139 پرونده از اسناد سازمان های امنیت داخلی و خارجی بریتانیا (ام.آی.فایو و ام.آی.سیکس) از جمله همکاری آنها با شبکه رسانه ای بی بی سی، از طبقه بندی آزاد و در اختیار عموم محققان قرار گرفت.

به دنبال رونمایی این بیش از پرونده ها که هفته گذشته طی دو روز برای تعداد معدودی از پژوهشگران در آرشیو ملی بریتانیا انجام شد، هم اکنون و از امروز سه شنبه این پرونده ها در این آرشیو قابل استفاده عموم هستند.من تنها پژوهشگر ایرانی و فارسی زبان دعوت شده به این مراسم بودم که روزهای چهارشنبه و پنجشنبه 27 و 28 فوریه در کنار محققان دیگری از بریتانیا، دیگر کشورهای اروپایی و آمریکا توانستم پیش از آزادسازی عمومی این مجموعه اسناد، به متن کامل آماده آزادسازی آن‌ها دسترسی پیدا کنم.

139 پرونده‌ آزاد شده بیشتر شامل فعالیت های جاسوسی و امنیتی ماموران بریتانیایی در حدود سال های جنگ جهانی دوم و عمدتا علیه افراد یا موسسات مظنون به همکاری با حکومت آلمان نازی یا نیروهای کمونیست متمایل به ئولت اتحاد جماهیر شوروی است.

یکی از موارد جالب این پرونده های امنیتی، اسناد مربوط به شخصی به نام "لوییس دو ول" ستاره شناس یهودی مجاری تبار آلمانی است که توانست با یک برنامه حساب شده طراحی شده توسط نیروهای امنیتی بریتانیا، از طریق حقه بازی و کشف علاقه "آدولف هیتلر" صدر اعظم آلمان نازی به ستاره شناسی و بررسی اوضاع کواکب قبل از انجام هر کاری، به مرور به مشاور شخصی و از راه دور هیتلر تبدیل شده و تصمیمات رهبری آلمان هیتلری را به سود لندن تنظیم کند.

            

این اقدامات موجب شد که با وجود بی علاقگی "وینستون چرچیل" نخست وزیر وقت بریتانیا، به دو ول مقام سرهنگی در سازمان مخفی "اس.او.اس" (مدیریت عملیات مخفی) اعطا شده و در طول جنگ از امکانات رفاهی، مالی در خور و آپارتمانی مناسب در یکی از نقاط گران قیمت لندن (پارک لین) در مجاورت هاید پارک برخوردار شود.

دو ول که بعدا نام خود را به "لودویگ ون هول" تغییر داد، در سال 1935 و پس از روی کار آمدن هیتلر و آغاز سیاست های یهودی ستیزانه دولت وی، به لندن گریخته و همسر خود را نیز به عنوان یک پرنسس رومانیایی دروغین به شیلی فرستاده بود.خود دو ول نیز در ابتدا و تا قبل از افشای هویت اصلیش، در محافل مختلف اشرافی در لندن به عنوان یک اشراف زاده اهل مجارستان، برادرزاده یک آهنگساز اتریشی و نوه یک بانکدار ثروتمند بریتانیایی ظاهر می شد.

بر اساس این اسناد، دو ول از طریق مکاتبه به عنوان مسئول یک موسسه جدی تحقیقاتی ستاره شناسی با هیتلر در تماس بود و اگر خبری از یک اقدام احتمالی نظامی آلمان ها وجود داشت به رهبر آلمان نازی یادآوری می کرد که مثلا اوضاع کواکب نشان می دهد که شرایط چندان مناسب آغاز یک حمله در هشت روز نخست آن ماه نیست.

