گزارشها و رویدادهای مربوط به  ایران در سال 1973 میلادی از لا به لای اسناد رسمی محرمانه و منتشر نشده در آرشیو ملی بریتانیا- بخش سوم

 

پژوهش, استخراج, ترجمه و تدوین: مجید تفرشی (پژوهشگر تاریخ معاصر ایران )

majid.tafreshi@ntlworld.com

 

 

 

مخالفان رژیم پهلوی:

سفارت انگلیس در تهران از ابتدای سال 1972 برای نخستین بار حدود 9 سال پس از رخدادهای خرداد 1342 (ژوئن 1963) به اهمیت مبارزات مذهبی پی برده بود. در آن سال طی گزارش محرمانه مورخ 17 ژوئن 1972 خود که به مناسبت ناآرامیهای مختلف به مناسبت سالگرد واقعه 15 خرداد نوشت بر مساله رشد جنبش مذهبی در میان طبقات جوان تحصیل کرده و نوگرا تاکید کرد. از سوی دیگر دستگیری, اعترافات تلویزیونی و ابراز ندامت کورش لاشایی یکی از سران حرکتهای چپ دانشجویی مخفی در سال 1973 و به دنبال آن سخنان تحقیر آمیز محمد رضا شاه در مورد مخالفانش موجبی شد تا بار دیگر مساله جناحهای مختلف مخالف رژیم به یکی از محورهای گزارشهای سفارت انگلیس در تهران تبدیل شود.

 

شاه در یکی از سخنان خود نهضت روحانیان ایران و آیت الله خمینی رهبر تبعیدی آن را دارای دیدگاههای چپ گرایانه عنوان کرده بود. سفارت بریتانیا که رشد مخالفتهای فکری و سیاسی با حکومت پهلوی راآشکارا نه تنها خطری برای حکومت پهلوی که برای منافع خود در تهران قلمداد می کرد این رویدادها را با دقتی خاص پی گیری می نمود. هیو آرباتنات دبیر اول وقت سفارت بریتانیا در تهران در گزارش سری مورخ 4 ژانویه (14 دی) خود به لندن نوشت: "ما فکر می کنیم که شاه خود را با طرح مساله نفوذ مارکسیسم در میان ملایان فریب می دهد. ... با این حال ما معتقدیم که یک نهضت رادیکال احیای اسلامی, اگر چه نه چندان بزرگ, فعالیت دارد."

 

در سال 1973 سفارت بریتانیا برای نخستین بار البته به شکلی ناقص و نادرست متوجه پدیده جدیدی به نام علی شریعتی و حسینیه ارشاد می شود. رمزباتوم در گزارشی به تاریخ اول مارس همان سال می نویسد: "ما اخیرا اطلاعاتی را در مورد یک حادثه در اواخر سال گذشته را دریافت کرده ایم. شریعتی یک ملای جوان (!) که پدرش از هواداران ارشد جبهه ملی بوده و خود دارای دیدگاههایی چپ گرایانه است از ایراد خطابه در یک سالن موعظه که برای تجمع مخالفان ساخته شده  ممنوع شده است. عده زیادی نیز به عنوان اعتراض در بیرون از این سالن تجمع کرده بودند و تعدادی از آنان نیز دستگیر شدند. ... برای لندن ممکن است درک این مطلب سخت باشد که چرا چنین حوادث کوچکی در رویدادهای سیاسی ایران تاثیر دارد. من فکر می کنم جواب این است که اسلام, دست کم از نظر تئوری, یک دین اساسا دمکراتیک بوده و منادی توزیع عادلانه ثروت و فرصت است. ایران در حال حاضر به طرز چشمگیری فاقد هر دو این مسایل است و یک ملا با اعتقاد راسخی که آماده فدا کردن جان خود است می تواند بهتر از هر فرد مارکسیستی از احساس سرخوردگی طبقات فرودست نسبت به شیوه زندگی لوکس و غیر مذهبی طبقه نخبه حاکم و نبود آزادی اندیشه بهره برداری کند."

 

مشکلات شهری در ایران:

تغییر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی در ایران اوایل دهه هفتاد موجب دگرگونیهایی در وضعیت ساختاری شهرنشینی در ایران شد. سفیر بریتانیا در تهران طی گزارشی تحلیلی مبتنی بر دیدگاههای دونالد مکینسون دبیر اول سفارت بریتانیا در تهران به تاریخ 11 ژوئن 1973 به بررسی این مساله پرداخت. در این گزارش با اشاره به موفقیتهای شاه تاکید شده که بخش عمده ای از مردم این کشور توسط خکومت شاه نادیده گرفته شده, تا جایی که کمتر ماهی را می توان در این کشور بدون بروز یک حادثه سیاسی سپری ساخت.

 

در بخشی دیگر از این گزارش بر "نبود ارتباط میان شاه و مردم و همچنین فقدان یک احساس ملی که متضمن اهداف ملی باشد" تاکید شده است. به نوشته این گزارش ضعیف بودن وضعیت خدمات بهداشتی و پزشکی در مناطق شهری ایران یکی از عوامل اصلی نارضایتی مردم از حکومت به شمار می آید. در این گزارش همچنین عدم کارآمدی احزاب سیاسی دولتی در جذب نظر و آرای مردم در شهرها و روستاها مورد توجه قرار گرفته است. نکته قابل توجه در این گزارش تاکید رمزباتوم بر این مساله است که توجه به موفقیتهای مختلف سالهای اخیر رژیم شاه به هیچ وجه به معنای ثبات سیاست داخلی و خارجی وی و حکومتش نیست و ناظران مسایل ایران نباید نقاط ضعف این حکومت را نادیده انگارد.

 

برکناری قائم مقام وزارت خارجه ایران

چنان که گفته شد, جنگ 1973 میان اعراب و اسراییل از جهات مختلفی به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم بر مسایل داخلی ایران نیز تاثیر گذاشت. یکی از مهمترین تبعات این ماجرا برکناری احمد میرفندرسکی قائم مقام وقت وزیر امور خارجه ایران به دلیل افشای قرار پنهانی با دولتهای عربی درگیر جنگ برای استفاده از حریم هوایی ایران در جنگ با اسراییل بود. میرفندرسکی که در آن زمان یکی از پرسابقه ترین دیپلماتهای ایرانی بود که به گفته سفیر بریتانیا نسبت به عباسعلی خلعتبری وزیر خود ارشدیت داشت قرار بود به زودی به عنوان سفیر کبیر ایران راهی لندن شود. شدت ناراحتی شاه از نافرمانی و خودرایی میرفندرسکی به حدی بود که ضمن دستور برکناری وی اساسا سمت قائم مقامی برای همیشه در دوره پهلوی از نظام اداری وزارت امور خارجه ایران حذف شد.

 

 رمزباتوم در گزارش محرمانه 19 اکتبر خود در این باره به لندن نوشت: "این یک نمونه از قساوت شرقی که من از آن می ترسم و یکی از خصوصیات ویژه شاه است. او این هنر را در برکناری سریع و بیشتر در مورد فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی خود تجربه کرده و به کار می گیرد. این بدان جهت است که وی مطمئن شود وفاداری آنان از طریق وحشت است." با این حال بر اساس گزارش سری اول نوامبر هیو آرباتنات از  سفارت ابریتانیا در تهران, موضع بی طرفانه ایران در جنگ اعراب و اسراییل عملا به بسیاری از تنشهای میان ایران و کشورهای عربی خاتمه داد و موضع منطقه ای ایران را تا حد چشمگیری تقویت کرد.

 

ادامه دارد...