ایران 1980 دراسناد تازه یاب آرشیو ملی بریتانیا-گزارش هفتم:روابط ایران و بریتانیا

روابط ایران و بریتانیا در اسناد آرشیو ملی بریتانیا

 

بررسی گزینه‌ قطع روابط

در نشست روز ۳۱ دسامبر ۱۹۷۹ (۱۰دی ۱۳۵۸) کمیسیون مشترک بررسی راه‌کارهای غیرنظامی علیه ایران، در حالی که روابط ایران و بریتانیا همچنان به طور کامل در جریان بود و سفرای دو کشور نیز به کار خود ادامه می‌دادند، گزینه قطع کامل ارتباط دیپلماتیک بریتانیا با ایران نیز مورد بررسی قرار گرفت:

قطع رسمی روابط و خروج کارکنان [سفارت] باید با احتیاط کامل انجام شود. [در این صورت] بریتانیا دشمن شماره دو ملت باقی خواهد ماند و احتمال جدی وجود دارد که دست کم از خروج کارکنان ما جلوگیری شود. لذا ضرورت دارد که تعداد مشاغل را بدون اعلام رسمی کاهش داد و تنها زمانی قطع روابط را اعلام کرد که تعداد گروگان‌های بالقوه به حداقل کاهش یابد. اگر روابط قطع شود می‌توانیم انتظار داشته باشیم که دو مقر بزرگ ما [ساختمان اصلی سفارت در خیابان فردوسی و باغ قلهک]- به بهای تقریبی هفتاد تا هشتاد میلیون پاوند- نیز مصادره شده و شاید هرگز نشود آن‌ها را بازپس گرفت. هر چند که نهایتا می‌توان خسارت دریافت کرد."

 

برپایی سد روادید در برابر ایرانیان

در ادامه همین نشست با اشاره به عدم نیاز ایرانیان به اخذ روادید قبل از سفر به بریتانیا، تخمین وجود بیست هزار دانشجوی ایرانی در آن کشور و ورود روزانه هزار ایرانی فقط در فرودگاه هیثرو لندن، عنوان شده که با وجود آن که بیشترین تعداد ممانعت از ورود به خاک بریتانیا متعلق به اتباع ایرانی بوده، ولی همچنان راهکار جدی برای کنترل ورود ایرانیان و به خصوص حامیان انقلاب، برقراری مجدد اخذ روادید قبل از سفر است.

این اقدام به طور عملی و رسمی چند ماه بعد به اجرا درآمد و معاهده عدم ضرورت اخذ روادید بین ایران و بریتانیا رسما در ۲۷ آوریل ۱۹۸۰/ ۷ اردیبهشت ۱۳۵۹ لغو شد و پس از حدود هفت سال که از معاهده لغو روادید بین ایران و بریتانیا سپری شده بود،از آن تاریخ به بعد ایرانیان برای ورود به خاک بریتانیا نیازمند اخذ ویزا قبل از سفر شدند. به دنبال بریتانیا چند کشور دیگر اروپایی از قبیل آلمان فدرال نیز مقررات اخذ روادید برای ایرانیان را برقرار کردند.

 

روابط اقتصادی

از سوی دیگر ارزیابی‌های رسمی نشان می‌داد که اعمال تحریم بریتانیا علیه ایران، ضمن از بین بردن بازار سالانه ۲۰۰ میلیون پاوندی و قراردادهای جدید ۱۰۰ میلیون پاوندی، تاثیر قابل توجهی در بازار کار بریتانیا، به جز در کمپانی تالبوت طرف قرارداد با ایران ناسیونال در تامین قطعات و ساخت خودروی پیکان نداشت.

با وجود این تخمین که ظاهرا پایین‌تر از واقعیت‌های موجود بازار، در آمارهای ارایه شده برای جبران خسارتهای احتمالی بازرگانان و صاحبان صنایع بریتانیایی طرف قراداراد با ایران، خسارت تخمینی قابل پرداخت به افراد یا موسسات متضرر از تحریم ایران حدود ۶۴۹ میلیون پاوند پیش بینی شده بود که می‌بایست توسط موسسه دولتی "اداره تضمین اعتبارا صادرات/ ای.سی.جی.دی" پرداخت می‌شد.

