بخش دوم

مجید تفرشی
پژوهشگر تاریخ معاصر

تحولات داخلی ایران: "انقلاب محتمل" یا "شاه همچنان با اقتدار"

همانند سال های قبل، نخستین گزارش سال ۱۹۷۷ سفارت بریتانیا در تهران به مرور اجمالی تحولات سال ۱۹۷۶ و پیش بینی اوضاع ۱۹۷۷ سال ایران اختصاص دارد.

سر آنتونی پارسونز سفیر کبیر وقت بریتانیا در تهران در گزارش محرمانه اول ژانویه خود در مرور سال ۱۹۷۶، تحولات ایران در طول این سال را "در برخی موارد آغاز شکل گیری فضای بی ثباتی، اندکی اضطراب آلود و آغاز بیماری که به عنوان واکنش از ابتدای رشد بالای اقتصادی جمع شده" توصیف می کند.

پارسونز تاکید می کند: "اوج گیری مالی و اقتصادی شاید کاهش یافته باشد، ولی بلندپروازی های شاه برای کشورش کاهش نیافته است. او از هر زمان دیگری بیشتر برای رسیدن به تمدن بزرگ مصمم است، ولی اکنون توجه خاص باید بر نیاز به کار سخت تر در جهت افزایش تولید در جهت جلوگیری از اتلاف و افزایش هزینه ها باشد."

بر اساس این گزارش، تغییر سیاست های اقتصادی و آغاز کاهش درآمدهای نفتی، دولت وقت ایران را مجبور کرده بود تا از بیشتر برنامه های گسترش سرمایه گذاری های بین المللی خود چشم پوشیده و بر خلاف سال های قبل، به جز مشارکت مالی در کمپانی کروپس آلمان، در هیچ پروژه جدید خارجی دیگری سرمایه گذاری نکند.

در ادامه این گزارش در زمینه فساد اقتصادی و تورم آمده است: "کنترل قیمت و سود و برنامه مبارزه با فساد به شیوه مرسوم خودکامگان و به صورت پراکنده برقرار است ... ولی تورم احتمالا در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد وجود دارد و حتی شاه نیز به رقم ۱۲ درصد اعتراف کرده است."

پارسونز می نویسد در نیمه نخست سال ۱۹۷۶، برخلاف سال های قبل و به دلیل بروز موانع مالی، شماری از شرکای خارجی ایران از جمله بریتانیا برای دریافت مطالبات خود از بابت قراردادهای بزرگ سه سال اخیر و افزایش ناگهانی بهای نفت و رشد اقتصادی ایران دچار مشکلاتی بوده اند، ولی در نیمه دوم سال اوضاع تا حدی بهبود یافت.

در زمینه سیاست های نفتی پارسونز می نویسد: "شاه در سال ۱۹۷۶ در زمینه توفیق سیاست های نفتی نمی تواند به خود تبریک بگوید."

به عقیده سفیر بریتانیا، ذهنیت شاه از قراردادهای نفتی، از توافق های چند جانبه به قراردادهایی دو جانبه و تهاتری و استفاده از نفت به عنوان شیوه پرداخت ایران تغییر جهت یافته و نخستین میوه این تفکر جدید نیز قرارداد نظامی خرید سیستم های کنترل هواپیماهایی نظامی با بریتانیا بوده و شاه قصد داشته همین شیوه معامله را در قراردادهای غیرنظامی با فرانسه و ایتالیا به کار گیرد، هر چند این شیوه تهاتری در مورد خرید هواپیماهای جنگنده از آمریکا است.

پارسونز پیش بینی کرده که به دلیل عدم موفقیت در کنفرانس اعضای سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) در دوحه در جهت بهای نفت و تولید ملی، ایران در سال ۱۹۷۷ در زمینه تجارت خارجی دچار مشکلات جدی خواهد شد و به شرکای غربی ایران فشار خواهد آورد تا به تجارت در برابر دریافت نفت جدی تر بیندیشند.

