بخش هفتم

ایران و بریتانیا: همکاری های هسته ای از حرف تا عمل

رابطه هسته ای ایران و بریتانیا از زمان تاسیس رسمی سازمان انرژی هسته ای در ایران در سال 1974 آغاز شد و به مرور در ابعاد مختلفی از هر دو طرف پیشنهاد و بعضا گسترش یافت.

پرونده ها و اسناد زیادی در این باره وجود دارد که با وجود گذشت بیش از سی سال از نگارش آنان، به دلایلی که مهم ترین آن ها از سوی مسئولان آرشیو و یا اداره دسترسی آزادانه به اطلاعات "جاری بودن ماجرا" اعلام شده، هنوز از طبقه بندی خارج نشده اند.

با این همه در همین آرشیو پرونده های متعددی هستند که جزئیات گوناگونی را از پرونده مناسبات هسته ای تهران و لندن فاش می سازد. علاوه بر آن تجربه پژوهشگران پیگیر نشان داده که در برخی موارد، مداومت و نامه نگاری قانونی منجر به آزادسازی برخی از این پرونده ها از توقیف و بازگشت به اداره اصلی شده است.

بر اساس یک گزارش تفصیلی از تاریخچه همکاری های هسته ای دو کشور، نخستین علایق بریتانیا در همکاری هسته ای با ایران در دسامبر 1974 و در طول سفر لرد آلدینگتون، رئیس سازمان ملی همکاری های هسته ای بریتانیا، به تهران آشکار شد.

در تاریخ 19 اکتبر 1975 یادداشت تفاهمی بین ایران و بریتانیا در جهت همکاری های مختلف هسته ای منعقد شده بود که بیش و کم و با فراز و فرودهایی در مقاطع مختلف تا اوایل سال 1979 و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ادامه یافت.

بر اساس این یادداشت تفاهم، دو کشور در زمینه هایی چون ساخت نیروگاه های انرژی هسته ای، آموزش هسته ای، فراهم کردن امکانات تحصیلات دانشگاهی هسته ای با یکدیگر و در هر دو کشور همکاری داشته باشند.

یکی از مهم ترین محورهای گفتگوی مفصل محمدرضا پهلوی شاه ایران با دیوید اوئن وزیر خارجه بریتانیا در 14 مه 1977 در کاخ نیاوران در تهران، بررسی وضعیت مناسبات هسته ای بین دو کشور و دورنمای آن بود و مشروح آن در یک گزارش مفصل محرمانه آمده است.

در ابتدای این بحث، اوئن تاکید کرد که کارشناسان سازمان های هسته ای کشورش هنوز به تصمیم کاملا نهایی و قطعی درباره این که چه سیستم خاص هسته ای را برای تولید انرژی در کشور باید در پیش گرفت، نرسیده اند.

وقتی اوئن از شاه در مورد سیستم خاص رآکتور هسته ای مطلوب ایران پرسید، شاه بدون ارائه پاسخ صریح گفت: "دکتر اعتماد مشغول بررسی این موضوع است". اوئن نیز با تاکید بر علاقه احتمالی بریتانیا به سیستم پی.دبلیو.آر (رآکتور آب فشرده) افزود: "دکتر اعتماد یک محافظه کار هسته ای است و به سوی فناوری های تایید شده می رود."

اکبر اعتماد رئیس سازمان انرژی هسته ای ایران و نماینده تام الاختیار شخص شاه در مذاکرات هسته ای بین المللی بود: "شاه گفت دکتر اعتماد در زمینه مذاکره درباره همکاری های هسته ای اختیار کامل دارد."

شاه همچنین درباره علاقه خود به به دست آوردن اورانیوم گفت: "او به خصوص به وضع 15 سال آینده و زمانی که بهای اورانیوم به شدت بالا برود علاقه مند است ..."

در شرایطی که در این دیدار اوئن آشکارا از شاه می خواست سیستم رآکتورهای خود را با تصمیم گیری آینده دولت بریتانیا هماهنگ و حتی در صورت تغییر آن، ایران نیز سیستم خود را تغییر دهد، شاه تصریح کرد: "ضمن خوشحالی از استحکام همکاری سیستم هسته ای تهران با لندن نمی خواهد همه تخم مرغ های خود را در یک سبد بگذارد و پیشاپیش مذاکره با سازندگان فرانسوی، آلمانی و آمریکایی رآکتور هسته ای را آغاز کرده و بریتانیا و حتی روسیه را نیز از این مذاکرات مستثنی نخواهد کرد."

در طول سال 1977، هیات های مختلفی از کارشناسان دو کشور با هم دیدار کردند و بر سر موضوعات مختلف همکاری های هسته ای مذاکره کردند.

