كه چند روز پس از قتل اولاف پالمه نيروهاي امنيتي انگليس اطلاعاتي به دست آوردند كه قاتل وي به فرمان پليس امنيتي رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي به اين اقدام دست زده است. پالمه از اوان جواني تا هنگام مرگ دشمن سرسخت و آشتي‌ناپذير حكومت آپارتايد در آفريقاي جنوبي بود.

 

يكي ديگر از نخستين فرضيه‌هاي مربوط به قتل پالمه به سازمان شبه‌نظاميان "پ.ك.ك" متعلق به كردهاي جدايي‌طلب تركيه مي‌باشد. بسياري از ماموران تجسس اين پرونده معتقدند كه افراد اين گروه مامور قتل پالمه بوده‌اند. علاوه بر گزارشها و سرنخ‌هاي مختلف موجود در پرونده، ظاهرا همسر سابق "عبدالله اوجالان" رهبر زنداني پ.ك.ك اعتراف كرده كه ترور نخست وزير پيشين سوئد توسط عناصر انشعابي و خودسر اين حزب و در انتقام از ممانعت پالمه از اعطاي پناهندگي سياسي به اعضا و هواداران پ.ك.ك صورت گرفته است.

 

برخي از مقامات پي‌گير پرونده قتل پالمه بر اساس ارتباطات و فعاليت‌هاي شخصي به نام"برتيل ودين" (Bertil Wedin) كه يك عنصر فاشيست و راست‌گراي افراطي است معتقدند كه هر دو نظريه مطرح شده در مورد اين واقعه قرين به صحت است. به نظر آنان، ودين كه از يك سو روابط و همكاري نزديكي با نژادپرستان آفريقاي جنوبي داشت، در عين حال با رهبران پ.ك.ك نيز از جهات زيادي آشنا و هم سو بود. وي همچنين دشمن حركت سوسيال دمكراسي سوئد و شخص پالمه بود.

 

بر اساس اين نظريه، رژيم نژاد پرست آفريقاي جنوبي از طريق ودين يك گروه از اعضاي پ.ك.ك را اجير كرد تا به اين عمل دست بزنند. ودين تحت بازداشت و محاكمه قرار گرفت ولي با وجود شواهد و مدارك فراوان مالي و عملياتي كه عليه وي در مورد ارتباطاتش با سرويس امنيتي آفريقاي جنوبي بدست آمد، نهايتا تبرئه و آزاد شد. جالب توجه است كه ترور پالمه پنج روز پس از يك همايش سه روزه و پر سر و صداي بين‌المللي براي مبارزه با رژيم آفريقاي جنوبي و تبعيض نژادي انجام شد.

 

گروهي ديگر از كارشناسان قتل پالمه، ضمن تاييد نقش حكومت پيشين آفريقاي جنوبي و برتيل ودين در اين قتل، معتقدند كه اين اقدام نه توسط پ.ك.ك بلكه به وسيله يك نژادپرست سوئدي كه به دلايل اعتقادي و يا امنيتي تابعيت آفريقاي جنوبي را هم داشت، انجام شده است. بر اين اساس سرنخ‌هاي بدست آمده از ودين در مورد دخالت پ.ك.ك تنها حركتي انحرافي بوده تا نقش اين شخص "كرگ ويليامسون" (‪Craig Williamson) در اين ماجرا فراموش شود. ويليامسون بلافاصله پس از قتل پالمه از سوئد به آمريكا گريخت.

 

صرف نظر از همه فرضيه‌هاي فوق، همسر اولاف پالمه كه تنها شاهد عيني ماجرا بود شخص ديگري به نام "كريستر پترسون" (Christer Petterson) را به عنوان قاتل وي شناسايي كرد اما وي نيز با وجود دستگيري، محاكمه و محكوميت به حبس ابد، در نهايت به دليل ناكافي بودن شواهد تبرئه و آزاد شد. پترسون كه الكلي و معتاد به مواد مخدر بود در سال 2004 بر اثر خونريزي داخلي درگذشت و احتمالا اسرار زيادي در مورد ترور پالمه را با خود به گور برد. شبكه تلويزيوني "اس.وي.تي"  (SVT)در يك گزارش مستند كه به مناسبت بيستمين سالگرد ترور پالمه پخش كرد، از قول يكي از دوستان پترسون به نام "راجر اوستلند" (Roger Ostlund) اعلام كرد كه وي شاهد تيراندازي پترسون به پالمه بوده است.