سیاست داخلی و خارجی

سفیر بریتانیا در زمینه مسائل سیاسی داخلی وضعیت ایران را "احتمالا بدون تغییر و احتمالا اندکی بهتر از قبل" توصیف می کند. این برآورد صرفا بر مبنای آرامش نسبی دانشگاه ها در مقایسه با سال قبل و همچنین عدم اقبال عمومی به فعالیت گروه های چریکی مسلح ابراز شده است.

پارسونز در ادامه گزارش خود، برخلاف گزارش های دو سال پیش از آن سفارت بریتانیا، نسبت به افزایش اقبال و حمایت عمومی از حزب واحد "رستاخیز ملت ایران" ابراز امیدواری کرده و آن را ناشی از تغییر دبیرکل و دادن فرصت به اظهار نظر اعضای عادی دانسته، ولی همچنان از محدود بودن دامنه و روند تصمیم گیری در این حزب انتقاد می کند.

سفیر بریتانیا همچنین بر این باور بود که برخلاف گزارش های رسانه های غربی و سازمان های حقوق بشری چون عفو بین الملل و کمیسیون بین المللی قضات، سرکوب سیاسی در سال ۱۹۷۶ در ایران احتمالا نسبتا کمتر از سال های قبلی بوده است."

این گزارش سیاست خارجی حکومت شاه در سال ۱۹۷۶ را تا حد زیادی موفق ارزیابی کرده و اعلام کرده که این سیاست نیز همانند مساله اقتصاد و تجارت وارد دوره ای از کاهش رشد و آرامش نسبت به گذشته شده است.

گزارش پارسونز اشاره می کند که روابط ایران با دولت های عربی حوزه خلیج فارس به دنبال امضای قرارد ۱۹۷۵ الجزایر با عراق توام با کنترل و بردباری بوده است و ایران با بهبود مناسبات خود با مصر و سوریه، در کل جهان عرب به جز با لیبی و جمهوری دمکراتیک خلق یمن، با دیگر کشورهای عرب روابط نسبتا خوبی داشته است.

سفیر بریتانیا با اشاره ای مختصر به اختلاف سیاست های نفتی ایران با عربستان سعودی در اوپک می نویسد: "شاه مراقب است مناسبات سیاسی خود با عربستان سعودی را از روابط با آن کشور در مساله نفت جدا نگاه دارد."

در ادامه گزارش پارسونز آمده است: "ایران همچنین نقش مفیدی را در برقراری مذاکره بین پاکستان و هند و نیز افغانستان و پاکستان ایفا کرده و فراز و نشیب و تغییر چندانی در روابط ایران با ابرقدرت ها رخ نداده است."

به نوشته پارسونز، سیاست منطقه ای شاه و تحرکات مشترک نظامی دریایی ایران در جهت برقراری ثبات در منطقه خلیح فارس و اقیانوس هند به همراه آفریقای جنوبی و استرالیا، همچنین تلاش های ایران برای تداوم ثبات در افغانستان و شبه قاره هند و بهبود مناسبات با همسایگان عرب خود، چه از طریق پیمان سنتو و چه خارج از آن، و ادامه مناسبات حسنه با قدرت های بزرگ همگی با اهداف سیاست خارجی بریتانیا منطبق بوده است.

ارزیابی پارسونز از مناسبات ایران و بریتانیا در سال ۱۹۷۶ "از نظر سیاسی خیلی خوب" بود و اختلافات دو کشور را منحصر به سیاست های متفاوت نفتی و ادامه سیاست های خصمانه رسانه های خبری بریتانیا نسبت به حکومت شاه دانسته بود.

