گزارشها و رویدادهای مربوط به  ایران در سال 1973 میلادی از لا به لای اسناد رسمی محرمانه و منتشر نشده در آرشیو ملی بریتانیا- بخش چهارم

 

پژوهش, استخراج, ترجمه و تدوین: مجید تفرشی (پژوهشگر تاریخ معاصر ایران )

majid.tafreshi@ntlworld.com

 

 

واکنش لندن به خاطرات محمد ساعد:

در پی درگذشت محمد ساعد مراغه ای (ساعدالوزاره) نخست وزیر, وزیر خارجه و دیپلمات کهنسال ایرانی در دهم آبان 1352 (اول نوامبر 1973) روزنامه اطلاعات و به تبع آن تهران جورنال روزنامه انگلیسی زبان موسسه اطاعات مصاحبه اختصاصی و منتشر نشده ای از ساعد را به چاپ رساندند. ساعد در این مصاحبه مدعی شده بود که در جریان شهریور 1320 و خروج رضا شاه از ایران که وی سفیر کبیر ایران در مسکو بود, سر استافورد کریپس سفیر کبیر بریتانیا در مسکو در مذاکراتی به وی گفته بود که دولتهای بریتانیا و شوروی خواستار آنند که به جای ولی عهد (محمد رضا شاه بعدی) یکی از فرزندان جوانتر رضا شاه به سلطنت برسد. کریپس همچنین از ساعد خواسته بود تا برای انجام این نقشه سمت نیابت سلطنت را پذیرا شود.

 

ساعد در این مصاحبه گفته بود که با پرخاش به پیشنهاد دو دولت مقتدر آن زمان جواب رد داده و آنها را از دخالت در امور ایران برحذر داشته بود. سفارت بریتانیا در تهران طی استعلامی از واحد پژوهش وزارت خارجه آن کشور خواستار بررسی این مساله شد. مدتی بعد کریس رندل محقق و دیپلمات انگلیسی در نامه مورخ سی ام نوامبر خود در این باره نوشت: "تنها نامزدهای مورد نظر دولت بریتانیا برای جانشینی (رضا شاه) ولی عهد یا همان شاه فعلی و برخی از بازماندگان رژیم پیشین قاجار بوده است." این نامه موجب ارسال یک تکذیب نامه رسمی از سوی سفارت انگلیس در تهران به روزنامه اطلاعات شد.

 

ارتش و خریدهای پایان ناپذیر نظامی ایران:

چنان که پیش از این گفته شد یکی از مهمترین وجوه اگر نگوییم مهمترین وجه ارتباط ایران و بریتانیا مساله مبادلات و همکاریهای تسلیحاتی دو کشور بود. پیتر رمزباتوم در دو گزارش مقایسه ای جالب توجه به بررسی موازی دیدگاههای دو کشور در این مساله پرداخته است. وی نام این دو گزارش را بر حسب نام کاخ اصلی محل اقامت شاه و محل ساختمان اصلی سفارت بریتانیا به ترتیب "دیدگاه نیاوران" و "دیدگاه خیابان فردوسی" نامیده است. به گفته سفیر بریتانیا در تهران, علاقه سیری ناپذیر محمد رضا شاه در مورد جمع آوری سلاح و خریدهای نظامی از آن جا ناشی می شد که: "بعضی اوقات به نظر می رسد که شاه خود را به عنوان نماینده مشیت الهی باور دارد. برنامه ای به دنبال برنامه ای دیگر اجرا می شود و یا بیش از ظرفیت و اندازه لبریز می شود. ... این تنها بعثیهای ترش رو نیستند که این تحولات را بدشگون می دانند, حتی دوستان ناظر که برای شاه آرزوهای خوبی دارند نیز گاهی از زیاده رویهای او در هراسند و در این اندیشه اند که پس از غرور ممکن است سقوط پدیدار شود."

 

به گفته رمزباتوم در شرایطی که محمد رضا شاه در اندیشه ایجاد یک امپراتوری منطقه ای و افزایش مهارتها و قابلیتهای کشورش بود, ایران همچنان از عدم مشارکت عمومی در برنامه های دولتی رنج می برد. به گفته رمزباتوم شاه همچنان در کابوس دوران جوانی خود و سلطه روس و انگلیس بر کشورش به سر می برد و قادر به رهایی فکر خود از اندیشه سلطه نیمه استعماری آنان بر ایران نیست. از این رو رفتار وی نیز در مناسبات بین المللی و پناه بردن وی به امریکا از شر روسیه و انگلیس نیز  بر اساس همین ذهنیت شکل می گیرد. با این همه سفیر بریتانیا معتقد بود که به رغم روابط بسیار خوب ایران و غرب تلاش بی حد شاه برای دست یابی به ساحهای مدرن به جای آن که موجب حفظ امنیت کشورش از شر شوروی شود ممکن است بر عکس روسها را برای دست اندازی به منطقة خلیج فارس بیشتر تحریک کند.