دو ول توانست شماری از مسئولان سیاسی و امنیتی بریتانیا را متقاعد کند که هیتلر از سال 1923 تصمیم های خود را پس از مشورت با یک طالع بین و ستاره شناس معروف اتریشی به نام "ارنست کرافت" می گیرد و دو ول می تواند موقعیت مشابه یا جایگزینی را در دستگاه هیتلر به دست آورده و بر تصمیمات وی تاثیرگذار باشد.از این طریق دو ول ضمن جلب موافقت هیتلر خرافاتی به تعویق عملیات، به نیروهای متفقین مجال می داد تا خود را برای حمله احتمالی آلمان بیشتر آماده کنند.

دو ول که دوست داشت خود را "نوستراداموس مدرن" بنامد، در سال 1940 از سوی مسئولان امنیتی بریتانیا با ماموریتی ویژه به آمریکا فرستاده شد تا از طریق ستاره شناسی و طالع بینی مسئولان و افکار عمومی آن کشور را درباره شکست قطعی هیتلر در جنگ مطمئن سازد. ماموریتی که برخلاف اقدامات طالع بینی وی با موفقیت عمومی و پوشش مناسب رسانه ای توام بود.این طالع بین یهودی آلمانی مدعی بود که در چند مورد از قبیل نبرد کرت و یا شکست ژنرال رومل (معروف به روباه صحرا) با پیش بینی های خود و شناخت علایق ستاره شناسی هیتلر به موفقیت بریتانیا کمک کرده است.

با وجود چند بار توفیق ظاهری از جمله پیش بینی درست ورود ایتالیا به جنگ در حمایت از آلمان، به مرور ادعای نفوذ دو ول در دستگاه هیتلر رنگ باخت و در نتیجه از ابتدای سال 1942 و به خصوص پس از حمله نیروهای ژاپنی به پرل هاربر در دسامبر 1941 که مسیر جنگ را تغییر داد، نیروهای امنیتی بریتانیا نیز به وجود وی احساس نیاز نکردند.دو پیش بینی جنجالی که موجب بی اعتباری دو ول در دستگاه امنیتی بریتانیا شد یکی اصرار وی بر سقوط هیتلر در طول یک سال و همچنین پیش بینی حمله آلمان نازی به آمریکای لاتین بود که هر دو توخالی از آب درآمد.

با این همه نفوذ دو ول در دستگاه های مختلف بریتانیا در دوران جنگ از جمله در بین رجال با نفوذ دولتی و نظامی و کمیته مشترک امنیتی دولت آن کشور ادامه داشت و اسناد آزاد شده حاکی از باور بسیاری از دولتمردان آن کشور به دو ول و نفوذ او بوده است.جالب این جا است که بر خلاف تصور دستگاه امنیتی بریتانیا در آن زمان، اکنون اغلب مورخان جنگ جهانی دوم ثابت کرده اند که هیتلر توجه چندانی به ستاره شناسی و طالع بینی نداشته و این عنصر را در تصمیمات کلان خود دخالت نمی داده است.

هنگامی که دو ول در سال 1942 پس از یک سفر نسبتا طولانی به آپارتمان خود در لندن بازگشت، دریافت که محل اقامتش توسط ماموران خالی شده و اداره امنیتی که با او همکاری داشته نیز به کلی محو و نابود شده است.این اسناد نشان می دهد که یکی از دردسرهای سازمان های امنیتی بریتانیا در سال های میانی جنگ و پس از سقوط هیتلر و پایان یافتن جنگ جهانی دوم خلاص شدن از شر دو ول، ساکت نگاه داشتن او و عدم سوء استفاده اش از سابقه همکاری خود با دوایر امنیتی بریتانیا و علنی نکردن عملیات مخفی خود در درون دستگاه خصوصی هیتلر بود.

در یکی از این اسناد، "دیک وایت" مامور ارشد امنیتی که بعدا به ریاست ام.آی.فایو رسید از ابتدا درباره دو ول اظهار نظر تندی کرده و ضمن مخالفت با استخدام وی، او را "قلابی، خطرناک و شارلاتان" خطاب کرده بود.ظاهرا دو ول از این ناراحت بوده که با وجود همکاری های ارزنده جاسوسی که وی به بریتانیا در طول جنگ کرده بود، پاداش مادی و معنوی به سزایی به وی داده نشده و عمدا سعی شده خدمات او به فراموشی سپرده شود.