با این همه پارسونز مناسبات دوجانبه را با وجود حل اغلب مشکلات شرکت های بریتانیایی، از نظر تجاری چندان شکوفا ندانسته و عنوان کرده که در سال ۱۹۷۶، از شدت هجوم گسترده شرکت های بریتانیایی به ایران در دوران اوج گیری رشد اقتصادی کاسته شده بود و "به طور خلاصه، بریتانیا و دیگر کشورها و شرکت های غربی دریافته اند که به دست آوردن طلاهایی که خیابان های تهران با آن سنگفرش شده به مراتب سخت تر از آنی بوده که قبلا تصور می کرده اند."

سفیر بریتانیا در تهران در این گزارش ضمن رد "اغراق در بدبینی هر از چند گاهی روزنامه های بریتانیایی" درباره وضعیت حکومت ایران اعلام می کند که جامعه تجاری غرب و بریتانیا با این دیدگاه هم عقیده نیست. با این همه او پیش بینی می کند که حجم مبادلات بازرگانی تهران و لندن به دلیل مشکلات پوند به خوبی سال های قبل نباشد.

پارسونز در ادامه مدعی می شود که در صورت پذیرش و گسترش سیاست معاملات تهاتری نفتی مورد نظر شاه، "بریتانیا می تواند برای یک دهه ایران را به عنوان بزرگترین بازار تجاری خارجی برای خود نگاه دارد."

گزارش پارسونز در فاصله حدود یک سال از آغاز شکل گیری گسترده مخالفت های عمومی و تنها حدود دو سال از سقوط سلطنت، با این پیش بینی خوش بینانه نسبت به حکومت شاه خاتمه می یاید: "من این گزارش را همانند گزارش ۱۹۷۵ خود به پایان می برم. با وجود مشکلات خسته کننده و موانع دردسر آفرینی که کار را به شدت دچار کندی می کند، ایران همچنان در حال توسعه با شدتی زیاد است. این کشور همچنان از نظر سیاسی باثبات است و حکومت از موضع خیلی خوبی در برابر کشورهای غربی به طور کلی و به خصوص در برابر بریتانیا برخوردار است. آهنگ اقتصاد ایران از رشد کمتر ولی سالم تری برخوردار بوده و به بیشتر اهداف خود طی ۱۲ ماه اخیر دست یافته است. من بارها گفته ام که ایران قابلیت لازم برای تبدیل شدن به بزرگترین بازار جهانی بریتانیا را دارد ... بر بریتانیا و بخش تجاری آن است که از این قابلیت بهره کامل را ببرند."

'آیا امپراتور کاملا لباس پوشیده است؟'

سفیر بریتانیا همچنین در یک گزارش تحلیلی طولانی محرمانه خطاب به دیوید اوئن، وزیر خارجه وقت کشورش، به تاریخ ۱۲ آوریل با عنوان کنایی "آیا امپراتور کاملا لباس پوشیده است؟"، یک بار دیگر درباره آینده سیاسی ایران چنین می نگارد: "چنان که در مراسلات و گزارش های قبلی خود نیز متذکر شدم، من شرایط کنونی ایران را به سوی یک انقلاب و سرنگونی رژیم نمی دانم و شاه همچنان با اقتدار و با کمک نیروهای مسلح و پلیس، زمام قدرت را در دست دارد."

پارسونز همچنین با رد این ادعا که سران ساواک و نیروهای مسلح، دولتی در درون دولت ایجاد کرده اند تاکید می کند که اقتدار شاه مورد تردید نیست. پارسونز برای اثبات این ادعا به اظهارات ارتشبد غلامرضا ازهاری، رییس وقت ستاد بزرگ ارتشتاران ایران، در گفتگو با خود ضمن تاکید بر "نوکری و اخلاص نظامیان نسبت به شاه" اشاره می کند: "اگر شاه تصمیم بگیرد که تانک های چیفتن بخرد، نیروی دریایی کشور را دو برابر کند، هواپیماهای پیچیده و متعدد خارج از توان نیروی هوایی بخرد، فرماندهان ارتش با این تصمیم ها مخالفت نکرده و از آن اطاعت می کنند."