برای مثال یکی از این گونه مذاکرات زنجیروار، سفر یک هیات ارشد هسته ای بریتانیا به ریاست دکتر پلیل به ایران بود که طی سه روز از 24 تا 26 سپتامبر با چند هیات کارشناسی ایرانی از جمله دکتر عابدین زاده در زمینه همکاری در گروه محافظت رادیولوژیک، با دکتر فرزین در زمینه امنیت هسته ای بر مبنای مقررات آژانس بین المللی انرژی هسته ای، با دکتر صرام و دکتر عبدالله شکوهی محسنی در زمینه پیشنهاد ارائه شده بریتانیا برای همکاری در راهکارهای ایمنی هسته ای، با دکتر طاهرزاده، معطر و اولیا در مرکز تحقیقات هسته ای تهران و همچنین دکتر خازنی رییس مرکز هسته ای اصفهان درباره پیشنهادهای مشابه هسته ای بلژیکی ها دیدار و گفتگو کردند.

یکی از موارد گفتگوها و همکاری های هسته ای ایران و بریتانیا، مساله حل و فصل زباله های نیروگاهی در مرکز تحقیقات هسته ای و مرکز درمانی و بهداشتی در ایران بود که درباره آن مذاکرات طولانی بین دو کشور از جمله در نوامبر 1977 صورت گرفت.

بر اساس یک گزارش توجیهی به تاریخ 16 اوت 1976، مشکل و نیاز مدیریت زباله های رادیو اکتیو در ایران عمدتا شامل دو موضوع بود: "1- مشاوره برای طراحی سیستم حمل زباله های رادیو اکتیو و نصب آن برای دیگر مراکز پژوهشی و 2- مشاوره در مورد برنامه ملی مدیریت زباله های هسته ای حاصل از برنامه های توسعه هسته ای."

این مذاکرات نهایتا به ارائه یک طرح تفصیلی از سوی مرکز تحقیقات انرژی اتمی بریتانیا برای حل مشکل زباله های مرکز تحقیقات هسته ای تهران زیر نظر سازمان های رسمی و دارای مجوز رسمی بریتانیا منجر شد.

از دیگر موارد همکاری های هسته ای ایران و بریتانیا اعزام دانشجویان ایرانی برای حضور در دوره های کارشناسی ارشد و دکترا به دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی بریتانیا و همچنین اعزام کارشناسان ایرانی به سمینارها و دوره های تخصصی کوتاه مدت بود.

بر اساس یک سند طبقه بندی نشده از مذاکرات کارشناسان و مسئولان هسته ای ایران و بریتانیا در تهران، ایران به شدت در پی افزایش توان علمی و کاربردی کارشناسان هسته ای خود در کوتاه ترین زمان ممکن بود: "اعتماد به شدت موافق ادامه کار بین 20 تا 30 دانشجو در مقاطع بالاتر از لیسانس، تحصیل آنان ترجیحا در مرکز هسته ای هارول و ... قرار دادن آنان تحت برنامه شدید انضباطی بود."

مطابق یک سند زمان بندی فعالیت های مشترک، بر اساس برنامه ریزی های انجام شده در خلال نشست های متعدد قرار بود ساخت نیروگاه های هسته ای با کاربردهای مختلف توسط بریتانیا در نقاط مختلف ایران از 1981 با دو مورد آغاز شده و تا سال 1994 به 20 مورد برسد.

پیشنهاد ساخت نیروگاه هسته ای از سوی بریتانیا در ایران از اواسط 1975 مطرح شده و در دسامبر همان سال به عنوان یک پروژه به ایران پیشنهاد شده بود، ولی در عمل با وجود رقبای فرانسوی، آلمانی و آمریکایی و همچنین سقوط حکومت پهلوی هرگز عملی نشد.

در شرایطی که بریتانیا ایران را ترغیب به انحصاری کردن سیستم هسته ای خود می کرد، ایران مصمم بود تا با کمک گرفتن از کشورهای مختلف دارای فناوری هسته ای، صرفا خود را محصور به یک سیستم و یک کشور فراهم کننده این فناوری پیشرفته نکند.

همانند خریدهای تسلیحاتی و دیگر معاملات بازرگانی، یکی از معضلات ایران در سال 1977 مشکل پرداخت نقد برای پروژه های مختلف خود بود. در حالی که در سال های قبل اکیدا به مقامات بریتانیایی ابلاغ کتبی شده بود تا زیر بار قراردادهای مبتنی بر عرضه نفت در برابر کالا یا خدمات نروند، این سیاست با افزایش مشکلات نقدینگی ایران کم قوت شد و به مرور از فهرست خطوط قرمز همکاری های هسته ای تهران و لندن محو شد.

