رفت‌وآمد دولت‌های پهلوی؛

نخست‌وزیری شریف امامی، تلاشی برای آشتی با روحانیت

چنانکه در گزارش‌های گوناگون آمریکایی و بریتانیایی آمده، گمان شاه بر این بود که شریف امامی با استفاده از سابقه خانوادگی روحانی خود خواهد توانست به مصالحه با رهبری روحانی نهضت دست یابد... در ادامه این گزارش از نفوذ بهاییان به عنوان یکی از دلایل نارضایتی مداوم جامعه مذهبی از حکومت شاه یاد و عنوان شده که چهار ژنرال متهم به بهایی بودن، از سمت‌های خود در ارتش برکنار شده و تغییرات دیگری نیز در ارتش در راه است

پژوهش و نگارش: مجید تفرشی

 

از آغاز تابستان 1978/ 1357 شمسی، دیگر نیاز چندانی به پیشگویی یا تحلیل سرآمدان داخلی یا ناظران رسمی و غیررسمی خارجی برای شناخت فرد یا جریانی که رهبری جنبش ضد شاه را بر عهده داشت، نبود. در این زمان دیگر آیت‌الله العظمی خمینی آشکار و انکارناشدنی به رهبر بی‌چون و چرای انقلاب اسلامی تبدیل شده بود.

در این شرایط، دولت جمشید آموزگار که عمدتا با هدف حل و فصل مشکلات اداری و اقتصادی بر سر کار آمده بود، پس از یک سال، کارآیی خود را از دست داد. فصل که به میانه رسید، آموزگار جای خود را به جعفر شریف امامی داد که با برنامه سرعت بخشیدن به آزادی‌های سیاسی، اجازه دادن به فعالیت احزاب سیاسی مخالف، بازگرداندن دانشجویان مخالف اخراجی به دانشگاه‌ها، گفت‌وگو با رهبران مسئولتر جامعه مذهبی و دستگیری خرابکاران و عوامل تخریب و آتش‌سوزی وارد صحنه شد، چنانکه در گزارش‌های گوناگون آمریکایی و بریتانیایی آمده، گمان شاه بر این بود که شریف امامی با استفاده از سابقه خانوادگی روحانی خود خواهد توانست به مصالحه با رهبری روحانی نهضت دست یابد.

ارزیابی سفارت بریتانیا از دوران نخست‌وزیری آموزگار از نظر «مدیریت اقتصادی» و «تزریق واقعیت به مراتب بزرگتر به اقتصاد» و مقابله با تورم شدید و کاهش آن به نرخ 10 درصد، مثبت بود، ولی او در کنترل نارضایتی روحانیان و پیروان آنان ناتوان عمل کرد.

این گزارش همچنین از «ناتوانی آموزگار در برقراری یک رابطه آسان‌ کاری با شاه» در دوران نخست‌وزیری آموزگار خبر می‌دهد.

سفارت بریتانیا همچنین آموزگار را در زمینه جلب اعتماد عمومی به سیاست‌های جدید شاه ناموفق دانسته و با اشاره به تجربه حزب رستاخیز، کوشش‌های سیاسی آموزگار در جلب مشارکت سیاسی عمومی را به یکباره ناموفق ارزیابی می‌کند.

در ادامه این گزارش، با تأکید بر وخیم شدن وضع دانشگاه‌های ایران در 9 ماه اخیر، از شکست برنامه‌های آموزگار در کنترل وضع دانشگاه‌ها نیز به عنوان یکی از دلایل ناتوانی و سقوط غافلگیر کننده دولت وی یاد و عنوان شده که هوشنگ نهاوندی، رئیس وقت دانشگاه و وزیر علوم بعدی با استفاده از موقعیت و تأسیس گروه بررسی مسائل ایران در دانشگاه تهران موجب بدتر شدن اوضاع شد.

گزارش فوری و محرمانه «جورج چالمرز»، دبیر اول سفارت بریتانیا در تاریخ 27 اوت، با فرستادن خبر تشکیل دولت شریف امامی و اعلام رئوس برنامه‌های اعلام شده از سوی او نوشت: «شریف امامی، یکی از تنها بازماندگان معتمدان نزدیک به شاه است که از زمان مرگ [منوچهر] اقبال و [امیر اسدالله] علم، به تدریج به نفوذ او افزوده شده است.

گفته می‌شود که شریف امامی به روش برخورد آموزگار با وضعیت مذهبی بسیار انتقاد داشته و همچنین نقش اساسی در متقاعد ساختن شاه در برکنار کردن [نعمت الله] نصیری از سمتش در ریاست ساواک داشته است.»

در یک گزارش بیوگرافیک در اسناد وزارت خارجه بریتانیا، از شریف امامی 68 ساله (متولد 1910) به عنوان «یک فراماسون نزدیک به شاه و دارای نفوذ قابل توجه سیاسی» یاد شده که در زمینه تجارت بسیار فعال بوده و دوست واقعی بریتانیا و از نظر تجاری متمایل به آلمان است.