با وجود گزارش مجموعا نسبتا مثبت پارسونز درباره ثبات سیاسی ایران، در سند دیگری که امضایی پای آن نیست ولی توسط یکی از مقام های وزارت خارجه بریتانیا نوشته شده، آمده است "باید به آینده توسعه نظامی گری ایران و احتمال وقوع یک انقلاب در پی آن و تاثیر آن در سیاست فروش جنگ افزار و معامله پایاپای نفتی با ایران" به طور جدی اندیشید.

پارسونز روایت کوتاه و خواندنی نیز از یک دیدار با محمد رضا شاه در تاریخ ۱۶ فوریه ارایه می دهد. محور اصلی گفتگوی آن دو ناآرامی های دانشگاه ها، فعالیت های افراد وابسته به گروه های تروریستی و چریکی و اقدامات انتحاری آنان بود.

در این دیدار، شاه با انتقاد از چریک هایی که اخیرا در یک درگیری در حال محاصره توسط نیروهای امنیتی دسته جمعی دست به خودکشی زده بودند، گفته بود اقدام خودکشی کامیکازه های ژاپنی در جهت دفاع از میهن خود را درک می کند، ولی خودکشی عده ای "برای برقراری یک رژیم کمونیستی" در کشور خود را درک نمی کند.

شاه همچنین خطاب به پارسونز عنوان کرد که ضمن تلاش بدون نتیجه برای یافتن انگیزه های ستیزه جویان و این که "چه کسانی دانشجویان و تروریست ها را شستشوی مغزی داده اند؟"، به ماموران امنیتی دستور داده تا دانشجویان ناراضی را به حال خود رها کرده و تلاش خود را متمرکز بر مقابله با تروریست ها کنند.

سفیر بریتانیا یکی از مشکلات سال های گذشته شاه را اقتدارگرایی و عدم توجه جدی به نظرات و مشورت های دیگران می داند. پارسونز در گزارشی به تاریخ ۲۴ مه از دیدار با اسدالله علم، نخست وزیر پیشین و وزیر دربار که به دلیل بیماری در آستانه دست کشیدن کامل از سمت های خود بوده، از قول وی می نویسد: "تنها دو نفر در کشور هستند که می توانند با شاه آزادانه صحبت کنند: من و ملکه فرح. ملکه هنگام سخن گفتن با شاه احساساتی می شود، ولی من همیشه آرام باقی می مانم."

از سوی دیگر به اعتقاد پارسونز در یک گزارش محرمانه به تاریخ ۲۵ اکتبر بیماری سوء ظن شاه نسبت به انتقادهای رسانه های غربی به اوج خود رسیده بود: "من با کمال تاسف باید گزارش کنم که دشمنی بیمارگونه شاه با رسانه های غربی به بدترین حالت خود از زمان عزیمت من به تهران در ابتدای سال ۱۹۷۴ رسیده است."

پارسونز متذکر می شود که در طول ده روز گذشته دو بار با شاه دیدار داشته و هر بار شاه "به نامعقول ترین شکل ممکن" و به شیوه ای "احساساتی" به "رسانه های غربی به خصوص روزنامه های بریتانیایی و بی بی سی" تاخته است.

به گفته پارسونز، علاوه بر افشاگری های مربوط به روابط گسترده و پنهانی ایران با دولت های نژادپرست رودزیا و آفریقای جنوبی، اعتراض اخیر شاه به بی بی سی مربوط به یک گزارش سرویس اروپای شرقی این رسانه بود که طی آن عنوان شده بود که دوستی کنونی کشورهای بلوک شرق با ایران به دلیل نیاز آنان به نفت خام است.