 

در همین ارتباط آر. ایچ الینگورث (R. H. Ellingworth) کاردار سفارت بریتانیا در تهران در گزارش مبسوط و محرمانه دیگری به تاریخ 29 مه 1973 (نهم خرداد 1352) به بررسی تفصیلی ضعفها و قدرتهای نیروهای مسلح ایران پرداخت. در این گزارش با اشاره به افزایش 28 درصدی خریدهای خارجی نظامی ایران از یک سو و گسترش روزافزون پادگانها و دیگر مراکز نظامی این کشور تاکید شده که به رغم خرید مدرنترین تسلیحات و وارد کردن روزآمدترین تجهیزات فناوری نظامی از امریکا و انگلیس در بسیاری موارد نبود نیروی کارآمد مانع بهره وری کامل این کشور از این امکانات شده است. با این همه الینگورث در پایان گزارش خود تاکید دارد که بر خلاف بلندپروازیهای نظامی شاه, ارتش ایران هنوز آمادگی حمله به دیگر کشورها را نداشته و مشکلات لجستیکی و مدیریتی و کمبود نیروی ماهر موجب شده تا دامنه عملیاتی آن بسیار محدود باشد.

 

در یک گزارش مبسوط تحلیلی مستقل از روند به شدت صعودی خریدهای تسلیحاتی ایران خبر داده شده است. این گزارش نشان می دهد که خریدهای رسمی و علنی نظامی خارجی ایران از میزان 125 میلیون دلار در سال مالی 1962- 1963 به بیش از 2 میلیارد دلار در سال مالی 1973- 1974 (تخمین) افزایش یافته است. مطابق این گزارش, روند خریدهای نظامی خارجی ایران در طول دهه های 1960 و 1970 میلادی بدین شکل بوده است: (ارقام به میلیون دلار ارایه شده است).

 

1962- 1963: 125

1963- 1964: 170

1964- 1965: 195

1965- 1966: 217

1966- 1967: 260

1967- 1968: 480

1968- 1969: 495

1969- 1970: 505

1970- 1971: 779

1971- 1972: 1023

1972- 1973: 1380

1973- 1974 (تخمین): بیش از 2000

 

بر این اساس متوسط افزایش سالانه خریدهای تسلیحاتی ایران 4/13 درصد بوده که رقم بسیار بالایی در میان کشورهای توسعه نیافته بوده است.

 

اگر در سالهای پایانی دهه شصت و دو سال نخست دهه هفتاد میلادی تانکهای سنگین چیفتن محور اصلی مذاکرات و معاملات زرهی ایران و بریتانیا بود, سال 1973 بی گمان از نظر بازار معامله نیروهای زرهی به تانکهای جدید سریع, سبک و در اصطلاح نظامی, سوار زرهی موسوم به "اسکورپیون" تعلق داشت. بر اساس اسناد موجود آرشیوهای انگلیس در آن سال ایران تعداد 250 از این نوع تانکهای انگلیسی را سفارش داد و البته بعدا بر این تعداد باز هم افزود. بسیاری از مذاکرات کتبی و حضوری نظامی مقامات دو کشور در سال 1973 در مورد جزییات این معامله و برخی مشکلات تکنیکی این نوع تانک بود.

 

این معاملات منحصر به نیروی زمینی ارتش ایران نبود. بر اساس گزارشهای منتشر شده در روزنامه های انگلیسی, نیروی دریایی ایران در تاریخ دهم نوامبر همان سال (19 آبان 1352) از یک خرید عمده بیش از یکصد میلیون پوندی نیروی دریایی ایران از بریتانیا از جمله سفارش یک رزمناو غول پیکر خبر دادند. چپمن پینچر (Chapman Pincher) نویسنده و تحلیلگر جنجالی مسایل نظامی در روزنامه دیلی اکسپرس با افشای این قرارداد پنج ماه پس از اتمام مذاکرات نهایی آن, بهای رزمناو را به تنهایی حدود 50 میلیون پوند تخمین زده بود که با اختساب بهای بالگردهای مربوط آن و همچنین سیستم ضد موشکی آن به بیش از یکصد میلیون پوند بالغ می شد. بر اساس یک سند سری بریتانیایی مورخ بیستم ژوئن 1973 (30 خرداد 1352), مذاکرات نهایی برای فروش این رزمناو و دیگر تجهیزات دریایی به ایران در خلال دیدار مقامات ارشد نیروی دریایی ایران از لندن و مذاکرات پانزدهم ژوئن آنان با مقامات وزارت دفاع بریتانیا صورت گرفت.

 

بالا گرفتن حجم و دامنه خریدهای نظامی ایران از غرب و به خصوص امریکا و بریتانییا موجب شده بود که برغم دوستیها و پیوندهای راهبردی این دو کشور رقابتها و تلخیهایی نیز در میان آنان در مورد منافع جزییات قراردادها و منافع ناشی از آنها ایجاد شود. سفارت بریتانیا در واشنگتن در گزارشی به تاریخ یازدهم ژانویه (21 دی ماه 1351) که با عنوان محرمانه و فقط برای رویت اتباع بریتانیا طبقه بندی شده از شکایت امریکاییها از پنهان کاری بریتانیاییها در عدم اطلاع رسانی در مورد مذاکرات و قراردادهای نظامی خبر داده بود. در این گزارش "جی.سی.موبرلی" سفیر بریتانیا در واشنگتن خطاب به وزارت خارجه در لندن تاکید کرد: "ما فکر می کنیم که بهتر این است که به عنوان یک قانون عمومی ما نباید به روش خود ادامه داده و مذاکرات خود و جزییات فروش جنگ افزار به ایران را به اطلاع مقامات وزارت خارجه امریکا نرسانیم به خصوص زمانی که مسایل اقتصادی و یا موضوعات مربوط به شرکتهای خصوصی بریتانیایی در میان است."

 

ادامه دارد...