چالمرز دو روز از گزارش فوری خود در یک گزارش تفصیلی به جریان‌هایی که به انتصاب شریف امامی منجر شده بیشتر پرداخت: «این تصمیم [تغییر نخست‌وزیر از آموزگار به شریف امامی] بر پایه نیاز به شاه تحمیل شد».

بخش دیگری از این گزارش، صف‌آرایی نیروهای مذهبی روحانیان در برخورد با حکومت را این گونه توصیف می‌کند: «اگرچه دیده نشده که روحانیت در برانگیختن ناآرامی‌ها هماهنگ عمل کند، با آغاز ماه رمضان، چهره‌های معتدلتری همچون آیت‌الله‌های قم مانند [آیت الله کاظم] شریعتمداری به طور روزافزونی بر اثر پیشروی ملاهای تندروتری که در خطابه‌های آتشین خود به بیان دیدگاه‌های تند ضد پهلوی [آیت الله] خمینی تبعیدی به عقب رانده می‌شوند.»

در ادامه این گزارش به دستگیری روحانیان تندور و همچنین پیوستن بازماندگان کشته شدگان حادثه دلخراش آتش‌سوزی در سینما رکس در آبادان به مخالفان به دلیل متهم کردن حکومت در ناتوانی در دفع آتش‌سوزی و نجات مردم اشاره و درباره تلاش‌های دولت برای رسیدن به یک توافق با روحانیان میانه‌رو چنین ذکر شده است: «ما دریافتیم که دولت مدت‌هاست در تلاش برای رسیدن به یک توافق با روحانیت است. ولی ما متوجه شدیم که به دلیل نبود وحدت در بین روحانیان، آیت‌الله‌های مشهور از هدف انتقاد قرار گرفتن از سوی ملاهای تندروتر و در نتیجه سخت‌تر شدن اهدافشان در هراسند.»

در بخش دیگر این گزارش، به فشار روحانیان به برکناری آموزگار و دولت وی به دلیل بی‌‌توجهی به روحانیت اشاره و عنوان شده که همسر خارجی آموزگار به دلیل اتهام یهودی تبار بودنش از سوی حلقه‌های مذهبی مورد انتقاد واقع شده است.

این گزارش درباره دلیل دیگر شاه برای روی آوردن به دولت شریف امامی می‌نویسد: «شاه برای کنترل اوضاع مشخصا تصمیم گرفت تا دولتی را با چهره‌ای کاملا جدید ارایه کند و برای کاملا محکم ساختن شرایط، نیاز به کسب نظر موافق روحانیان مخالف داشت.»

در این گزارش، از رویکرد جدید شاه به شعارهای دینی، کنار گذاردن تقویم جدید شاهنشاهی و بازگشت به تقویم هجری شمسی، تغییر رئیس سازمان اوقاف و انتصاب یک وزیر به این سمت، عدم انتصاب وزیر زن در دولت جدید و برکنار کردن استاندار نامحبوب خراسان به عنوان نشانه‌هایی برای سیاست جدید شاه برای جلب نظر جامعه مذهبی یاد شده است.

در ادامه این گزارش از نفوذ بهاییان به عنوان یکی از دلایل نارضایتی مداوم جامعه مذهبی از حکومت شاه یاد و عنوان شده که چهار ژنرال متهم به بهایی بودن، از سمت‌های خود در ارتش برکنار شده و تغییرات دیگری نیز در ارتش در راه است.

چالمرز در ادامه تأکید دارد: «آشکار است که آشتی با مخالفان مذهبی، موضوع اصلی تغییرات است، ولی امتیازاتی به دیگر گروه‌های سیاسی نیز داده می‌شود؛ از جمله آن که احزاب مخالف آزادند در انتخابات بعدی مجلس شرکت کنند.»

چالمرز در سومین گزارش پیاپی و محرمانه خود درباره دولت جدید شریف امامی از قول یکی از معتمدان نخست‌وزیر جدید چنین می‌نویسد: «او انتظار دارد تا کار خود را در هجدهم ماه تا دو سال به انجام برساند؛ این بدان معنی است که او امیدوار است تا در این مدت بتواند اهداف و ابتکارات سیاسی رژیم را بهبود بخشد و اهداف شاه در ایجاد آزادی بدون شتاب و از کنترل خارج شدن اوضاع، پیروزی در انتخابات سال بعد و واگذاری قدرت به یک دولت مقتدر برای هدایت سکان در وضعیت کنونی را به انجام رساند.»

گذشت زمان نشان داد که دولت شریف امامی، نه تنها دو سال و یا هجده ماه، که تنها سه ماه بر سر کار ماند و در عمل و به دلیل شدت گرفتن جریان جنبش انقلابی در ایران، به هیچ یک از اهداف مورد نظر خود و شاه نیز دست نیافت.

چالمرز با خوش‌باوری بر این اعتقاد بود که با روی کار آمدن دولت جدید و سختگیری نیروهای امنیتی در ماه رمضان آن سال درباره فعالیت‌های نیروهای تحریک کننده مذهبی، منبرها خالی باشد و دولت بدون مشکل از این دوره بگذرد و پس از آن نیز به دلیل نبودن مناسبت دینی، شرایطی برای سخنرانی‌های آتشین روحانیان تندرو بر سر منابر وجود نداشته باشد.

