وطن

وطن

 

سروده: سیاوش کسرایی

 

وطن٬ وطن

نظر فکن به من که من

به هر کجا٬غریب وار٬

که زیر آسمان دیگری غنوده ام

همیشه با تو بوده ام

همیشه با تو بوده ام

اگر که حال پرسی ام

تو نیک می شناسی ام

من از درون قصه ها و غصه ها بر آمدم:

حکایت هزار شاه با گدا

حدیث عشق ناتمام آن شبان

به دختر سیاه چشم کدخدا

ز پشت دود کشت های سوخته

درون کومه ی سیاه

ز پیش شعله های کوره ها وکارگاه

تنم ز رنج٬عطر وبو گرفته است

رخم به سیلی زمانه خو گرفته است

اگر چه در نگاه اعتنای کس نبوده ام

یکی ز چهره های بی شمار توده ام

چه غمگنانه سال ها

که بال ها

زدم به روی بحر بی کناره ات

که در خروش آمدی

به جنب و جوش آمدی

به اوج رفت موج های تو

که یاد باد اوج های تو!

در آن میان که جز خطر نبود

مرا به تخته پاره ها نظر نبود

نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان

به گودهای هول

بسی صدف گشوده ام

گهر ز کام مرگ در ربوده ام

بدان امید تا که تو

دهان و دست را رها کنی

دری ز عشق بر بهشت این زمین دل فسرده وا کنی

به بند مانده ام

شکنجه دیده ام

سپیده٬ هر سپیده جان سپرده ام

هزار تهمت و دروغ وناروا شنوده ام

اگر تو پوششی پلید یافتی

ستایش من از پلید پیرهن نبود

نه جامه ٬جان پاک انقلاب را ستوده ام

کنون اگر که خنجری میان کتف خسته ام

اگر که ایستاده ام

و یا ز پا فتاده ام

برای تو٬ به راه تو شکسته ام

/ 7 نظر / 17 بازدید
محمد جعفرپور

شعری از سوز دل و دلواپسی برای میهن و آینده اش. انتخاب این شعر شورانگیز از شاعری چپ گرا که لزوما با او هم موضع سیاسی نیستید نشان دهنده وسعت افق دید و آزادگی شماست.

نعمت الله فاضلی

سلام آقای دکتر تفرشی عزیز مدت هاست زیارت تان نکرده ام و مشتاق دیدار. امیدوار تندرست باشید و قلم چون همیشه پربار باد.

حسن مستقیمی تهرانی

دوست و همکلاس قدیم مدرسه علوی سلام از اینکه تحقیقات و مطالب شما مورد توجه عموم اهل فن قرار میگیرد بسیار خوشحالم

وکیل ایرانی

سلام استاد من همان میرزای ایرانی هستم که برای مطلب سفرنامه مکه ام نظر گذاشتید استاد می خواستم با توجه به آنکه که شما دیدی تاریخی دارید آینده ایران را چگونه پیشبینی می کنید؟ دوست دارم بیشتر باشما در ارتباط باشم راستی با مطلبی با عنوان " اعدامی " اولین خاطره ام در مواجه با یک اعدامی در 17 سالگی است قربان شما وکیل ایرانی

سیدعباس سیدمحمدی

سلام علیکم آقای مجید تفرشی. اولاَ بنده از طرف پدرم و از طرف والدین مادرم از روستای انجیله نزدیک تفرش هستم (هرچند نمی دانم شما جز نام خانوادگی تان آیا واقعاَ تفرشی هستید یا نه) ثانیاَ من در عمر 37 ساله ام تفرش را ندیدم ثالثاَ من الان در اینترنت جایی خواندم شما در پوشه ای در کتابخانه ی تان نمایشنامه ای از اوگانیانس را داشته اید لطفاَ از طریق وبلاگم یا ایمیلم بفرمائید نام نمایشنامه چیست و بفرمائید آیا جناب عالی اطلاعی دارید از اوگانیانس آیا الان در ایران یا جای دیگر دنیا بازمانده ای هست یا نه و بفرمائید با این که ظاهراَ نام درستتر ایشان اووانس اوهانیان بوده چرا اوگانیانس نامیده می شده قربانت تهران سیدعباس سیدمحمدی

فرشید

محبت کنید بعد از چاپ اسناد محرمانه ی آرشیو ملی بریتانیا اسم کتاب و ناشر آن را در وبلاگتان بگویید تا ما در ایران مطلع شویم . و بتوانیم تهیه کنیم .

احسان

به نام خدا جدالب بود بسيار جالب بود