یکی دیگر از راهکارهای پیشنهادی بریتانیا، مسدود کردن نقدینه‌های ایران در بانکهای آن بریتانیا بود. آمارها حاکی از وجود هفت میلیارد دلار ذخیره ارزی ایران در بریتانیا بود که از این میان سه میلیارد در موسسات اقتصادی آمریکایی و چند ملیتی مستقر در لندن و چهار میلیارد دلار دیگر در بانکهای داخلی بریتانیا پس‌انداز شده بود.

علاوه بر آن ایران چندین پرونده بستانکاری از موسسات بریتانیایی به خصوص در مورد خریدهای معوقه یا ملغی شده نظامی داشت. ضمن آن که از زمان حکومت پهلوی وام‌های دوستانه یا مشارکتی به بریتانیا وجود دشات که هنوز مبالغی از بازپرداخت آن باقی مانده بود. مهم‌ترین مورد از این دست باقی مانده چهارصد میلیون پاوندی وام دولت ایران به "شورای آب بریتانیا" بود که بازپرداخت آن به بهانه انقلاب، گروگان گیری، جنگ و سردی روابط دو کشور، تا سالها بعد به تعویق افتاد.

 

موضوع عنوان "خلیج فارس"

یکی از موضوعات مورد مناقشه ایران با کشورهای غربی و عربی که به خصوص از دهه هفتاد میلادی جدی شد و در سالهای پس از انقلاب ادامه یافت و اکنون نیز ادامه دارد، مساله استفاده از عناوین غیررسمی و غیرتاریخی برای خلیج فارس بود. در طول نیم قرن اخیر، این مساله بارها به بروز کدورت آشکار و اعتراض رسمی و مردمی ایران شده است. این مشکل در سالهای بعد از انقلاب و به عنوان واکنشی به اختلافات سیاسی ایران و غرب و در راستای اهمیت یافتن مناسبات غرب با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نمایان‌تر شده است.

یکی از اسناد جالب در پرونده‌های تازه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، یادداشت رسمی بخش خاورمیانه وزارت خارجه بریتانیا در تاریخ ۷ فوریه ۱۹۸۰/ ۱۸بهمن ۱۳۵۹ درباره نام رسمی خلیج فارس و مخالفت با تغییر آن در مکاتبات اداری است.

در این سند که توسط دیوید میرز (David Miers) رییس بخش خاورمیانه تهیه شده آمده است: "مجموعه نام‌های خلیج فارس موضوع یک دعوای طولانی بین ایران و جهان عرب شده است.ما مستمرا این دیدگاه را داشته‌ایم که نام صحیح انگلیسی و جغرافیایی خلیج فارس (پرشین گلف) است. این نام مورد استفاده عمومی است و اعراب نیز تا دهه ۱۹۵۰آن را استفاده می‌کردند. سیاست رسمی این بوده که در صورت برخوردن به اعراب، در مکاتبات رسمی پیشوند (پرشین/ فارس) را بیاندازیم، ولی هرگز از عبارت مشخص خلیج عربی استفاده نکرده‌ایم. من دلیلی نمی‌بینم که در شرایط کنونی این سیاست را تغییر دهیم. ما آرزو داریم وقتی مساله گروگان‌گیری خاتمه یافت، روابط دراز مدت خوبی با ایران داشته باشیم."

برخلاف اعلام رویه میرز، چه در اسناد سال ۱۹۸۰ و چه در سال‌های قبل موارد متعددی در مکاتبات رسمی بریتانیا از واژه خلیج عربی به جای خلیج فارس استفاده شده است. برای نمونه می‌توان به گزارش نشست روز چهارم دسامبر/ ۱۳ آذر آدریان فورتسکیو نفر دوم سفارت بریتانیا در واشینگتن با گری سیک معاون شورای امنیت ملی آمریکا با موضوع بهره‌مندان از جنگ ایران و عراق اشاره کرد که دیپلمات انگلیسی در گزارش کتبی خود از این دیدار از واژه خلیج عربی استفاده کرده بود.

 

دانشجویان سیاسی ایرانی در انگلستان

از زمان اوج گیری انقلاب، حضور دانشجویان ایرانی در بریتانیا با دیدگاه‌های مختلف، موجب بروز مشکلاتی برای آن کشور شد. گروه‌های متنوع دانشجویی مخالف جمهوری اسلامی که بیشتر حامی مجاهدین خلق یا چریک‌های فدایی و در درجه بعد هوادار جناح‌های ملی گرا یا سلطنت طلب بودند.

