گزارشها و رويدادهاي مربوط به  ايران در سال 1973 ميلادي از لا به لاي اسناد رسمي محرمانه و منتشر نشده در آرشيو ملی بريتانيا بخش پنجم

 

 

پژوهش, استخراج, ترجمه و تدوين: مجيد تفرشي (پژوهشگر تاريخ معاصر ايران )

majid.tafreshi@ntlworld.com

 

سر شاپور ريپورتر و جايگاه وي در روابط ايران و بريتانيا در سال 1973:

 

بسيار مشکل است که تنها از خلال نوشته هاي متنوع و مختلفي که در ايران در مورد سر شاپور ريپورتر مامور امنيتي, افسر اطلاعاتي و روزنامه نگار زرتشتي بريتانيايي ايراني و هندي تبار به چاپ رسيده به جايگاه واقعي وي در مناسبات دو کشور دست يافت. با اين همه مجموعه اسناد آزاد شده در مورد ايران در سال 1973 در آرشيو ملي بريتانيا تنها به دو نقش مشخص از کارآييهاي گوناگون وي اشاره دارند. نخست: تهيه گزارشهاي توجيهي و تهيه خطوط کلي مذاکرات براي ملاقاتهاي وزرا و ديگر مسئولان ارشد بريتانيا (بريفينگ).براي ديدار با مسئولان ايراني. دوم: مشاوره و ايفاي نقش واسطگي علني و غير آشکار در قراردادهاي مختلف نظامي بين دو کشور. براي نمونه چه در مورد فروختن تانکهاي سبک اسکورپيون به ايران و چه در مورد شکايتهاي ناشي از کارکرد آنها, اين ريپورتر بود که نقش پيغامبر را در ميان دو سوي قرارداد برعهده داشت.

 

ديدار وزير دفاع بريتانيا از ايران:

برنامه سفر لرد کرينگتون وزير دفاع بريتانيا به تهران در خلال سفر سال 1972 شاه به لندن تدارک ديده شد. کرينگتون از 30 سپتامبر تا سوم اکتبر 1973 (هشتم تا يازدهم مهر 1352) در تهران به سر برد. وي در اين سفر علاوه با شاه, امير عباس هويدا نخست وزير, رضا عظيمي وزير جنگ و فرماندهان نظامي ايران از تيم نظامي انگليسي آموزش تانکهاي چيفتن در شيراز نيز ديدن کرد. در گزارشي که سفارت انگليس در مورد اين سفر تهيه کرده تاکيد شده است در مورد مذاکرات شاه و کرينگتون متذکر شده است که شاه بيشتر نگران مشکلات تکنيکي تانکهاي انگليسي ارتش ارتش ايران بود و به خصوص در مورد کارکرد ناقص موتورهاي بي اچ بي 650 تانکهاي چيفتن شکايت داشت. با اين همه کرينگتون شخصا به شاه اطمينان داد که به سرعت دستور رفع اين مشکلات را بدهد.

 

از مقايسه جزييات مذاکرات شاه و ديگر مقامات ايراني از يک سو و سياستمداران گوناگون خارجي از سوي ديگر چنين بر مي آيد که نظرات بيشتر مقامات ايراني تاثير چنداني در اين گفتگوها نداشته و در اغلب موارد شخص شاه در جزييترين مسايل کشوري و بين المللي مداخله کرده و به تنهايی در همه تصميم گيريها دخالت مي کرد. در شرايطي که برخي از پژوهشگران اين امر را ناشي از آگاهي و حضور ذهن شاه مي دانند, عده اي ديگر اين امر را از جمله علايم عمق خود کامگي در ايران و اشاعه فرهنگ فردسالارانه و جلوگيري از مسئوليت پذيري مسئولان ذي ربط در ايران عصر پهلوي دوم مي دانند.

 

روابط ايران و شوروي:

بر اساس جديدا آزاد شده انگليسي ايران و شوروي از جهات مختلفي داراي روابط پيچيده و چند چهره اي بودند. روسها از يک سو به شدت نگران گسترش روزافزون مناسبات سياسي و نظامي ايران با امريکا و انگليس بودند و از سوي ديگر رسيدن به اهداف خود در خاورميانه و خليج فارس را تا حد زيادي از طريق بسط دوستي با ايران مي دانستند. ايران نيز از سويي نگران زياده خواهيهاي همسايه شمالي خود به ويژه در خليج فارس, عراق, ديگر مناطق خاور ميانه و اقيانوس هند بود و از سوي ديگر براي ايجاد موازنه قدرت ميان مطامع بلوک غرب و شرق نيازمند و محکوم به داشتن روابطي دوستانه با شوروي بود.