یکی از نگرانی های مسئولان بریتانیایی شائبه کشش احتمالی ایرانی ها به سوی فناوری نظامی هسته ای بود. در سال های پیش از آن وقتی این شک مطرح می شد، بریتانیایی ها به عنوان دستورالعمل داخلی مطرح می کردند که ضمن مراقبت در این مساله نباید عملی علیه این خواسته فرضی کنند تا ایران از معامله با بریتانیا دلسرد شود.

در همین ارتباط تونی بن، وزیر چپ گرای انرژی بریتانیا، در اول سپتامبر 1977 در نامه کوتاهی به اوئن وزیر خارجه چنین نوشت: "دیوید عزیز! با توجه به اخبار مربوط به دستیابی احتمالی آفریقای جنوبی به قابلیت نظامی هسته ای با کمک کارشناسانی از دیگر کشورها با استفاده از موادی که در فناوری غیرنظامی هسته ای به کار می روند، من بر این باورم که ما باید در پیشنهادهای هسته ای به ایران بازنگری کرده تا شاهد بروز حادثه مشابهی نباشیم."

اوئن در پاسخ به این نامه در تاریخ 20 سپتامبر نوشت: "... ما پذیرفته ایم که بدون هیچ تردیدی برنامه هسته ای ایران نباید به فناوری حساس انتقال یابد. من این موضوع را در دیدار 14 مه شفاف به شاه گفتم. ایرانی ها به ما اطمینان داده اند که آنان به دنبال انجام فناوری های حساس توسط ما نیستند و پذیرفته اند که قراردادشان با بریتانیا بسیار متفاوت از مثلا قرارداد آلمان درال و برزیل است و در نتیجه، تردیدی درباره کمک ما به ایران در ساخت مرکز غنی سازی همانند افریقای جنوبی وجود نخواهد داشت. برخلاف آفریقای جنوبی، ایران عضو پیمان منع گسترش سلاح های کشتار جمعی است. این معاهده همه تاسیسات هسته ای را تحت برنامه ایمنی آژانس قرار می دهد."

برخلاف نگرانی بریتانیایی ها از همکاری های احتمالی نظامی هسته ای تهران و پرتوریا، دکتر اعتماد در نشستی به مسئولان هسته ای بریتانیا گفت که در دیدار با دکتر رو، رئیس انرژی هسته ای افریقای جنوبی، او را به عضویت در پادمان ان.پی.تی ترغیب کرده است.

با آن که مسئولان هسته ای ایرانی معمولا از برنامه غنی سازی اورانیوم به دلیل پیچیده بودن آن به عنوان اولویت سخن نمی گفتند و بریتانیایی ها هم در سطح دیپلماتیک از همکاری با ایران در این زمینه سرباز می زدند، ولی این مساله در بسیاری از نشست های مشورتی بین دو کشور مطرح می شد و حتی برای آن زمان بندی و برنامه ریزی اولیه نیز صورت گرفت.

بر اساس نامه محرمانه 25 مه 1976 مارشال ویلمزهرست از اداره انرژی هسته ای وزارت خارجه به کریس هرزیک در وزارت انرژی بریتانیا، طرح غنی سازی اورانیوم در ایران با مالکیت مشترک ایران و "مرکز مشارکت سانتریوفوژ" بریتانیا به طور جدی مطرح و دنبال می شد.

بریتانیایی ها معتقد بودند که با وجود تلاش های فراوان و مذاکرات طولانی، در زمینه های مختلف همکاری هسته ای به خصوص ساخت رآکتور، غنی سازی اورانیوم و یا هر گونه قرارداد بنیادی هسته ای با ایران موفق عمل نکرده و عرصه را به رقبای اروپایی و آمریکایی خود باخته اند.

تونی بن در نامه ای به جیمز کالاهان نخست وزیر بریتانیا متذکر شده بود که احتمالا سازمان انرژی اتمی ایران و رئیس آن اکبر اعتماد ظرف ده سال آینده تلاشی برای دریافت فناوری غنی سازی اورانیوم نخواهند کرد.

کالاهان نیز در نامه ای به بن عنوان کرده بود که میلیون ها پوند برای پی گیری برنامه فناوری رآکتور آب فشرده ایران سرمایه لازم است و در مقابل این هزینه، بریتانیا 20 رآکتور پی.دبلیو.آر برای ایران خواهد ساخت.

در شرایطی که دولت بریتانیا به دلیل روی کار آمدن جیمی کارتر رئیس جمهور جدید آمریکا در آوریل 1977 دستور کاهش سرعت همکاری های هسته ای با ایران را داده بود، شرکت های آلمانی و فرانسوی مشغول عقد قراردادهای هسته ای یا پیشبرد قراردادهای قبلی خود بودند. هر چند در عمل با وقوع انقلاب ایران، فعالیت های این کشورها در برنامه هسته ای ایران متوقف ماند و کارشناسان آنان به سرعت یا به مرور، ایران را ترک کردند.

ادامه دارد...