در گزارش های سال های گذشته وزارت خارجه بریتانیا نیز ابراز ناراحتی های مکرری از سوی شاه خطاب به دیپلمات های لندن درباره عملکرد بی بی سی مشاهده شده که در یک مورد در سال ۱۹۷۴ منجر به تعطیلی موقت دفتر بی بی سی در تهران به دستور شخص شاه شد.

شاه همچنین به شدت نسبت به گزارش های منفی تفصیلی سازمان عفو بین الملل درباره وضع حقوق بشر در ایران معترض بود و چه از طریق سفیر بریتانیا و چه از طریق پرویز راجی، سفیر ایران در لندن، خواستار "ساکت کردن" این سازمان حقوق بشری غیردولتی شده بود.

گسترش نارضایتی ها، آغاز ناآرامی ها

پیتر وستماکوت دبیر دوم جوان سفارت بریتانیا در تهران، سفیر سابق کشورش در آنکارا و سفیر کنونی بریتانیا در پاریس، در یک گزارش تفصیلی به تاریخ ۲۵ اکتبر، در پرتو سفر پر سر و صدا و جنجالی شاه به واشنگتن برای دیدار با جیمی کارتر رییس جمهور جدید آن کشور و همچنین شبهای شعر موسوم به "ده شب" در انستیتو گوته در تهران، وضعیت سیاسی داخلی را مورد بررسی قرار داد.

در این گزارش ضمن اشاره به دو دیدار جمشید آموزگار، نخست وزیر جدید، با اعضای کانون نویسندگان ایران، از این دیدارها به عنوان حوادثی به یاد ماندنی اسم برده که موجب توجه آموزگار به این نکته شده که اصرار بر اجرای سیاست پیوستن اجباری نویسندگان و روشنفکران به حزب رستاخیز و عملی کردن آن، موجب از دست رفتن اعتبار آنان در بین هوادارانشان خواهد شد.

وستماکوت از قول برخی از ایرانیان از شعرخوانی ها و سخنرانی های نویسندگان و شاعران ایرانی در انجمن فرهنگی آلمان در تهران (موسسه گوته) به دعوت مشترک آن انجمن و کانون نویسمدگان ایران و با حضور پنج هزار نفر مخاطب جدی در ماه اکتبر به عنوان "مهم ترین حادثه سیاسی در طول دهه اخیر" در ایران یاد کرده است.

عده حاضران در نشست های این ۱۰ شب در منابع مخالف حکومت پهلوی تا پانزده هزار نفر نیز ذکر شده است.

بر اساس این گزارش، ظاهرا برگزار کنندگان آلمانی از قرار دادن قید اولیه عضویت در کانون نویسندگان برای سخنرانی خوشنود نبوده و آن را در جهت هدف اعلام شده خود در حمایت از نویسندگان ایرانی نمی دانستند.

از سوی دیگر، فضای سیاسی جلسات به خصوص با حضور شاعر و نمایشنامه نویسی چون سعید سلطانپور که تنها سه هفته قبل از زندان آزاد شده بود موجب ابراز خواسته های مکرر سخنرانان و مخاطبان درباره "ضرورت تغییرات عمده تر" در کشور شد. سلطانپور بعد از انقلاب ایران و در بهار سال 1360 توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.

این دیپلمات بریتانیایی در ادامه گزارش خود به "شایعات مربوط به ناآرامی های گروه های مذهبی در سطح دانشگاه ها و اجتماع" پرداخته و عبور گذرایی نیز به ماجرای اعتصاب غذای نیروهای مذهبی مخالف حکومت پهلوی در کلیسای سنت مری در پاریس دارد.

به گفته وستماکوت این اقدام به قولی "در اعتراض به صدور حکم اعدام برای قاتلان آیت الله شمس آبادی" در اصفهان و به قول دیگری "همانند راه پیمایی بزرگ پایان رمضان [عید فطر] در شرق تهران، به عنوان اقدامی عمده در پشتیبانی از آیت الله خمینی، آیت الله تبعیدی، در شرق تهران" صورت گرفته بود.