علاوه بر این گروهها، عده قابل توجهی از دانشجویان ایرانی نیز دارای گرایشهای اسلامی حامی جمهوری اسلامی بودند.

در زمان گروگان‌گیری و اشغال سفارت ایران در لندن (که در مقاله ای جداگانه به آن پرداخته خواهد شد)، گروهی از دانشجویان با هدایت روحانیان ایرانی و شیعه محلی در اطراف سفارت تجمع کرده و با شعارهای خود گاه موجب تشنج و درگیری با دیگر گروه‌ها می‌شدند و به دردسرهای پلیس نگران گروگان‌گیری می‌افزودند.

 

ماجرای انفجار بمب در هتل کویینز گاردن

ساعت نه و نیم صبح روز ۱۷ مه ۱۹۸۰/ ۲۷ اردیبهشت، ۱۲ روز پس از پایان خونین ماجرای اشغال، بمبی در هتل کویینز گاردن در لندن منفجر شد که منجر به کشته شدن فردی به نام "غلامحسین مستقیمی تهرانی" ۴۴ ساله، ( با نام مستعار حسین ناصری) و دستگیری دو دوست وی به نام‌های عبادالله نوری‌پور ۲۷ ساله (با نام مستعار اسد ناصری) متولد هشترود و رضا طبری آبکوه ۲۸ ساله شد. پلیس همچنین در محل حادثه یک بمب عمل نکرده دیگر از همان نوع و اندازه کشف کرد. در این حادثه، طبری آبکوه نیز به حدی مجروح شده بود که تا یک هفته امکان بازجویی از وی ممکن نبود. مستقیمی تهرانی و نوری‌پور ۱۳ روز قبل از حادثه وارد بریتانیا شده بودند.

به باور پلیس لندن که در گزارش ۱۷ ژوئن/ ۲۷ خرداد جان پول یکی از مسئولان تجسس اسکاتلندیارد منعکس شده، این عده که از هواداران شناخته شده جمهوری اسلامی و عضو یگ گروه مخفی ضربت بوده و در هتل مشغول ساخت یک بمب برای استفاده علیه مخالفان حکومت ایران و مشخصا "یک گروه یا فرد طرفدار شاه در بریتانیا" بوده‌اند. نوری‌پور در بازجویی‌ها عنوان کرده بود که خواهرزاده مستقیمی تهرانی است و دایی او در ایران صاحب یک گاراژ و از دوستان غلامعلی افروز کاردار و محمد مهدی سازگارا رایزن فرهنگی سفارت ایران در لندن است.

تحقیقات پلیس همچنین نشان می‌داد که متهمان در زمان وقوع انفجار تلفنی مشغول صحبت با بخش فرهنگی سفارت ایران بوده‌اند

/ 1 نظر / 18 بازدید
turkmen

از اینکه با نامها و عناوبن متفاوت جاسوسان عمل میکنند هیچ شکی نیست ولی شخصا ملاها را پخمه قلمداد میکردیم ولی بیرون آمدن این مدارگ گویای اینست که آنها علاوه بر اینکه قبل از انقلاب با حمایت غرب به این مسند رسیدند حتما مشاورین کارکشته که در سازمانهای جاسوسی تعلیم دیده اندرا آشکارا میتوان از حرکتهایی که جمهوری اسلامی همزمان ترتیب میدهد.مسئله دانشجویان ..ترور شخصیتها ووووبجای کار کردن در داخل برای تحکیم انقلاب آنها به عنوان یک شبکه گسترده عمل میکردند پس اینها تجاربی بسیار پرتر و غنی تر نسبت به جریانات سیاسی متفاوت اوپوزسیون داخل داشتند که خود خیلی سوال برانگیز است .در ضمن جاسوسان انگلیسی هم پوششهای متفاوتی استفاده کردهاند.ولی ملاها توانستند تشخیص دهند هدف اصلی آنان را.این اسناد را سازمانهای سیاسی ساده لوحی که دلخوش کرده بودند به بعضی تئوریها باید با دقت یاد بگیرند.