در یکی از این اسناد چهار توصیه برای رهایی از شر دو ول در سال های پایانی جنگ مطرح شده که دو مورد از آن ها زندانی کردن وی و یا فرستادنش به یک منطقه دور افتاده روستایی تحت نظر است. دو پیشنهاد دیگر در اسناد موجود توسط مسئولان امنیتی مخدوش و محو شده که احتمالا یکی از آن ها کشتن وی بوده است. با توجه به مرگ ناگهانی دو ول در سن 58 سالگی، گزینه تصادفی نبودن مرگ وی نباید از نظر دور داشته شود.

در نهایت ظاهرا چنین تصمیم گرفته شد تا برای جلوگیری از بی آبرو کردن سازمان های امنیتی بریتانیا توسط دو ول، او همچنان در استخدام و فهرست حقوق بگیران دوایر امنیتی باقی مانده و به نحوی راضی نگاه داشته شود.

یکی دیگر از مجموعه اسناد امنیتی تازه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا به تعقیب و تجسس سیاستمداران محبوب چپ گرای این کشور در دوران جنگ جهانی دوم مربوط می شود. یکی از این رجال "ویلیام دنیس کندال" نماینده مستقل پارلمان بریتانیا از منطقه لنکشایر در دهه 1940 بود.کندال که در سال 1903 به دنیا آمد و در سال 1995 در سن 92 سالگی درگذشت در جوانی زندگی پرماجرایی در خارج از کشورش داشت و پس از بازگشت به کشور، توانست در کمال شگفتی در سال 1942 به عنوان نماینده مستقل از منطقه گرانتال به مجلس عوام بریتانیا راه یابد.

در واقع از ابتدای جنگ جهانی دوم، سازمان های امنیتی بریتانیا به کندال به عنوان یک خطر بالقوه می نگریستند و کلیه مراودات، مکاتبات و تماس های تلفنی او را دقیقا زیر نظر داشتند.نیروهای امنیتی بریتانیا جدا معتقد بودند که کندال تمایلات فاشیستی دارد و از این جهت قصد داشتند تا با پرونده سازی و پاپوش دوختن برای وی، او را متهم به امور خلافی از قبیل تجارت و قاچاق اسلحه و مواد منفجره کنند.پایان جنگ و موفقیت مجدد کندال در انتخابات پارلمانی به رهایی او از چنگ پاپوش دوزی امنیتی منجر نشد.

وی نهایتا در دهه 1950 به اتهام دریافت کمک مالی غیرمجاز به کارزار انتخاباتی خود محکوم به پرداخت 15 هزار پوند شد.این اقدام اگرچه چندان تاثیری در سرنوشت کندال نگذاشت، ولی دست کم نیروهای امنیتی بریتانیا را مجاب ساخت که پس از نیم قرن زندگی مرموز و پرماجرا بالاخره توانسته اند گزند و خسارتی به او وارد ساخته و بخش کمی از اتهامات علیه وی را ثابت کنند.

فشارهای دستگاه های امنیتی در بریتانیا علیه چهره های سرشناس، تنها منحصر به سیاستمداران نبود. بلکه در موارد دیگری نیز از قبیل هنرمندان و مدیران موفق اقتصادی و اجرایی نیز این فشارها و سوء ظن ها ادامه داشت.

بر اساس یکی از پرونده های تازه آزاد شده، ام.آی.فایو به شبکه خبری بی.بی.سی دستور داده بود تا "جوآن لیتل وود" مدیر موفق تئاتر منطقه چشایر را به دلیل مشکوک بودن به داشتن تمایلات کمونیستی مورد تحریم قرار داده و با وی همکاری نکنند.

                                                 

این اسناد نشان می دهد که ام.آی.فایو ضمن تعقیب و مراقبت دایمی از لیتل وود و خانواده وی در سال های جنگ رسما در آوریل 1942 به شبکه بی بی سی هشدار داده بود تا از استخدام لیتل وود به عنوان کارگردان هنری یکی از نمایش نامه های موفق موزیکال خود به نام "آه چه جنگ دوست داشتنی" در آن موسسه خودداری کند.