 

گزارش ديدار محمد رضا شاه با الکسي کاسيگين صدر هيات رييسه اتحاد جماهير شوروي در تهران در روز بيستم مارس 1973 (بيست و نهم اسفند 1351) در کمتر از چند ساعت توسط امير اسدالله علم وزير دربار حکومت پهلوي به اطلاع پيتر رمزباتوم سفير انگليس رسيد. به گفته علم و به تبع آن گزارش بسيار محرمانه رمزباتوم به وزارت خارجه بريتانيا, شاه و کاسيگين در بسياري موارد از جمله سياست شوروي در خليج فارس اختلاف نظرهاي جدي داشته اند. در اين ديدار شاه همچنين از تداوم دخالت شوروي در جريان درگيريهاي پاکستان و هندوستان ابراز نگراني کرده بود. از سوي ديگر دولتهاي غربي به ويژه امريکا و انگليس نگران بسط مناسبات اقتصادي ايران و شوروي بودند و از اين رو با طرح مداوم خطرات جدي اتحاد شوروي براي تماميت ارضي ايران و تشديد نگرانيهاي شاه قصد خارج کردن اين رقيب اقتصادي از صحنه را داشتند.

 

سر جان کيليک (Sir John Killick) سفير کبير وقت بريتانيا در مسکو در تاريخ اول آگوست 1973 (11 مرداد 1352) طي گزارش مبسوط و محرمانه اي خطاب به سر آنتوني پارسونز مدير کل امور خاور ميانه و سفير کبير بعدي بريتانيا در ايران, خطرات احتمالي اتحاد جماهير شوروي عليه ايران را مورد تاکيد قرار داد.

بر اساس اين گزارش, در اين دوره سياست شوروي در خليج فارس "گام به گام و توام با احتياط" بوده است. ... دخالت آشکار در اين منطقه چه از نظر نظامي و چه از نظر ايدئولوژيکي با منافع اين کشور سازگاري ندارد ."در اين گزارش به عنوان نظر شخصي نويسنده تاکيد شده که در مورد شيوه برخورد با سياستهاي منطقه اي شوروي اختلاف نظراتي ميان مقامات ايران و انگليس وجود دارد.

 

با اين همه پارسونز در پاسخ خود به اين گزارش با تاکيد بر طبيعي بودن نگرانيها و حساسيتهاي بيشتر ايران در مورد خطرات احتمالي اتحاد جماهير  شوروي به دليل هم مرزي اين دو کشور, بر هماهنگي کامل ميان ديدگاههاي شاه و دولت انگليس در مورد برخورد با سياستهاي منطقه اي شوروي وجود ندارد. پارسونز معتقد بود که وابستگيهاي کشورهاي نفت خيز عرب خاور ميانه به امريکا موجب شده بود که توجه شوروي بيش از حد طبيعي به سوي ايران و خليج فارس معطوف شود.

 

در آن هنگام حساسيت موضوع روابط ايران و شوروي تا حدي بود که بيشتر سفارتخانه هاي غربي در ايران در اين مورد به تهيه و تبادل اطلاعات و گزارشهاي تفسيري خود مي پرداختند. اچ. دي وايت سفير وقت استراليا در تهران در يک گزارش مفصل محرمانه مورخ 26 جولاي 1973 (پنجم مرداد 1352) که رونوشت بخش عمده اي از آن به سفير بريتانيا در تهران و وزارت خارجه آن کشور ارايه شده, به بررسي مفصل سابقه و وضعيت کنوني جنبه هاي مختلف روابط ايران و شوروي در آن زمان پرداخت.

 

در اين گزارش محرمانه از هجوم فزاينده ايران براي خريد جنگ افزارهاي مدرن غربي و اصرار شاه براي کنترل خليج فارس از يک سو و بهبود روابط ايران و چين از جمله دلايلي نام برده شده که موجب نگراني شوروي در مورد ايران شده بود. در بخشي از اين گزارش در همين ارتباط ذکر شده است: "البته شاه از خطرات رقابت چين و شوروي در ايران آگاه است. ولي اين احتمال مطرح است  که در ذهن وي اين نقشه وجود دارد که بازي را به نفع يکي از آنها عليه ديگري انجام دهد. بسيار بعيد به نظر مي رسد که ديدار شاه از مسکو بلافاصله پس از انجام ديدار موفقيت آميز ملکه فرح از پکن اتفاقي بوده باشد."

 

ادامه دارد...