وستماکوت با کنایه و در اشاره به سوء ظن شاه به تلاش های بین المللی علیه خود، ادامه می دهد که حکومت شاه می تواند این گونه اقدامات را به عنوان "نمونه های دیگری از توطئه های بین المللی برای مانع تراشی در مسیر پیشرفت ایران" تلقی کند.

دبیر دوم سفارت بریتانیا در تهران در ادامه با اشاره به تشدید تلاش های سیاسی نویسندگان و حقوق دانان ایرانی می نویسد: "تاثیرگذاری این تلاش ها تا حد زیادی به ایجاد حداکثر فشار در سفر شاه به واشنگتن طی هفته های آینده بستگی دارد. نویسندگان و حقوقدانان دریافته اند که تا زمانی که دولت جیمی کارتر بر اهمیت حقوق بشر در ایران و ضرورت توجه به آن در سیاست خارجی تاکید نکند، احتمال کمی در تمکین شاه به خواسته های آنان وجود دارد."

وستماکوت یکی از مشکلات مخالفان داخلی شاه را عدم امکان انعکاس خواسته ها و فعالیت های آنان در رسانه های بین المللی می داند چرا که "به استثنای لیز ترگود، خبرنگار گاردین که تاکنون مطلبی در این باره تهیه کرده، تعداد زیادی خط شکن در بین گزارشگران خارجی مقیم ایران وجود ندارد که بخواهند خطر کرده و به ریشه یابی این موضوعات بپردازند."

به اعتقاد این دیپلمات بریتانیایی "توان شاه در اداره این توفان ها، بستگی به آن دارد که چه تعداد حقوقدان و نویسنده به طور کامل حاضر به مشارکت در راه رسیدن به اهداف خود باشند و چه تعداد صرفا به وقت تلف کردن مشغولند. معمولا در سیاست ایران ممکن است رهبران گروه های فشار دردسر آفرین را خرید، ترساند و مرعوب کرد."

وستماکوت ضمن اعتقاد بر این که با برخی اصلاحات سطحی و ظاهری می توان در کوتاه مدت مخالفان را آرام کرد، خواسته های دراز مدت مخالفان حکومت ایران را "نظام مستقل دادگستری، آزادی واقعی بیان و برقراری حقوق اساسی بشر در سیستم قضایی" می داند.

دبیر دوم سفارت بریتانیا در پایان گزارش خود می نویسد: "این ها اقداماتی است که شاه باید اجازه انجام آن ها را بدهد، اگر می خواهد ایرانیان احساس کنند کشورشان واقعا به آنان تعلق داشته و نظر آنان از جهتی اهمیت دارد."

در ادامه این گزارش ها به چند ناآرامی و تظاهرات دانشجویان مخالف حکومت در دانشگاه های تهران و صنعتی آریامهر اشاره شده و خلاصه ای از یک زد و خورد بین ماموران ساواک و شرکت کنندگان در میتینگ عید قربان هواداران دکتر محمد مصدق و جبهه ملی که منجر به دستگیری ۲۰۰ نفر و مجروح شدن عده ای، از جمله داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران، عبدالکریم انواری رییس کانون وکلا و فتح الله بنی صدر یکی از قضات باسابقه شده، اشاره شده است.

چنان که از گزارش های ارسالی ماموران مختلف سفارت بریتانیا در تهران بر می آید، در زمان آغاز تدریجی تغییرات سیاسی و کناره گرفتن امیرعباس هویدا از نخست وزیری و روی کار آمدن دولت جمشید آموزگار، پارسونز و همکارانش، همانند خود شاه، بیشترین خطر و مشکل برای آینده آن حکومت را نخست از جانب چریک های مسلح و سپس از جانب نیروهای چپ، ملی و روشنفکران لائیک می دانستند و توجه چندان جدی به رشد جریان مخالف مذهبی در ایران نداشتند.

ادامه دارد...