کوتمن مدیر منطقه شمال بی بی سی در پاسخ به امریه ام.آی.فایو می گوید: خود قبل بر اساس ابتکار شخصی عمل و از استخدام لیتل وود خودداری کرده است. چرا که نمی تواند بلندگوی عمومی را به دست چنین افرادی که برای بی بی سی شناخته شده اند بدهد، به خصوص آن که در منطقه شمال کشور هنرمندان از طریق برنامه های خود با بسیاری از افراد طبقه کارگر در تماسند. نکته جالب این است که شبکه بی بی سی در سال ۲۰۰۲ و به دنبال درگذشت خانم لیتل وود مقاله سوگ ناکی در سات یخود منتشر کرد وی را نابغه تئاتر خطاب کرد:

 http://news.bbc.co.uk/1/hi/uk/1628351.stm

گذشته از اسناد تازه آزاد شده، پرونده ها و اسناد دیگری نیز درباره همکاری های نهادینه موسسه بی.بی.سی با دستگاه های امنیتی بریتانیا وجود دارد که از آن جمله می توان به همکاری رادیوی "بی.بی.سی" با دوایر امنیتی بریتانیا برای شناسایی، دستگیری و بازجویی "همایون فرزاد" برادر "مسعود فرزاد" یکی از کارکنان سرشناس بخش فارسی آن به اتهام همکاری با نیروهای امنیتی آلمان نازی تنها یکی از موارد دیگری از این دست است که در این جا می توان به آن اشاره کرد.

مسعود فرزاد یکی از ادبای سرشناس تاریخ معاصر ایران، یکی از حافظ پژوهان به نام و همکار و نسل صادق هدایت، بزرگ علوی و پرویز ناتل خانلری است.

نگرانی های جاسوسی دوایر مختلف امنیتی بریتانیا در سال های پس از انقلاب روسیه در بخش نفت نیز وجود داشته است.یکی از این موارد شک دستگاه های امنیتی بریتانیا از فعالیت های یک شرکت توزیع نفت روسیه در بریتانیا بود.با وجود آن که این شرکت در سال های 1920 و بر اساس یک توافق رسمی بین مسکو و لندن برای توزیع نفت شوروی در بریتانیا تاسیس شده بود، ماموران امنیتی بریتانیا همواره به آن به عنوان یک موسسه پوششی برای فعالیت های کمونیستی می نگریستند.

با آن که این شرکت بزرگ در 35 نقطه بریتانیا فعالیت داشت و هزاران کارگر بومی در آن کار می کردند، ولی ماموران امنیتی با تلاشی خستگی ناپذیر اصرار داشتند تا ثابت کنند این یک شرکت ظاهری است و به فعالیت های جاسوسی مشغول است.این تلاش ها اگرچه به نتیجه نرسید، ولی نهایتا با مستاصل کردن دولت شوروی و مسئولان کمپانی منجر به فروش کامل آن در سال 1948 به کمپانی ریجنت اویل شد. این شرکت خود بعدا در شرکت نفتی آمریکایی تکزاکو ادغام شد.

این پرونده‌ها نشانگر نکات مهمی از تاریخ معاصر اروپا و جهان و به خصوص روند فعالیت‌های گسترده و پیچیده جاسوسی و امنیتی در بریتانیا، دیگر نقاط اروپا، خاورمیانه و جنوب شرق آسیا هستند. فعالیت هایی که گاه به تعقیب و ایجاد محدودیت طی چندین دهه برای افراد بی گناه و عاری از هر خطای سیاسی منجر می شده است.

آرشیو ملی بریتانیا پیش از این و در فاصله بین مه ‪ ۲۰۰۱تا سپتامبر سال ‪ ،۲۰۰۷حدود پنجاه پرونده جاسوسی و امنیتی مرتبط با تحولاتی که به نوعی با رخدادهای ایران و ایرانیان در سال‌های ‪ ۱۹۱۴تا ‪۱۹۵۳ مربوطند را از طبقه بندی خارج کرده و در اختیار پژوهشگران تاریخ معاصر قرار داده است.