 

علاوه بر اين فرضيات گوناگون، كارآگاهان حرفه‌اي و آماتور پيگير اين حادثه مساله دخالت سازمان "سيا" به دليل معاملات پنهاني اسلحه در اوج جنگ ايران و عراق و يا اقدام پليس مخفي سوئد را نيز به عنوان گزينه‌هاي محتمل در ترور پالمه به حساب مي‌آورند.

 

بر اساس يك گزارش جنجالي ديگر كه در شماره ماه سوم ژوئن1997 خبرنامه امنيتي فرانسوي "اينتليجنس نيوزلتر" منتشر شده، "آلن فرانكوويچ"Allan Francocich) ) روزنامه‌نگار آمريكايي پس از آن كه موفق به يافتن نام عامل ترور پالمه شد با توطئه سازمان سيا بدون هيچ سابقه قبلي به طرز مشكوكي در فرودگاه "هيوستون" تگزاس دچار ايست قلبي شد و فورا درگذشت. گفته مي‌شد كه اين خبرنگار در آستانه ملاقات با عامل ترور پالمه بود كه ظاهرا وي نيز قبلا از عوامل سرويس امنيتي رژيم سابق ايران (ساواك) بوده است.

 

سال گذشته نيز يك استاد علوم سياسي و روابط بين الملل دانشگاه "كارديف" در ولز به نام "يان بوندسون" ((Jan Bondeson كتابي با عنوان "خون روي برف" ( (Blood on the Snowنوشت و گزينه‌هاي مختلف قتل پالمه را به تفصيل مورد بررسي قرار داد.

 

به هر حال بر اساس قوانين قضايي كشور سوئد پرونده قتل پالمه تا 25 سال پس از وقوع جرم (پنج سال ديگر) همچنان مفتوح و قابل پي‌گيري خواهد بود. دولت اين كشور نيز جايزه‌اي به مبلغ ۶/۳ ميليون دلار براي اطلاعاتي كه منجر به دستگيري قاتل يا قاتلان پالمه شود اختصاص داده، اما تاكنون اين امر به وقوع نپيوسته است.

 

زخمهاي التيام نيافته سوئد از ترور پالمه در سال2003 با ترور "آنا ليند" وزير خارجه محبوب آن كشور مجددا سر باز كرد. خانم ليند نيز كه همانند پالمه فاقد محافظ شخصي بود در يك مركز خريد در استكهلم ظاهرا به ضرب چاقوي يك جوان سوئدي صرب تبار به نام "ميخاييلو ميخاييلوييچ" كه داراي سابقه بيماري رواني بود زخمي شد و در بيمارستان جان سپرد. مردم سوئد در زمان محاكمه و محكوم شدن ميخاييلوييچ نفس راحتي كشيدند زيرا وي پس از طي چند دور محاكمه نهايتا به زندان ابد محكوم شد.

 

با اين حال به گفته "اينگوار كارلسون" (Ingvar Carlsson) جانشين پالمه در سمت نخست وزير سوئد، يك تفاوت بزرگ بين ترور ليند و پالمه وجود دارد: "پرراز و رمز باقي ماندن حادثه ترور و اين واقعيت كه هنوز هيچ كس به اتهام قتل پالمه محكوم نشده موجب باز ماندن زخم اين ماجرا شده است. اين تفاوت اصلي ترور پالمه و ليند است."

 

راز قتل پالمه همچنان پس از گذشت دو دهه ناگفته و پرونده اين ماجرا همچنان مفتوح است.