در این شرایط، سفارت بریتانیا همچنان با نگاهی مثبت در انتظار حل مسالمت آمیز اختلاف دیرینه بین روحانیت و حکومت بود: «جریان اسلامی در ایران با وجود پیچیدگی شرایطی و نبود یک بدیل مشخص، هیچ علاقه‌ای به ادامه سلطنت پهلوی ندارد.»

«ایوور لوکاس»، رئیس بخش خاورمیانه، در گزارش روز چهارم سپتامبر خود، خطاب به دیوید اوئن، وزیر خارجه بریتانیا ضمن تشریح شرایط حکومت در برابر مخالفان و قابل درک بودن این حرکت اجباری شاه چنین نتیجه‌گیری کرد: «بدون شک، شاه با بزرگترین چالش علیه حکومتش از زمان انقلاب سفید در سال 1963 روبه‌روست. تغییر غیرمنتظره دولت شاید به اندازه کافی نشانه تغییر نباشد. آقای شریف امامی به هیچ وجه مرد مقتدری نیست. در این شرایط، امکان توفیق دورنمای یک مصالحه قابل اجرا بین شاه و مخالفانش را نباید جدی گرفت. با این همه بالا آمدن وی [شریف امامی] در جهت منافع ما بود.»

سیا: امکان مصالحه شاه با چپگرایان بیشتر از مذهبی‌های تندرو است

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در یک گزارش سری توجیهی به تاریخ ششم سپتامبر که برای دولت بریتانیا و از آن طریق به سفارت آن کشور در تهران فرستاده شده بود، تأکید کرد که اوضاع کنونی «نتیجه مشکلات حل نشده و نهفته در اعماق نیمه دهه 1960» است. اشاره این گزارش به قیام پانزدهم خرداد و سرکوب آن از سوی حکومت شاه بود. در این گزارش با اشاره به سرسختی جامعه انقلابی مذهبی چنین ذکر شده بود: «شاه بخت بیشتری برای دستیابی به یک توافق موفق با چپگرایان دارد تا با افراطیان مسلمان. جدایی بین آیت‌الله‌های تندرو و میانه‌رو، حاکی از نبود سازمان‌های سیاسی است. میانه‌روها احساس می‌کنند که تندروان ممکن است آنان را پشت سر بگذارند و حمایت توده‌ها را در اختیار خود بگیرند.»

این گزارش با استقبال از نخست‌وزیری شریف امامی به عنوان «گامی سازنده» یاد و چنین توصیف شده است: «او از نظر خلق و از طریق خانواده و دیگر تماس‌هایش انتخاب خوبی برای معامله با جامعه مسلمان است، ولی متقاعد کردن روحانیان به این که شاه خواستار آشتی با بنیادگرایان دینی است و ایجاد یک پل ارتباطی زمانبر است و در این مورد شاید زمان کافی نباشد. شواهدی هست، مبنی بر این که حاکمان محافظه‌کار میانه‌رو در منطقه، از قبیل عربستان سعودی و کویت، بسیار نگران [وضع ایران] هستند.»

ارزیابی تحلیلی سازمان سیا نیز همانند برخی دیگر از گزارش‌های دیپلماتیک غربی، عنصر کلیدی در تداوم اقتدار حکومت پهلوی و «جلوگیری از بروز هرج و مرج» را «وفاداری ارتش» به شاه می‌دانست.

در این گزارش چنین تأکید شده بود: «ارتش تاکنون، ششم سپتامبر، به هنگام فراخوانده شدن، موفق به برقراری مؤثر نظم بوده، ولی این موفقیت ممکن است در صورت صدور دستور آتش به سربازان به سوی شورشیان ادامه نداشته باشد.»

گزارش سیا با خوش‌بینی مثال‌زدنی از ضرورت برگزاری انتخابات آزاد پارلمانی به عنوان یک راهکار جدی یاد می‌کند. شاه نیز نسبت به این موضع خوشبین بود: «شاه همچنان امیدوار است که در صورت درگیر شدن مردم در روند انتخابات، اشتیاق برای تظاهرات خیابانی کاهش خواهد یافت، ولی این مسأله بدون پذیرش رهبران دینی ممکن نخواهد بود. شاه باید حرکت به سوی رها کردن بخشی از قدرت و حرکت به سوی دمکراسی را وسعت ببخشد، ولی سازمان‌های شایسته سیاسی برای اجازه دادن به وقوع کارآمدانه و با سرعت کافی چنین امری و جلوگیری از وقوع مشکلات بیشتر وجود ندارد.»

در پایان گزارش سازمان سیا تأکید شده که امیدهای فراوانی بین مصالحه بین شاه و نیروهای معتدل مذهبی وجود دارد، ولی خود آنان به آن امیدوار نیستند. روند روزگار نشان داد که دو طرف در این بدبینی کاملا بر حق بودند، چرا که در آن اوضاع ویژه، زمینه جدی برای مصالحه بدون توجه به رهبری بلامنازع آیت‌الله خمینی فراهم نبود.

ادامه دارد...