موضوعات شماری از پرونده‌های آزاد شده قبلی درباره ایران از این قرارند: فعالیت‌های جاسوسی دیپلمات‌های اروپایی در تهران در طول و فاصله بین دو دو جنگ جهانی، چند دهه تعقیب و مراقبت "تئودور روتشتین" نخستین وزیر مختار شوروی در تهران و خانواده وی در بریتانیا، فعالیت‌های جاسوسان آلمانی و روس در ایران، ورود چتربازان جاسوس آلمانی به ایران، فعالیت‌های ضد انگلیسی و آلمان دوستانه ملک منصور و محمد حسین خان دو پسر "اسماعیل خان صولت الدوله" ایلخان سابق ایل قشقایی و مراقبت جاسوسان بریتانیایی از آنان و فعالیت‌های ضد بریتانیایی و آلمان دوستانه بازرگانان ایرانی مقیم خارج از کشور.

من در مراسم رونمایی از سری جدید اسناد امنیتی درباره پرونده‌های آزاد نشده مربوط به ایران در سازمان‌های امنیت داخلی و خارجی بریتانیا از پروفسور "کریستوفر اندرو" سوال کردم. آقای اندرو استاد تاریخ معاصر و روابط بین‌الملل در دانشگاه کمبریج و تاریخ نویس رسمی استخدام شده توسط سازمان‌های امنیتی بریتانیا است که قرار است تاریخ رسمی تدوین شده و نوشته خود را تا سال ۲۰۰۹ منتشر کند.پرفسور اندرو درباره اسناد امنیتی مربوط به ایران به خصوص درباره دو واقعه کودتای 1299 (1921) و 1332 (1953) به من گفت: به نظر نمی‌رسد امکان آزادسازی این اسناد حتی در چند دهه آینده وجود داشته باشد.

با این همه پروفسور اندرو با تاکید گفت: "هر چند خود من هم با وجود خودی و محرم بودن و قبول عضویت کامل و رسمی در سازمان ام.آی.فایو امکان دسترسی آزادانه به همه اسناد امنیتی کشورم را ندارم، ولی در کتاب در دست تالیف خود، فصلی را به تاریخچه دخالت دوایر امنیتی بریتانیا در امور ایران اختصاص داده ام."

برخلاف اسناد دیگر دوایر دولتی، برای آزاد سازی یا انتشار اسناد امنیتی در بریتانیا هنوز قانون قطعی و ضمانت اجرایی مشخصی وجود ندارد و پرونده ها صرفا بر اساس صلاح دید و سلیقه مسئولان ناشناخته دوایر امنیتی به آرشیوهای عمومی سپرده می شوند.مساله آزادسازی اسناد امنیتی در بریتانیا بر اثر فشار افکار عمومی پس از پایان دوران جنگ سرد و فروپاشی حکومت شوروی به صورت محدود و تدریجی از ابتدای قرن بیست و یکم آغاز شده و با وجود روند کند آن به نظر می‌رسد در سال‌های آینده به تدریج آهنگ سریع‌تری به خود گرفته و سال‌های پس از جنگ جهانی دوم را نیز شامل شود.

من بر این باورم که اسناد آزاد شده توسط دوایر امنیتی بریتانیا شامل فعالیت های غیرقانونی آنها نشده و حتی در بین پرونده های آزاد شده پس از شش دهه نیز اوراقی خارج و یا سطوری از آن ها تعمدا محو و ناخوانا شده اند.

سنت آزاد نکردن اسناد امنیتی در بسیاری از کشورها وجود دارد، ولی این کشورها مدعی داشتن قانون دسترسی آزادانه به اسناد نیستند و ادعا ندارند که پس از مدتی مشخص همه اسرار خود را برای مردم خود برملا می سازند.